English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 227 (15 milliseconds)
English Persian
two phase to earth fault اتصال زمین دو فاز
Search result with all words
connection اتصال زمین
connexions اتصال زمین
ground اتصال به زمین
ground اتصال زمین
ground اتصال مدار الکتریکی به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر.
earth اتصال به زمین
earth به زمین اتصال دادن
earth اتصال سیم بین وسیله الکتریکی و زمین که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earth اتصال وسیله الکتریکی به زمین
earths اتصال به زمین
earths به زمین اتصال دادن
earths اتصال سیم بین وسیله الکتریکی و زمین که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earths اتصال وسیله الکتریکی به زمین
positive اتصال به منبع تغذیه که در فرفیت الکتریکی بیشتری از زمین است و جریان را به یک قطعه تامین میکند
dead ground اتصال به زمین کشنده
dead earth اتصال زمین
ground connection اتصال زمین
double earth fault اتصال زمین دوبل
double earth fault اتصال زمین دوفازه
earth fault اتصال به زمین تصادفی
earthing اتصال زمین
ground conection اتصال زمین
ground detector اشکارساز اتصال با زمین
ground indicator اشکارساز اتصال با زمین
line to earth fault اتصال کوتاه زمین
polyphase earth اتصال زمین دوبل
Other Matches
male connector ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
layers لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patches کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patch کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
PPP پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
connector وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibre نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibres نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacts یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
linkages مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivels اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
drawbar بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivelled اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkage مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
RJ connector نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
terminal محل اتصال پیچ اتصال
leads قطب اتصال سیم اتصال
lead قطب اتصال سیم اتصال
terminals محل اتصال پیچ اتصال
slip road سینه کش اتصال فراز اتصال
ramps سینه کش اتصال فراز اتصال
cascade connection اتصال کاسکاد اتصال پلهای
ramp سینه کش اتصال فراز اتصال
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
T connector اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
subscriber's line اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile موشک زمین به زمین
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall. بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
symphysis اتصال
unions اتصال
seams خط اتصال
conjunction اتصال
butt joint riveting اتصال لب به لب
colligation اتصال
nexus اتصال
bonding اتصال
seam خط اتصال
fitting اتصال
conjunctions اتصال
concatenate اتصال
clutch dog فک اتصال
joint اتصال
connect node کد اتصال
scarfs اتصال
hitching اتصال
hitches اتصال
hitched اتصال
hitch اتصال
contact اتصال
bounding اتصال
suspension اتصال
contacted اتصال
connector اتصال
conjuncture اتصال
contacting اتصال
incorporation اتصال
continuity اتصال
suspensions اتصال
connection line خط اتصال
connectivity اتصال
juncture اتصال
v joint اتصال "وی "
lap joint اتصال لب به لب
union اتصال
law of continvity اتصال
lead wire خط اتصال
contacts اتصال
coupling اتصال
scarf اتصال
coitus اتصال
fusion اتصال
tie down اتصال
attach اتصال
junctions اتصال
network اتصال
butt joint اتصال لب به لب
attaches اتصال
cutter link اتصال
inosculation اتصال
binding اتصال
interconnection اتصال
connection اتصال
abutment اتصال
abjoint بی اتصال
networks اتصال
attaching اتصال
tie line خط اتصال
link اتصال
interconnetion اتصال
bindings اتصال
wiring اتصال
fusions اتصال
connexions اتصال
jump joint اتصال لب به لب
single u butt weld اتصال لب به لب "یو"
junction اتصال
single u butt joint اتصال لب به لب "یو"
acondylous منفصل بی اتصال
plug connection اتصال دوشاخه
tapped اتصال وسط
interconnects اتصال به یکدیگر
network circuit اتصال شبکه
interconnecting اتصال دادن
interconnected اتصال به یکدیگر
interconnects با هم اتصال دادن
tapping اتصال وسط
pipe connection اتصال لوله
interconnects اتصال دادن
zigzag connection اتصال زیگزاگ
discontinuities عدم اتصال
cluster joint اتصال خوشهای
interconnecting اتصال به یکدیگر
interconnecting با هم اتصال دادن
adaptor piece حلقه اتصال
interconnected با هم اتصال دادن
joint مهره اتصال
open circuit اتصال باز
line termination circuit اتصال مشترک
conjunctions اتصال اقتران
conjunction اتصال اقتران
short-circuits اتصال کوتاه
concatenated key کلید اتصال
short-circuit اتصال کوتاه
conference circuit اتصال پیشنهادی
commissure محل اتصال
commissure سطح اتصال
contact lever اهرم اتصال
interconnected اتصال دادن
y winding اتصال ستاره
acondylose منفصل بی اتصال
interconnect اتصال به یکدیگر
tap اتصال وسط
interconnect با هم اتصال دادن
interconnect اتصال دادن
y connection اتصال شلواری
collector contact اتصال کلکتور
y connection اتصال ستاره
connecting اتصال دهنده
truss joist تیر اتصال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com