Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
sociopsychological
اجتماعی- روانی
Search result with all words
subversion
نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
psychosocial
روانی- اجتماعی
Other Matches
facility
روانی
fluidity
روانی
mental
روانی
yield point
حد روانی
mellifluence
روانی
psychic
روانی
fluency
روانی
psychical
روانی
flow
روانی
flowed
روانی
flows
روانی
liquid limit
حد روانی
psychological
روانی
freedom
روانی
subversive
روانی
freedoms
روانی
subversives
روانی
volubility
روانی
psychic blindness
نابینایی روانی
psychic apparatus
دستگاه روانی
psychiatric social work
مددکاری روانی
sanity
سلامت روانی
psychiatric hospital
بیمارستان روانی
psychotherapy
درمان روانی
playing the man
بازی روانی
psychasthenia
ضعف روانی
neurasthenia
خسته روانی
psychic deafness
ناشنوایی روانی
psychological space
فضای روانی
psychological scale
مقیاس روانی
fluidity
روانی بیان
psychological operations
عملیات روانی
psychological field
میدان روانی
psychological factors
عوامل روانی
psycholepsy
افت روانی
psycholepsis
افت روانی
psychograph
نمودار روانی
psychognosis
شناخت روانی
psychogenesis
پدیدایی روانی
psychodiagnosis
تشخیص روانی
psychic trauma
اسیب روانی
psychic secretion
تراوش روانی
psychic energy
نیروی روانی
psychological environment
محیط روانی
psychiatry
پزشکی روانی
mentally
از نظر روانی
psychological warfare
جنگ روانی
mental health
بهداشت روانی
mental examination
معاینه روانی
mental economy
اقتصاد روانی
psychiatric disorder
اختلال روانی
mental disturbance
اختلال روانی
mental disorder
بیماری روانی
ease of style
روانی انشا
mental disorder
اختلال روانی
mental illness
بیماری روانی
endopsychic
درون روانی
exopsychic
برون روانی
mental disease
بیماری روانی
gift of the gab
روانی زبان
mental conflict
تعارض روانی
intrapsychic
درون روانی
liquid limit
مرز روانی
mental health
سلامت روانی
cathexis
نیروگذاری روانی
mood
وضع روانی
moods
وضع روانی
nervous breakdown
فروباشی روانی
nervous breakdown
بحران روانی
nervous breakdowns
فروباشی روانی
mental derangement
اشفتگی روانی
nervous breakdowns
بحران روانی
physical psychological
جسمی- روانی
physical psychological
تنی- روانی
analeptic
نیروبخش روانی
psychological test
ازمون روانی
mental test
ازمون روانی
mental status
وضع روانی
mental hygiene
بهداشت روانی
cathexis
انرژی روانی
cathexis
تمرکز روانی
liquid limit test
ازمون حد روانی
versatility
روانی مهارت
stress
فشار روانی
neurosis
اختلال روانی
stresses
فشار روانی
psychopharmacology
داروشناسی روانی
psychosexual
روانی- جنسی
stressing
فشار روانی
psyho
بیمار روانی
psychosis
بیماری روانی
psychotic
بیمار روانی
complex
عقده روانی
complexes
عقده روانی
stream of consciousness
تسلسل روانی
supersensible
روحی روانی
psychopaysical
روانی- فیزیکی
psychosurgery
جراحی روانی
psychiatric nurse
پرستار روانی
psychopath
بیمار روانی
flows
روانی سلاست
psychoanalysis
تحلیل روانی
flowed
روانی سلاست
flow
روانی سلاست
psychopaths
بیمار روانی
psychopathy
معالجه روانی
psychomotor
روانی- حرکتی
neuroses
اختلال روانی
psychopathy
اختلالات روانی
viscosity
ناروانی کند روانی
neuropsychiatric
درمان روانی عصبی
neuropsychiatric
مرض روانی و عصبی
nervous breakdown
درماندگی روانی
[پزشکی]
pgr
بازتاب گالوانیکی- روانی
psychogalvanic reflex
بازتاب گالوانیکی- روانی
facility
وسیله تسهیل روانی
stressable
<adj.>
فشار روانی پذیر
phrenology
جمجمه شناسی روانی
psychopaths
مبتلا بامراض روانی
depth psychology
تجزیه و تحلیل روانی
intrapsychic conflict
تعارض درون روانی
stresses
تنش جسمانی- روانی
psychopath
مبتلا بامراض روانی
stressing
تنش جسمانی- روانی
nervous breakdown
واماندگی روانی
[پزشکی]
stress
تنش جسمانی- روانی
california psychological inventory
پرسشنامه روانی کالیفرنیا
mental measurement
اندازه گیری روانی
nervous breakdown
ناتوانی روانی
[پزشکی]
mental element of crime
عنصر روانی جرم
to speak with f.
