English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (4 milliseconds)
English Persian
doweled joint اتصال میخ چوبی
Search result with all words
timber assembling اتصال چوبی
Other Matches
male connector ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
ninepins یکجور بازی با نه میله چوبی که انهارابا گوی چوبی می خوابانند
stakes ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stake ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
staked ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
noggins سطل چوبی لیوان چوبی
noggin سطل چوبی لیوان چوبی
naggin سطل چوبی لیوان چوبی
trenail میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
treenail میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
croquet بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
gavel [چکش چوبی قضات] چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
layer لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patches کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layers لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
PPP پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fibres نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fiber نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacting یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
swivels اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
drawbar بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
linkage مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivelled اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
RJ connector نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
ramp سینه کش اتصال فراز اتصال
terminals محل اتصال پیچ اتصال
lead قطب اتصال سیم اتصال
leads قطب اتصال سیم اتصال
terminal محل اتصال پیچ اتصال
ramps سینه کش اتصال فراز اتصال
slip road سینه کش اتصال فراز اتصال
cascade connection اتصال کاسکاد اتصال پلهای
T connector اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
block-house دژ چوبی
timber dam سد چوبی
coach built چوبی
wooden چوبی
stockades سد چوبی
xyloid چوبی
arboreous چوبی
ligneous چوبی
stockade سد چوبی
spar تیر چوبی
fid پاروی چوبی
mauls چکش چوبی
thumbpiece مانع چوبی
thumbpiece گیر چوبی
mauling چکش چوبی
mauling پتک چوبی
sparred تیر چوبی
mauls پتک چوبی
timbering پوشش چوبی
stud پایه چوبی
spars تیر چوبی
tubs تغار چوبی
timber framing استخوانبندی چوبی
timber pile پایه چوبی
stake میله چوبی
tub تغار چوبی
lollypop اب نبات چوبی
corduroy راه چوبی
stockades سنگر چوبی
mantel board طاقچه چوبی
page گوه چوبی
play club نوک چوبی
patten کفش چوبی
pallet ماله چوبی
pallets ماله چوبی
parquet floor فرش چوبی
spile میخ چوبی
splicing fid پازور چوبی
square dance رقص چوبی
board drop hammer چکش چوبی
dowel میخ چوبی
peg میخ چوبی
quarter staff نیزه چوبی
paged گوه چوبی
reglet اشبون چوبی
pegs میخ چوبی
pages گوه چوبی
roller fender دفرای چوبی
round dance رقص چوبی
rubbing strake دفرای چوبی
xylophone سنتور چوبی
stander تیرک چوبی
firkin بشکه چوبی
staked میخ چوبی
staked میله چوبی
stakes میخ چوبی
stakes میله چوبی
stake میخ چوبی
timber تیر چوبی
mannequins مجسمه چوبی
neutral atmosphere چوبی اثر
xylophones سنتور چوبی
mallet پتک چوبی
barrack کلبه چوبی
barracked کلبه چوبی
barracking کلبه چوبی
maul or mall چکش چوبی
mannequin مجسمه چوبی
stockade سنگر چوبی
handspike اهرم چوبی
common block قرقره چوبی
barrels خمره چوبی
barrel خمره چوبی
knurr گوی چوبی
hobbyhorse اسب چوبی
brows پله چوبی
brow پله چوبی
cleat تسمه چوبی
maul چکش چوبی
maul پتک چوبی
peg-leg پای چوبی
mauled چکش چوبی
pickets میخ چوبی
lollipop اب نبات چوبی
lollipops اب نبات چوبی
cross-rail اسکلت چوبی
casks خمره چوبی
centering اسکلت چوبی
cask خمره چوبی
boiserie روکوب چوبی
wood جنگل چوبی
cock horse اسب چوبی
jumping ladder پله چوبی
kevel میخ چوبی
half-timbered نیمه چوبی
peg-legs پای چوبی
shore شمع چوبی
wooden beam تیر چوبی
woodcut باسمه چوبی
woodcraft صنایع چوبی
wood separator میانگیر چوبی
wooden pole تیر چوبی
wooden pole دکل چوبی
picketed میخ چوبی
xylem بافت چوبی
mauled پتک چوبی
lignify چوبی شدن
wood veneer روکش چوبی
woodiness خاصیت چوبی
shores شمع چوبی
picket میخ چوبی
mine timber تیر چوبی معدن
clogged کفش تخت چوبی
clogs کفش تخت چوبی
shore تیر چوبی حایل
puncheon تیر چوبی کوتاه
shores تیر چوبی حایل
bridgheboard نرده پلکان چوبی
quaker gun تفنگ چوبی بچگانه
carrel کابین یا اطاقک چوبی
nogg میخ بزرگ چوبی
peg میخ چوبی چنگک
clog کفش تخت چوبی
rocking horse اسب چوبی گهوارهای
batten fence حصار با میله چوبی
rocking horses اسب چوبی گهوارهای
doweled joint درز میخ چوبی
saddletree بدنه چوبی زین
templates قالب چوبی یا فلزی
stalling دکه چوبی کوچک
spile با میخ چوبی مسدودکردن
peels خلال نرده چوبی
woodwork قسمت چوبی خانه
bridgeboard نرده پلکان چوبی
stall دکه چوبی کوچک
pegs میخ چوبی چنگک
peel خلال نرده چوبی
woody چوبی پوشیده از چوب
template قالب چوبی یا فلزی
hip-roll تیر چوبی نبش
wood ray شعاع اوندی چوبی
pikestaff دسته چوبی نیزه
stockade جان پناه چوبی
chalet کلبه یاالونک چوبی
To shave a piece of wood. قطعه چوبی راتراشیدن
wooden lattice work شبکه کاری چوبی
sentry boxes سایبان چوبی نگهبان
crates صندوق بزرگ چوبی
stockades جان پناه چوبی
sentry box سایبان چوبی نگهبان
crate صندوق بزرگ چوبی
woodiness بافت چوبی وفوردرخت
kiching piece میخ چوبی بزرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com