English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (8 milliseconds)
English Persian
piezo electric effect اثر پیزو- الکتریسیته
Other Matches
creepage مد الکتریسیته
electricity الکتریسیته
electrical quantity مقدار الکتریسیته
electric generator مولد الکتریسیته
electric dipole دو قطبی الکتریسیته
electric doublet دو قطبی الکتریسیته
electric current جریان الکتریسیته
electric conductor هادی الکتریسیته
electric conduction هدایت الکتریسیته
brain potential الکتریسیته مغز
electro physic فیزیک الکتریسیته
electrical مر بوط به الکتریسیته
voltage source منبع الکتریسیته
static electricity الکتریسیته ساکن
positive electricity الکتریسیته مثبت
nuclear electricity الکتریسیته هستهای
negative electricity الکتریسیته منفی
electrically مربوط به الکتریسیته
inductive capacity ثابت دی الکتریسیته
induced electricity الکتریسیته القائی
electrostatics الکتریسیته ساکن
animal electricity الکتریسیته بدن
hot-wires سیم حاوی الکتریسیته
hot-wired سیم حاوی الکتریسیته
hot-wiring سیم حاوی الکتریسیته
electrometer tule لامپ الکتریسیته سنج
coulomb واحد اندازه الکتریسیته
electrometer valve لامپ الکتریسیته سنج
magnetoelectric مربوط به الکتریسیته القایی
hot-wire سیم حاوی الکتریسیته
hot wire سیم حاوی الکتریسیته
generators وسیله تولید الکتریسیته
generator وسیله تولید الکتریسیته
ribbon switch مبدل فشار مداوم به الکتریسیته
static الکتریسیته ساکن وضعیت ثابت
insulator مادهای که الکتریسیته را هدایت نمیکند
mains electricity منبع الکتریسیته محلی مشتریان
phase difference اختلاف فاز جریان الکتریسیته
watt واحد اندازه گیری الکتریسیته
watts واحد اندازه گیری الکتریسیته
electric آنچه با الکتریسیته کار میکند
replenishing شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
polar دارای الکتریسیته مثبت و منفی
insulators مادهای که الکتریسیته را هدایت نمیکند
replenish شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenishes شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenished شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
nonsparking ضد تولید جرقه غیر هادی الکتریسیته
inductivity ثابت دی الکتریسیته قابلیت هدایت دی الکتریکی
galvanism جریان مستقیم برق الکتریسیته شیمیایی
permittivity واحد اندازه گیری الکتریسیته برحسب فاراده
conductors مادهای مثل فلز که هادی الکتریسیته است
hydro electric وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
conductor مادهای مثل فلز که هادی الکتریسیته است
hydro-electric وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
electrostatic charge بار الکتریسیته ساکن [که در اثر مالش بوجود می آید.]
charge 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charges 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
powered خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
decibels واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
decibel واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
powers خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
ieee Electronics and ofElectrical Institute Engineers موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powering خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
IEC connector استانداردی برای اتصال سر سوزنه در سوکتی که الکتریسیته اصلی را به کامپیوتر منتقل میکند
iee /s 00 مشخصه یک استاندارد که توسط موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک ساخته شده است
three pin plug ورودی استاندارد با سه شاخه برای اتصال وسیلله الکتریکی به منبع اصل الکتریسیته
monitor مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
monitored مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
monitors مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
electronic میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
photovoltaic cell مبدلی که مانند سلول فتوالکتریک تابشهای الکترومگنتیک را با طول موجهای مرئی و نزدیک ان به الکتریسیته تبدیل میکند
isolation مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
positive قطب مثبت باطری الکتریسیته مثبت اری یا تصدیق می کنم
electrothermal printer چاپگری که نوک چاپ به همراه عناصر گرمایی -dot matrix برای فرم دادن به حروف کاغذهای حساس به الکتریسیته به کار می رود
impedance مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
meter power supply امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته
Energy Star استانداردی در صفحه نمایش کامپیوتر یا سایر وسایل الکتریکی برای اینکه بگوید محصول به خوبی طراحی شده است و الکتریسیته را هدر نمیدهد
contact electricity فشار الکتریکی تماسی الکتریسیته تماسی
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com