به روانی سخن گفتن
psi ability
توانایی فرا روانی
psychogalvanic response
پاسخ گالوانیکی- روانی
psychasthenia
خستگی روانی بی تصیمی
reflux condenser
چگالنده باز روانی
psychodynamics
پویش شناسی روانی
psychodrama
نقش گزاری روانی
reflux column
ستون باز روانی
psychodiagnostics
ابزارهای تشخیص روانی
psychopathology
اسیب شناسی روانی
psychosomatic disease
بیماری روانی- تنی
psychic determinism
علیت گرایی روانی
psychotherapeutic
وابسته بدرمان روانی
reagent
موضوع ازمایش روانی
psychognosis
مطالعه عمیق روانی
psychognosy
مطالعه عمیق روانی
psychomotor tests
ازمونهای روانی- حرکتی
stress tolerance
تحمل فشار روانی
psychomotor agitation
بیقراری روانی- حرکتی
psychonomics
محیط شناسی روانی
psychopathologist
اسیب شناس روانی
psychological warfare
عملیات جنگ روانی
organic mental disorder
اختلال روانی عضوی
psychologism
پیروی از اصول روانی
psychomotor retardation
کندی روانی- حرکتی
psychognosy
تحقیقات روانی روان پژوهش
psychomotor stimulant
داروی محرک روانی- حرکتی
psychoneural parallelism
توازی نگری روانی- عصبی
mental deficiency
عقب ماندگی روانی وفکری
psychopathology
علم اسیب شناسی روانی
psychognosis
تحقیقات روانی روان پژوهش
acute stress reaction
واکنش حاد فشار روانی
post traumatic stress disorder
اختلال فشار روانی پس اسیبی
illinois test of psycholinguistic
ازمون تواناییهای زبانی- روانی ایلینوی
psychoneurosis
ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی
psychergograph
دستگاه اندازه گیری کار روانی
dsm
راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
cathectic
وابسته به تمرکز روانی شهوانی شده
psychanalyze
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
consolidation psychological operation
عملیات روانی برای جلب همکاری مردم
psychosurgery
جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
depressions
کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
depression
کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
schizoid
مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
How does he
[she]
tick?
او
[مرد ]
[زن]
چطور
[از نظر روانی]
عمل میکند؟
societal
اجتماعی
processionary
اجتماعی
socio economic
اجتماعی
socio political
اجتماعی
the herd instinct
حس اجتماعی
Republicans
اجتماعی
social
اجتماعی
communally
اجتماعی
ecclesiastic
اجتماعی
ecclesiastics
اجتماعی
communal
اجتماعی
Republican
اجتماعی
public
اجتماعی
anti-social
ضد اجتماعی
anti social
ضد اجتماعی
social influence
نفوذ اجتماعی
social immobility
بی تحرکی اجتماعی
social hygiene
بهداشت اجتماعی
social inhibition
بازداری اجتماعی
social instinct
غریزه اجتماعی
social institution
نهاد اجتماعی
social health
بهداشت اجتماعی
social insurance
بیمه اجتماعی
social milieu
محیط اجتماعی
social learning
یادگیری اجتماعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com