Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English
Persian
income effect
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
Other Matches
income elasticity of demand
تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
strains
تغییر شکل نسبی
strain
تغییر شکل نسبی
relative deformation
تغییر شکل نسبی
lateral strain
تغییر شکل نسبی جانبی
linear strain
تغییر شکل نسبی خطی
bulk strain
تغییر شکل نسبی حجمی
elastic strain
تغییر شکل نسبی ارتجاعی
increase of strain
افزایش تغییر طول نسبی
simple strain
تغییر طول نسبی ساده
cold straining
تغییر بعد نسبی در حالت سرد
strain energy
انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
stress strain diagram
نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
design change
تغییر شکل کالا
demand elasticity
درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
constantly
بدون تغییر
short run
زمان موقت مدتی که در طی ان مقدارتولید یک کالا را نمیتوان تغییر داد
isentropic
بدون تغییر انتروپی
end strings
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangovers
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
varies
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
blinking
روشن و خاموش شدن در نتیجه تغییر شدت حرف نمایش داده شده
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
income velocity of money
سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
adoption
اقتباس استعمال لغت بیگانه بدون تغییر شکل آن
plastic
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
protect
محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
protecting
محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
letter
حروف ارسالی به چندین آدرس با نام بدون تغییر در متن
letters
حروف ارسالی به چندین آدرس با نام بدون تغییر در متن
protects
محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
cross elasticity of demand
درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
ripple through effect
نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
variable area nozzle
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
one level address
آدرس ذخیره سازی که مستقیما و بدون تغییر به محلی از وسیله دستیابی دارد
specific address
آدرس ذخیره سازی که مستقیماگ و بدون تغییر به یک محل یا وسیله دستیابی دارد
changing
تغییر کردن تغییر دادن
changes
تغییر کردن تغییر دادن
change over
تغییر روش تغییر رویه
change
تغییر کردن تغییر دادن
changed
تغییر کردن تغییر دادن
vectors
که باعث می شوند اندازه حروف تغییر کند بدون اینکه کیفیت عوض شود
vector
که باعث می شوند اندازه حروف تغییر کند بدون اینکه کیفیت عوض شود
absolute address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیله ای دستیابی دارد
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
extensibility
کیفیتی که اجازه میدهد بتن بدون ترک خوردن تغییر شکل کششی راتحمل کند
first level address
آدرس فضای ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیماگ و بدون تغییر به یک محل یا وسیله دستیابی دارد
fm
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
change of edge
تغییر حرکت از یک لبه تیغه به لبه دیگر بدون چرخیدن بدن
cycled
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
standard
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standards
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
machine address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیلهای دستیابی دارد. مقایسه شود با آدرس اندیس #INDEX ADDRESS
angular travel
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
enquiry
تقاضا برای داده یا اطلاع از وسیله یا پایگاه داده . دستیابی به داده در حافظه کامپیوتر بدون تغییر داده
conversions
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversion
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
slutsky theorem
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
pareto criterion
ضابطه پاراتو بر اساس این معیار که دراقتصاد رفاه بکار برده میشودان تغییر و وضعیتی نسبت به قبل بهتر خواهد بود که بتوان حداقل وضعیت یک فرد رابهبود بخشید بدون اینکه به دیگران صدمهای وارد اید
free trade
شیوهای که دران کالاها بدون محدودیتهای دولتی از کشوری به کشوردیگر انتقال داده میشود
non return to zero
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
equation of exchange
متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
c & f
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
no par
بدون ارزش واقعی
window
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
real
ارزش واقعی هر کالا یا خدمت در حالتی که با پول اندازه گیری شود حقوق راجعه به اموال غیرمنقول
fruitlessly
بدون نتیجه
vainly
بدون نتیجه
without respect to the result
بدون توجه به نتیجه
vertical take off and landing
هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
f.o.b
قیمت کالا بدون احتساب مخارج حمل و بیمه
to spin one's wheels
<idiom>
بدون نتیجه زحمت کشیدن
[اصطلاح روزمره]
variations
تغییر
conversions
تغییر
alternation
تغییر
conversion
تغییر
dachi
تغییر پا
misalignment
تغییر
changeless
بی تغییر
vicissitude
تغییر
modification
تغییر
innovations
تغییر
innovation
تغییر
amendments
تغییر
changing
تغییر
shunting
تغییر خط
stationary
بی تغییر
changed
تغییر
change
تغییر
changes
تغییر
fluctuation
تغییر
mutation
تغییر
variation
تغییر
alteration
تغییر
mutations
تغییر
amendment
تغییر
commutation
تغییر
range of variation
ناحیه تغییر
secular change
تغییر قرنی
convertibles
تغییر پذیر
sex reversal
تغییر جنسیت
transformation
عمل تغییر
misalign
تغییر یافتن
standpat
مخالف تغییر
kainophobia
تغییر هراسی
reversal shift
تغییر وارون
left shift
تغییر مکان به چپ
transformation
تغییر شکل
lability
تغییر پذیری
ireversible
تغییر ناپذیر
kainotophobia
تغییر هراسی
conversions
تغییر مذهب
convertible
تغییر پذیر
rebus sic stautibus
تغییر شکل
put about
تغییر مسیردادن
conversion
تغییر مذهب
multiplier
ضریب تغییر
mutability
تغییر پذیری
mutabilty
تغییر پذیری
mutable
تغییر پذیر
shifts
تغییر مکان
shifts
تغییر دادن
nonreversal shift
تغییر ناوارون
palingenesis
تغییر شکل
shifts
تغییر جهت
parathesis
ترکیبی بی تغییر
phase shift
تغییر فاز
permute
تغییر دادن
duff
تغییر علامت
moveable
قابل تغییر
modificatory
تغییر دهنده
modificative
تغییر دهنده
shift
تغییر مکان
shift
تغییر دادن
shift
تغییر جهت
load variation
تغییر بار
lour
اخم تغییر
shifted
تغییر مکان
magnatic displacement
تغییر مغناطیسی
mean variation
تغییر متوسط
metachromatism
تغییر رنگ
minor change
خرد تغییر
shifted
تغییر دادن
shifted
تغییر جهت
modifiability
تغییر پذیری
modification of the articles
تغییر اساسنامه
peripeteia
تغییر ناگهانی
behavior modification
تغییر رفتار
amend
تغییر دادن
amended
تغییر دادن
amending
تغییر دادن
alter
تغییر یافتن
alter
تغییر دادن
mutants
تغییر پذیر
mutant
تغییر پذیر
metamorphosis
تغییر شکل
altered
تغییر یافتن
mutating
تغییر دادن
modification
تغییر وتبدیل
automatic take
تغییر پایگاه
altertive
تغییر دهنده
alterant
تغییر دادنی
alterable
قابل تغییر
alterability
قابلیت تغییر
mutate
تغییر دادن
mutated
تغییر دادن
mutates
تغییر دادن
skittish
تغییر پذیر
altered
تغییر دادن
altering
تغییر یافتن
invariable
تغییر ناپذیر
weathers
تغییر فصل
weathered
تغییر فصل
weather
تغییر فصل
variables
تغییر پذیر
variable
تغییر پذیر
immutable
تغییر ناپذیر
unalterable
تغییر ناپذیر
fluctuate
تغییر مداوم
altering
تغییر دادن
alters
تغییر یافتن
alters
تغییر دادن
variant
قابل تغییر
upheaval
تغییر فاحش
upheavals
تغییر فاحش
fluctuates
تغییر مداوم
transmutation
تغییر شکل
fluctuated
تغییر مداوم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com