Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
mycenaean
اثارهنری وتفوق سیاسی نواحی مجاوراین ناحیه
mycenian
اثارهنری وتفوق سیاسی نواحی مجاوراین ناحیه
Other Matches
ward heeler
کارچاق کن سیاسی ناحیه بخصوصی
sub-tropical
وابسته به نواحی هم مرز نواحی استوایی
apolitical
دارای شخصیت غیر سیاسی بی علاقه بامور سیاسی
self determination
استقلال سیاسی یک ملت و عدم تاثیرنیروهای خارجی درتصمیمات و روشهای سیاسی و اقتصادی و نظامی واجتماعی ان
blitter
عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
political ties
هم بستگیهای سیاسی وابستگیهای سیاسی اتحادسیاسی
botany
گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
immunity
مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
political circles
محافل سیاسی دوایر سیاسی
politics
علم سیاسی امور سیاسی
reestablishment of diplomatic relations
برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
politic
سیاسی نماینده سیاسی
arctic regions
نواحی قطبی
growth areas
نواحی رشد
primary zones
نواحی نخستین
temperature spots
نواحی دماگیر
subtropics
نواحی زیرگرمسیری
leading region
نواحی پیشرو
reflexogenous zones
نواحی بازتاب زا
philadelphus
سفرس نواحی معتدله
low lander
ساکن نواحی پست
subsolar
واقع در نواحی گرمسیر
keep out areas
نواحی بر حذر شده
up country
نواحی داخل کشور
low latitudes
نواحی نزدیک خط استوا
arctic
مربوطه به نواحی قطبی
riesling
انگور سفید نواحی راین
southeasterner
ساکن نواحی جنوب شرقی
ice-foot
[دیواره یخ در کنار نواحی شمالی]
light latitudes
نواحی یا سرزمین دور از خط استوا
taro
گوش فیل نواحی گرمسیر
silicicolous
رشد کننده در نواحی سیلیس دار
toponymy
ذکر اسامی نواحی مکان نامی
zoysia
چمن خزنده پایای نواحی گرمسیر
tundra
دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی
anoraks
نوعی ژاکت باشلق دارمخصوص نواحی قطبی
calenture
تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
tropic
نواحی گرمسیری بین دومدارشمال وجنوب استوا
anorak
نوعی ژاکت باشلق دارمخصوص نواحی قطبی
continuous tone image
تصویر تشکیل شده از ترکیبات نواحی مجزا
fox grape
انگور ترش نواحی شمال شرقی امریکا
tundras
دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی
polywag
دریانوردی که به نواحی استوایی سفر نکرده باشد
longspur
انواع پرندگان پنجه بلند نواحی قطبی وشمال امریکا
maps
نموداری که طرح داخل حافظه کامپیوتر یا نواحی ارتباطی را نشان میدهد
map
نموداری که طرح داخل حافظه کامپیوتر یا نواحی ارتباطی را نشان میدهد
isonomy
برابری در حقوق سیاسی برابری سیاسی
orthoferrite
یک ماده که به صورت طبیعی وجود دارد و از نواحی متناوب مارپیچ با پلاریته مغناطیسی متضاد تشکیل یافته است
diamond design
طرح قاب لوزی
[که بیشتر در فرش های هندسی باف قشقایی، ایلیایی و نواحی غرب ایران بکار می رود.]
