Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
tenantry
اجاره نشینی
Search result with all words
cotenancy
هم اجاره نشینی
insula
دستگاه عمارت اجاره نشینی
Other Matches
chartering
اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
charter
اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
chartered
اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
charters
اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
chater party
اجاره نامه یا قرارداد اجاره کشتی تجاری
farm
اجاره یا مقاطعه کردن اجاره دادن
Lease (rental) agreement.
اجاره نامه (قرار داد اجاره )
farmed
اجاره یا مقاطعه کردن اجاره دادن
farms
اجاره یا مقاطعه کردن اجاره دادن
under lease
وقتی مستاجر اصلی ملک برای مدتی کمتر از مدت باقیمانده اجاره خودش ملک را اجاره دهد
let
اجاره دادن اجاره رفتن
leases
اجاره نامه اجاره دادن
lease
اجاره نامه اجاره دادن
letting
اجاره دادن اجاره رفتن
lets
اجاره دادن اجاره رفتن
withdrawals
عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
backpedal
عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
withdrawal
عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
leasing
اجاره کردن اجاره
rental
اجاره بها اجاره
recoilless
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
variable recoil
سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
time charter
اجاره وسیله نقلیه برای مدت معین اجاره کشتی برای مدت معین
sublease
اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
retrocedence
پس نشینی
sedimentation
ته نشینی
adsorption
رو نشینی
recoils
پی نشینی
sedimentation
ته نشینی
wake
شب نشینی
sedimentary
ته نشینی
wakes
شب نشینی
waked
شب نشینی
soirees
شب نشینی
soirTes
شب نشینی
subsidence
ته نشینی
sedinentation
ته نشینی
settling
ته نشینی
recoil
پی نشینی
recoiled
پی نشینی
nightlife
شب نشینی
recoiling
پی نشینی
soiree
شب نشینی
an eveing party
شب نشینی
precipitation
ته نشینی
deposit
ته نشینی
illuviation
ته نشینی
deposits
ته نشینی
evening party
شب نشینی
recesses
عقب نشینی
to burn the midnight oil
شب نشینی کردن
seclusion
گوشه نشینی
settlement
ته نشینی مسکن
settlements
ته نشینی مسکن
sanctuary
حق بست نشینی
sanctuaries
حق بست نشینی
eremitism
گوشه نشینی
urbanism
شهر نشینی
sequestered life
گوشه نشینی
retreating
عقب نشینی
retreated
عقب نشینی
recess
عقب نشینی
hutment
کلبه نشینی
hypostatic
ناشی از ته نشینی
to burn the midnighoil
شب نشینی کردن
retreats
عقب نشینی
solitariness
گوشه نشینی
silting
رسوب ته نشینی
eremitic life
گوشه نشینی
electrostatic procipitation
ته نشینی الکترواستاتیک
suburbia
حومه نشینی
katabasis
عقب نشینی
nomadism
کوچ نشینی
retrocedence
عقب نشینی
break ground
عقب نشینی
urbanization
شهر نشینی
sedimentation pond
حوضچه ته نشینی
retreat
عقب نشینی
ruralize
ده نشینی کردن
retrocession
عقب نشینی
recoils
عقب نشینی
recoil
عقب نشینی
reclvsion
گوشه نشینی
recoiled
عقب نشینی
recoiling
عقب نشینی
line of retreat
خط عقب نشینی
fallback
عقب نشینی
scuttled
عقب نشینی روزنه
to beat a retreat
عقب نشینی کردن
back pressure
فشار عقب نشینی
recoil mechanism
دستگاه عقب نشینی
scuttle
عقب نشینی روزنه
backblast
موج عقب نشینی
backblast
شعله عقب نشینی
scuttling
عقب نشینی روزنه
long recoil
عقب نشینی طولانی
recoil mechanism
مکانیسم عقب نشینی
scuttles
عقب نشینی روزنه
sink
ته نشینی حفره یاگودال
rocket propulsion
فشارعقب نشینی موشک
setbacks
فشار عقب نشینی
setback
فشار عقب نشینی
companionship
مصاحبت پهلو نشینی
retirement
عقب نشینی اختیاری
short recoil
عقب نشینی کوتاه
sedimentation analysis
تجزیه بروش ته نشینی
blowback
ضربه عقب نشینی
subornation
زیر پا نشینی اغواء
blowback
عقب نشینی خودکار
pull away
عقب نشینی کردن
forced withrawal
عقب نشینی اجباری
ebb current
عقب نشینی اب دریا
to beat a retreat
کوس عقب نشینی
withdraws
عقب نشینی کردن
drop back
<idiom>
عقب نشینی کردن
withdraw
عقب نشینی کردن
retreat
عقب نشینی کردن
To retreat. To withdraw.
