English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (5 milliseconds)
English Persian
burn اثر سوختگی
burns اثر سوختگی
Search result with all words
burnt سوختگی
scorch بودادن سوختگی
scorches بودادن سوختگی
scar جای زخم یا سوختگی
scarred جای زخم یا سوختگی
scarring جای زخم یا سوختگی
scars جای زخم یا سوختگی
singe سوختگی سطحی
singed سوختگی سطحی
singeing سوختگی سطحی
singes سوختگی سطحی
scald سوختگی
scalded سوختگی
scalding سوختگی
scalds سوختگی
flash burn سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
flash burns سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
empyreuma بوی سوختگی
ion burning یون سوختگی
parchedness سوختگی
roguishness رذالت پدر سوختگی
second degree burn سوختگی درجه دوم
sun burn سوختگی ازافتاب
wheal کهیر محل سوختگی
plug [نوعی نخ رفو که در آن تکه ای از فرش دیگر را برای ترمیم پارگی یا سوختگی فرش ترمیمی به آن بافته با می دوزند.]
to smell of burning بوی سوختگی دادن
shenanigans پدر سوختگی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com