Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
Car no. 6 is leading.
اتوموبیل شماره 6 ازهمه جلوتر حرکت می کند (درمسابقات )
Other Matches
draw away
جلوتر از دیگران حرکت کردن
from the four winds
ازهمه طرف ازهمه جهت
Why should I buy a foreign car in preference to an Iranian car?
چرا اتوموبیل ایرانی رابگذارم ویک اتوموبیل خارجی ( فرنگی ) بخرم ؟
chalk
شماره سریال حرکت
chalks
شماره سریال حرکت
chalked
شماره سریال حرکت
chalking
شماره سریال حرکت
chalk number
شماره سریال بار هوایی شماره سریال حرکت هوایی
Your train will leave from platform 8.
قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
long shot
کسیکه درمسابقات
quarterfinal
دوره یک چهارم نهایی درمسابقات حذفی
nominating
تعیین اسب برای شرکت درمسابقات اینده
nominates
تعیین اسب برای شرکت درمسابقات اینده
nominate
تعیین اسب برای شرکت درمسابقات اینده
worst-
بدتر ازهمه .
down to the ground
ازهمه جهت
on all hands
ازهمه طرف
worst
بدتر ازهمه .
most
بیش ازهمه
periclinal
ازهمه سو شیب گیرنده
of all hands
ازهمه طرف درهرحال
station number
شماره پست مخابراتی شماره ترتیب محل بارها درداخل هواپیما
in the last resort
پس ازنومیدی ازهمه وسائل دیگر
break the news
<idiom>
اول ازهمه خبر را رساندن
DTMF
روش شماره گیری با دستگاه تلفن که در آن هر شماره یک TONE ایجاد میکند مقایسه شود با Pulse Dialling
count off
شمارش به ترتیب شماره بترتیب شماره " بشمار "
cleek
چوب شماره 4 چوبی یا اهن شماره 1 گلف
Everybody stands in awe of him.
ازهمه زهر چشم گرفته است
forrarder
جلوتر
frontrunner
جلوتر
forrader
جلوتر
farther
جلوتر
they exceeded us in number
شماره انها از شماره مابیشتر بود
furthered
دوتر جلوتر
furthers
دوتر جلوتر
further
دوتر جلوتر
preengagement
کار جلوتر
furthering
دوتر جلوتر
previous
اسبقی جلوتر
pole position
جلوتر از همه در صف
[مسابقه]
outdistancing
خیلی جلوتر از دیگری افتادن
outdistance
خیلی جلوتر از دیگری افتادن
outdistances
خیلی جلوتر از دیگری افتادن
to go on
جلوتر رفتن سلوک کردن
outdistanced
خیلی جلوتر از دیگری افتادن
motor car
اتوموبیل
motor cars
اتوموبیل
floorboard
کف اتوموبیل
floorboards
کف اتوموبیل
To back up the car .
اتوموبیل راعقب زد
the car goes nice and fast
اتوموبیل بد نمیرود
A private car.
اتوموبیل شخصی
cycle car
اتوموبیل دوچرخهای
lay reference number
شماره ترتیب کاشتن مین شماره مشخصات مین کاشته شده
an isaiah flower
گلی که شماره و شکل پرچمهای ان با شماره و شکل مادگیهای ان برابر باشد
anisandrous flower
گلی که شماره و شکل پرچمهای ان با شماره و شکل مادگی ان برابر باشد
To get into (ride in)a car .
سوار اتوموبیل شدن
He was run over by a car.
اتوموبیل اورازیر گرفت
two seater
اتوموبیل یا هواپیمای دو نفره
To start (switch on ) the car (engine).
اتوموبیل راروشن کردن
The car ran over mylegs.
اتوموبیل از روی پایم رد شد
The car had no licence ( number ) plate .
اتوموبیل بی نمره بود
upped
جلوتر از رقیب در مسابقه بودن به مقدار یک بخش یابیشتر
up
جلوتر از رقیب در مسابقه بودن به مقدار یک بخش یابیشتر
upping
جلوتر از رقیب در مسابقه بودن به مقدار یک بخش یابیشتر
The car hasnt got enough pull for the uphI'll.
اتوموبیل سر با لائی را نمی کشد
Dont stick your head out of the car window.