عقب نشینی کردن
to fall back
عقب نشینی کردن
to give ground
عقب نشینی کردن
urbanistic
وابسته بشهر نشینی
to sound the retreat
شیپورعقب نشینی زدن
urbanist
وابسته بشهر نشینی
retreated
عقب نشینی کردن
retreating
عقب نشینی کردن
retreats
عقب نشینی کردن
colonial
معماری کوچ نشینی
to lose ground
عقب نشینی کردن
give ground
<idiom>
عقب نشینی کردن
sinks
ته نشینی حفره یاگودال
recoil system
سیستم عقب نشینی توپ
obmutescence
خاموش نشینی سکوت عمدی
counter recoil
برگشتن لوله پس از عقب نشینی
recoil
عقب نشینی کردن توپ
a white collar job
کار پشت میز نشینی
cloisters
صومعه گوشه نشینی کردن
cloister
صومعه گوشه نشینی کردن
straddle
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
recoilless rifle
تفنگ بدون عقب نشینی
variable slide
طول عقب نشینی متغیر
straddles
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
breakdown
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
recoil operated
مجهز به دستگاه عقب نشینی
breakdowns
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
recoils
عقب نشینی کردن توپ
recoil pit
چاله عقب نشینی لوله
recoiling
عقب نشینی کردن توپ
recoiled
عقب نشینی کردن توپ
hermitic
وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
retreats
عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreat
عقب نشینی کناره گیری
retreat
عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreated
عقب نشینی کناره گیری
they are in full retreat
سخت عقب نشینی می کنند
retreated
عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreating
عقب نشینی کناره گیری
retreating
عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreats
عقب نشینی کناره گیری
hightail
باسرعت عقب نشینی کردن
to have a knock back
عقب نشینی کردن
[در موقعیتی]
long recoil
طول عقب نشینی زیاد
setback
نیروی عقب نشینی توپ
to sound a retreat
شیپور عقب نشینی زدن
alluvial
ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
setbacks
نیروی عقب نشینی توپ
to sound the retire
شیپور عقب نشینی زدن
crawfish
ازموضعی عقب نشینی کردن
back pressure
فشاراگزوز فشار عقب نشینی اگزوز
retreat
گوشه نشینی
[گروهی برای مدتی]
hired
در اجاره
letting
اجاره
leasing
اجاره
rent-free
بی اجاره
hire
اجاره
factor payments
اجاره
hires
اجاره
locatio
اجاره
tenanted by
در اجاره
hiring
اجاره
rent free
بی اجاره
on lease
در اجاره
lets
اجاره
let
اجاره
leases
اجاره
to hold by lease
در اجاره
lease
اجاره
rent
اجاره
blenching
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
retires
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
retire
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
blenches
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
The army had to retreat from the battlefield.
ارتش مجبور به عقب نشینی از میدان جنگ شد.
blench
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenched
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
lessee
اجاره نشین
to hold by lease
با اجاره گرفتن
theory of rent
نظریه اجاره
lessee
اجاره دار
lease agreement
قرارداد اجاره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com