English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (6 milliseconds)
English Persian
destruction اتلاف انهدام
Other Matches
extinguishment انهدام
disposal انهدام
devastation انهدام
stramash انهدام
destruct انهدام
destroy انهدام
destroying انهدام
destroys انهدام
extermination انهدام
destruction انهدام
bacteriolysis انهدام باکتری
subversion انهدام تخریب
extinction اعدام انهدام
probability of kill احتمال انهدام
survivals رهایی از انهدام
destructible انهدام پذیر
destructibility قابلیت انهدام
exterminative انهدام کننده
survival رهایی از انهدام
demolitions ویران سازی انهدام
demolition ویران سازی انهدام
exterminable نابودساختنی قابل انهدام
exterminative مایه انهدام یا انقراض
disposable end item اماد یا اقلام قابل انهدام
exterminatory اسباب نابودی مایه انهدام یا انقراض نابودسازنده
disposal انهدام اسناد و مدارک یا وسایل مصرف واگذار کردن
cryptocustodian مسئول نگهداری یا کار کردن یا انهدام وسایل رمز
spoils اتلاف
dissipation اتلاف
mis spend اتلاف
deliberate destruction اتلاف
copper loss اتلاف مس
lossy پر اتلاف
wasting اتلاف
destruction اتلاف
wreckage اتلاف
loss اتلاف
losing اتلاف
wastage اتلاف
spoiling اتلاف
spoiled اتلاف
spoil اتلاف
resistance loss اتلاف مقاومتی
heat loss اتلاف گرمایی
generator loss اتلاف مولد
power loss اتلاف توان
wreckage piece تکه اتلاف
hysteresis loss اتلاف پسماندی
transformer loss اتلاف مبدل
voltage loss اتلاف ولتاژ
loss angle زاویه اتلاف
loss factor ضریب اتلاف
passive play اتلاف وقت
iron loss اتلاف اهن
power dissipation اتلاف قدرت
i^ r loss اتلاف توان
evaporation loss اتلاف در تبخیر
dissipative factor ضریب اتلاف
core loss اتلاف اهن
core loss اتلاف هسته
dawdles اتلاف وقت
bearing loss اتلاف بالشتکی
arc drop loss اتلاف جرقهای
absorption loss اتلاف جذب
waste زائد اتلاف
dawdling اتلاف وقت
wastes زائد اتلاف
dawdled اتلاف وقت
dissipation عیاشی اتلاف
dielectric loss اتلاف دی الکتریک
energy dissipation انرژی اتلاف
economic waste اتلاف اقتصادی
dawdle اتلاف وقت
dissipation of energy اتلاف انرژی
disinvestment اتلاف سرمایه
wasted time وقت اتلاف شده
dissipation of time وقت اتلاف شده
wastes تضییع کردن اتلاف
waste تضییع کردن اتلاف
dawdle وقت اتلاف شده
time-wasting وقت اتلاف شده
waste of time وقت اتلاف شده
dielectric loss angle زاویه اتلاف دی الکتریکی
electrode dissipation اتلاف توان الکترد
eddy current loss اتلاف جریان فوکو
energy dissipation action عامل اتلاف انرژی
brush friction loss اتلاف مالشی زغال
dillydally اتلاف وقت کردن
dielectric loss factor ضریب اتلاف دی الکتریکی
quickest سریع یا بدون اتلاف زمان
quicker سریع یا بدون اتلاف زمان
quick سریع یا بدون اتلاف زمان
conversion loss of frequency changer cry اتلاف بلور تغییر دهنده بسامد
This is a sheer waste of time . این کار اتلاف وقت محض است
thrashing 1-فعالیتهای زیادی دیسک . 2-مشخصات یا خطای برنامهای در حافظه مجازی . که باعث اتلاف وقت CPV برای جابجایی صفحات بین حافظه پشتیبان میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com