tropical
نواحی گرمسیری بین دومدارشمال وجنوب استوا گرمسیری مدارراس السرطان
actinism
خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
diplomatic
سیاسی
socio political
سیاسی
politicos
سیاسی
politico
سیاسی
political
سیاسی
mask
وسیله حافظه فقط خواندنی که در حین سافت برنامه ریزی شده است با اعمال آهن در نواحی انتخاب شده که به صورت ماسک مشخص شده اند
masks
وسیله حافظه فقط خواندنی که در حین سافت برنامه ریزی شده است با اعمال آهن در نواحی انتخاب شده که به صورت ماسک مشخص شده اند
district
ناحیه
subregion
ناحیه
proclimax
ناحیه
reaches
ناحیه
sympatric
هم ناحیه
reach
ناحیه
ranges
ناحیه
ranged
ناحیه
situs
ناحیه
reached
ناحیه
districts
ناحیه
reaching
ناحیه
demesne
ناحیه
zone
ناحیه
ward
ناحیه
wards
ناحیه
partition
ناحیه
realms
ناحیه
realm
ناحیه
shires
ناحیه
partitions
ناحیه
shire
ناحیه
area
ناحیه
output area
ناحیه
areas
ناحیه
zones
ناحیه
range
ناحیه
sector
ناحیه
sectors
ناحیه
region
ناحیه
regions
ناحیه
local
<adj.>
ناحیه ای
regional
<adj.>
ناحیه ای
political science
علوم سیاسی
diplomatic agent
مامور سیاسی
prisoners of state
محبوسین سیاسی
diplomatic channels
طرق سیاسی
diplomatic immunity
مصونیت سیاسی
political economy
اتصاد سیاسی
envoyship
نمایندگان سیاسی
diplomatic relations
روابط سیاسی
diplomatic privileges
امتیازات سیاسی
diplomatic passport
پاسپورت سیاسی
public life
زندگی سیاسی
terrorist
ادمکش سیاسی
diplomatic officer
مامور سیاسی
diplomatic representation
نمایندگی سیاسی
state prisoners
محبوسین سیاسی
state prisoners
زندانیان سیاسی
diplomatic mission
هیئت سیاسی
ecclesia
مجلس سیاسی
political economy
اقتصاد سیاسی
political isolation
انزوای سیاسی
politico social
سیاسی و اجتماعی
political matters
مسائل سیاسی
political mission
هیئت سیاسی
political mission
ماموریت سیاسی
arithmetic , political
اقتصاد سیاسی
political offence
جرم سیاسی
political offences
جرائم سیاسی
anarchy
بی ترتیبی سیاسی
political propaganda
تبلیغات سیاسی
politico social
سیاسی اجتماعی
political psychology
روانشناسی سیاسی
refugee
پناهنده سیاسی
refugees
پناهنده سیاسی
terrors
ادمکشی سیاسی
terror
ادمکشی سیاسی
diplomatic corps
هیات سیاسی
politician
مرد سیاسی
demarche
اقدام سیاسی
politicians
مرد سیاسی
diplomatic passport
تذکره سیاسی
politic
زندانی سیاسی
terrorists
ادمکش سیاسی
politics
اصول سیاسی
prisoners of state
زندانیان سیاسی
politically
از لحاظ سیاسی
political forces
نیروهای سیاسی
political rights
حقوق سیاسی
political debate
منازعه سیاسی
courier
پیک سیاسی
talk politics
گفتگوی سیاسی
asylum
حق پناهندگی سیاسی
asylums
حق پناهندگی سیاسی
state criminals
مجرمین سیاسی
political debate
بحث سیاسی
couriers
پیک سیاسی
escapism
انزوای سیاسی
hatchet man
<idiom>
کارهای سیاسی
Political opponents .
مخالفین سیاسی
current affairs
رویدادهایاجتماعی و سیاسی
envoy
فرستاده سیاسی
envoys
فرستاده سیاسی
politicking
فعالیت سیاسی
state criminals
مقصرین سیاسی
sociopolitical
اجتماعی- سیاسی
boom swing
ناحیه لرزش
broca's area
ناحیه بروکا
goldfield
ناحیه زرخیز
gold field
ناحیه زرخیز
zones
منطقه ناحیه
buffer area
ناحیه میانگیر
climatic region
ناحیه اقلیمی
slum
ناحیه فقیرنشین
genital zone
ناحیه تناسلی
common area
ناحیه مشترک
Sept
ناحیه محصو
intermediate zone
ناحیه ی میانی
hypnogenic zone
ناحیه خواب زا
indifference zone
ناحیه خنثی
active area
ناحیه فعال
input area
ناحیه ورودی
sectors
خط کش ریاضی ناحیه
sector
خط کش ریاضی ناحیه
area search
جستجوی ناحیه
arid area
ناحیه خشک
audio range
ناحیه صوتی
geiger muller region o. plateau
ناحیه قطع
baffle area
ناحیه کور
zone
منطقه ناحیه
heat affected zone
ناحیه پیوند
overflow area
ناحیه سرریز
output area
ناحیه خروجی
fixed area
ناحیه ثابت
depletion layer
ناحیه تخلیه
littoral
ناحیه ساحلی
region
ناحیه عملیات
regions
ناحیه فضا
regions
ناحیه نظامی
motor area
ناحیه حرکتی
edge zone
ناحیه لبه
regions
ناحیه عملیات
measuring range
ناحیه ی سنجش
magnetic domain
ناحیه مغناطیسی
depletion zone
ناحیه تخلیه
depletion barrier
ناحیه تخلیه
critical region
ناحیه شاخص
slums
ناحیه فقیرنشین
naval district
ناحیه دریایی
frequency region
ناحیه فرکانس
critical area
ناحیه بحرانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com