English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
double flanged butt joint اتصال لب به لب- لبه دوبل
Search result with all words
double delta connection اتصال مثلث دوبل
double earth fault اتصال زمین دوبل
double u butt joint اتصال لب به لب یو دوبل
polyphase earth اتصال زمین دوبل
Other Matches
double squirrel cage motor موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
male connector ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
layers لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patches کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
connector وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibre نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibres نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contact یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
duple دوبل
linkages مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkage مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivels اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
drawbar بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
double integral انتگرال دوبل
double u butt weld جوش لب به لب یو دوبل
double acting fuse فیوز دوبل
double amplitude دامنه دوبل
double belt تسمه دوبل
double bottoms ناو کف دوبل
fours مسابقه دوبل
double diode دیود دوبل
double entry bookkeeping حسابداری دوبل
double seam درز دوبل
double frequency فرکانس دوبل
double refraction شکست دوبل
double knot گره دوبل
double refraction انکسار دوبل
double vee guide راهنمای وی دوبل
dual capacitor خازن دوبل
push and pull lever اهرم دوبل
doubles بازی دوبل
double بازی دوبل
twin conductor هادی دوبل
doubled بازی دوبل
doubled up بازی دوبل
twin lever اهرم دوبل
double check کیش دوبل
dual tire لاستیک دوبل
double-checks کیش دوبل
double-checked کیش دوبل
double-checking کیش دوبل
double-check کیش دوبل
double bank radial engine موتور ستارهای دوبل
double accumulator switch کلید انباره دوبل
double dribble خطای دوبل در بسکتبال
indenture دوبل کردن قرارداد
double i butt weld جوش درزی ای دوبل
double flanged seam درز- لبه دوبل
double tandem engine موتور سری دوبل
double three spindle machine دستگاه سه هرزگردی دوبل
double rotor motor موتور با رتور دوبل
duplex fixed bed miller دستگاه فرز دوبل
double knee لوله زانویی دوبل
dual crank میل لنگ دوبل
double entry سیستم دفترداری دوبل
double integration method روش انتگرال دوبل
double track railway bridge پل راه اهن باسکوی دوبل
double two high rolling mill دستگاه نورد مضاعف دوبل
double thrust bearing یاطاقان با فشار محوری دوبل
double angle milling cutter دستگاه فرز زاویه دوبل
double keyway broach مته دستی با جا خار دوبل
double helical gear چرخ دندانه مارپیچی دوبل
double thrust ball bearing بلبرینگ با فشار محوری دوبل
double multiple disc clutch کلاج چند صفحه- دوبل
double four spindle machine دستگاه چهار هرزگردی دوبل
RJ connector نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
cascade connection اتصال کاسکاد اتصال پلهای
terminals محل اتصال پیچ اتصال
terminal محل اتصال پیچ اتصال
slip road سینه کش اتصال فراز اتصال
leads قطب اتصال سیم اتصال
lead قطب اتصال سیم اتصال
ramps سینه کش اتصال فراز اتصال
ramp سینه کش اتصال فراز اتصال
adjustable double endwrench آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
double squirrel cage موتور با رتور قفس سنجابی دوبل
double frame hobbing machine دستگاه فرز غلطکی با قاب دوبل
double accentric press پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
duplex operation کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
double base diode دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
up and back بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
service line خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
credits ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
crediting ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credited ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credit ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
alley حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
T connector اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
duodide دیود مضاعف دیود دوبل
two cell accumulator اکومولاتور دو سلولی اکومولاتور دوبل
bight حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
fusions اتصال
networks اتصال
attaches اتصال
tie down اتصال
coitus اتصال
attach اتصال
attaching اتصال
network اتصال
tie line خط اتصال
fusion اتصال
joint اتصال
hitch اتصال
hitched اتصال
hitches اتصال
cutter link اتصال
hitching اتصال
unions اتصال
v joint اتصال "وی "
union اتصال
bonding اتصال
seam خط اتصال
seams خط اتصال
scarf اتصال
scarfs اتصال
conjunctions اتصال
binding اتصال
bindings اتصال
abjoint بی اتصال
abutment اتصال
butt joint اتصال لب به لب
butt joint riveting اتصال لب به لب
jump joint اتصال لب به لب
clutch dog فک اتصال
colligation اتصال
concatenate اتصال
conjuncture اتصال
connect node کد اتصال
connection line خط اتصال
connectivity اتصال
conjunction اتصال
nexus اتصال
bounding اتصال
symphysis اتصال
coupling اتصال
juncture اتصال
single u butt joint اتصال لب به لب "یو"
lead wire خط اتصال
law of continvity اتصال
lap joint اتصال لب به لب
continuity اتصال
fitting اتصال
interconnetion اتصال
interconnection اتصال
inosculation اتصال
suspension اتصال
suspensions اتصال
connector اتصال
link اتصال
single u butt weld اتصال لب به لب "یو"
wiring اتصال
contacts اتصال
contact اتصال
incorporation اتصال
connexions اتصال
junction اتصال
connection اتصال
junctions اتصال
contacting اتصال
contacted اتصال
knuckle joint اتصال زانویی
lap joint اتصال پوششی
circuit اتصال الکتریکی
connecting اتصال دهنده
lap joint اتصال نیمانیم
lead wire سیم اتصال
ground اتصال به زمین
circuits اتصال الکتریکی
short-circuit اتصال کوتاه
lap joint اتصال رویهم
short-circuits اتصال کوتاه
junction potential پتانسیل اتصال
internal connection اتصال داخلی
automatic drop اتصال خودکار
balanced circuit اتصال سیمتریک
ball joint توپی اتصال
interconnection scheme نقشه ی اتصال
interconnection of diagram نمودار اتصال
becket حلقه اتصال
interconnection اتصال میانی
binding post پیچ اتصال
binding screw پیچ اتصال
jack box جعبه اتصال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com