سرت را از پنجره اتوموبیل درنیار
Our car was stuck in the
اتوموبیل ما در گه گیر کرده بود
Several cars collided.
چندین اتوموبیل بهم خوردند
Signal a car to stop .
علامت بده که یک اتوموبیل بایستد
It is a compact car.
اتوموبیل جمع وجوری است
Her car brushed mine . She rammed my car .
با اتو موبیل اش مالید به اتوموبیل من
I intend to buy a car .
خیال دارم یک ماشین ( اتوموبیل ) بخرم
The car in front is obstructintg us.
اتوموبیل جلویی به ما راه نمی دهد
This is a very solid car.
این اتوموبیل خیلی محکم است
The police officer took down the car number .
افسر پلیس نمره اتوموبیل را برداشت
This car is of Iranian make (manufacture).
این اتوموبیل ساخت ایران است
WI'll you give the car a wash (wash – down) please.
ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید
Let the car cool off.
بگذار اتوموبیل یکقدری خنک بشود
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
He smuggled the car into England ( across the British frontier ) .
اتوموبیل را قاچاقی وارد مرز انگلستان کرد
New and used cars are sold here .
انواع اتوموبیل های نو وکهنه بفروش می رسد
The car engine doesnt run ( work ) .
موتور اتوموبیل کارنمی کند ( از کار ؟ فتاده )
pull over
اتوموبیل را بکنار جاده راندن کنار زدن
This car is assembled in Iran.
این اتوموبیل رادرایران سوار می کنند (مونتاژ )
This car can hold 6 persons comefortably.
دراین اتوموبیل راحت 6 نفر راجامی گیرند
This car is heavy on petrol ( gas ) .
این اتوموبیل مصرف بنزینش زیاد است
This car wI'll do beautifully .
این اتوموبیل قشنگ بدرد مان می خورد
military impedimenta
شماره بارنامه نظامی شماره حمل بار نظامی
The car is now in perfect running order .
اتوموبیل الان دیگه مرتب وخوب کارمی کند
to come in first
پیش ازهمه رسیدن زودترازهمه رسیدن
bow wave
موج ضربهای در سرعتهای مافوق صوت که جلوتر از لبه حمله جسمی که فاقد لبههای تیز میباشد بوجود می اید
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
stock number
شماره فنی انبار شماره انبار
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
The two cars had a head –on collision.
دو اتوموبیل شاخ به شاخ شدند ( تصادم از جلو)
precede
جلوتر بودن از اسبق بودن بر
precedes
جلوتر بودن از اسبق بودن بر
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
bounding overwatch
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
three
شماره 3
code
شماره
number generator
شماره زا
threes
شماره 3
sixes
شماره شش
line number
شماره خط
one
شماره یک
ten
شماره 01
file number
شماره صف
six
شماره شش
dyad
شماره دو
number
شماره
ones
شماره یک
numbers
شماره
numeral
شماره
the t. number
شماره کل
numerals
شماره
number
شماره
the total number
شماره کل
back numbers
شماره کهنه
baffy
چوب شماره 5
issues
موضوع شماره
numbering
شماره گذاری
issued
موضوع شماره
issue
موضوع شماره
auto
شماره تلفن
account number
شماره حساب
unity
شماره یک واحد
book
شماره بازیگرخطاکار
dial
شماره گرفتن
dialed
شماره گرفتن
dialled
شماره گرفتن
dials
شماره گرفتن
numbered
شماره دار
autos
شماره تلفن
extension
شماره فرعی
logs
شماره تلفن
personal
شماره تلفن ها
slug
کد شماره صفحه
telephone numbers
شماره تلفن
telephone number
شماره تلفن
slugged
کد شماره صفحه
slugs
کد شماره صفحه
evaluating
شماره یا عدد
evaluates
شماره یا عدد
evaluated
شماره یا عدد
evaluate
شماره یا عدد
books
شماره بازیگرخطاکار
log
شماره تلفن
upshot
اخرین شماره
serial number
شماره پیاپی
serial number
شماره سریال
serial number
شماره سری
back number
شماره کهنه
serial numbers
شماره پیاپی
number plates
پلاک شماره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com