Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
assembly
اجتماع انجمن
Search result with all words
communitarian
عضو انجمن یا اجتماع کمونیستی
Other Matches
conventicle
انجمن مخفی وغیر قانونی انجمن مذهبی
atheneum
انجمن ادبی انجمن دانش
athenaeum
انجمن ادبی انجمن دانش
union
اجتماع
procession
اجتماع
unions
اجتماع
gatherings
اجتماع
processions
اجتماع
mustering
اجتماع
commonweal
اجتماع
association
اجتماع
muster
اجتماع
associations
اجتماع
societies
اجتماع
mustered
اجتماع
musters
اجتماع
society
اجتماع
reunions
اجتماع
hurricanes
اجتماع
milieu
اجتماع
reunion
اجتماع
meeting
اجتماع
consensus
اجتماع
community
اجتماع
communities
اجتماع
assemblages
اجتماع
milieus
اجتماع
public meeting
اجتماع
milieux
اجتماع
hurricane
اجتماع
meetings
اجتماع
gathering
اجتماع
conjunctions
اجتماع
conjunction
اجتماع
assemblage
اجتماع
socio-
اجتماع
commune
اجتماع تعاونی
society
جامعه اجتماع
overloads
اجتماع مهاجمان
communing
اجتماع تعاونی
communes
اجتماع تعاونی
congregating
اجتماع کردن
congregates
اجتماع کردن
congregated
اجتماع کردن
congregate
اجتماع کردن
overload
اجتماع مهاجمان
meeting
ملاقات اجتماع
rally
اجتماع مجدد
rallies
اجتماع مجدد
rallied
اجتماع مجدد
meetings
ملاقات اجتماع
parading
اجتماع مردم
parades
اجتماع مردم
parade
اجتماع مردم
societies
جامعه اجتماع
overloaded
اجتماع مهاجمان
concourses
محل اجتماع
klatsch
اجتماع خودمانی
paraded
اجتماع مردم
aggregation
اجتماع توده
flocculate
اجتماع کردن
crowd
شلوغی اجتماع
crowds
شلوغی اجتماع
klatch
اجتماع خودمانی
concourse
محل اجتماع
societal
وابسته به اجتماع
collections
اجتماع مجموعه
collection
اجتماع مجموعه
official meeting
اجتماع رسمی
communed
اجتماع تعاونی
therapeutic community
اجتماع درمانی
turn out
اجتماع ازدحام
scurf
شوره سر وازده اجتماع
pentapolis
اجتماع پنج شهر
ratag
طبقات پایین اجتماع
the rabble
طبقات پایین اجتماع
riotous assembly
اجتماع و مواضعه اشوبگرانه
The various strata of society.
طبقات مختلف اجتماع
subclass
سطح پایین
[اجتماع]
lower class
سطح پایین
[اجتماع]
underclass
طبقه سوم
[اجتماع]
lower class
طبقه سوم
[اجتماع]
guildhall
محل اجتماع اصناف
guildhalls
محل اجتماع اصناف
accru
اجتماع فراهم شدگی
community psychology
روانشناسی اجتماع نگر
trigon
اجتماع سه ستاره باهم
scum
طبقه وازده اجتماع
franklin
طبقه متوسط اجتماع
subclass
طبقه سوم
[اجتماع]
underclass
سطح پایین
[اجتماع]
riot
اجتماع و بلوا کردن
grass roots
اجتماع محلی منشاء
riots
اجتماع و بلوا کردن
rioting
اجتماع و بلوا کردن
rioted
اجتماع و بلوا کردن
union
[set theory]
اجتماع
[مجموعه]
[ریاضی]
upperclassman
عضو صنوف ممتازه اجتماع
forums
بازار محل اجتماع عموم
upper class
وابسته به طبقات بالای اجتماع
forum
بازار محل اجتماع عموم
guilds
اتحادیه محل اجتماع اصناف
huddling
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddles
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
haunts
محل اجتماع تبه کاران
haunt
محل اجتماع تبه کاران
huddled
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
redezvous
وعده ملاقات اجتماع مجدد
huddle
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
upper classes
وابسته به طبقات بالای اجتماع
guild
اتحادیه محل اجتماع اصناف
antisocial
مخل اجتماع دشمن جامعه
subclass
طبقه پست وپایین اجتماع
underclass
طبقه پست وپایین اجتماع
lower class
طبقه پست وپایین اجتماع
unsociable
گریزان از اجتماع غیر اجتماعی
foyer
مرکز اجتماع راهرو بزرگ
foyers
مرکز اجتماع راهرو بزرگ
forgather
گرد امدن اجتماع کردن
vespiary
اجتماع زنبوران دستهای زنبور
rout
اجتماع برای اشوب یا کارخلاف قانون
routed
اجتماع برای اشوب یا کارخلاف قانون
integration
یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
routs
اجتماع برای اشوب یا کارخلاف قانون
agora
انجمن
confranternity
انجمن
groups
انجمن
council
انجمن
councils
انجمن
fellowsh
انجمن
gathering
انجمن
club
انجمن
group
انجمن
convocation
انجمن
convocations
انجمن
associations
انجمن
borough council
انجمن ده
comitia
انجمن
clubs
انجمن
clubbing
انجمن
association
انجمن
clubbed
انجمن
committee
انجمن
company
انجمن
institutes
انجمن
gatherings
انجمن
coterie
انجمن
instituted
انجمن
society
انجمن
institute
انجمن
communities
انجمن
guilds
انجمن
meeting
انجمن
guild
انجمن
coteries
انجمن
meetings
انجمن
companies
انجمن
instituting
انجمن
committees
انجمن
reunion
انجمن
community
انجمن
reunions
انجمن
societies
انجمن
covenantor
اجتماع اشخاص هم پیمان برای انجام کاری
prayer meeting
انجمن دعا
associate computer professionals
انجمن کامپیوترکاران
folkmoot
انجمن شهر
town meeting
انجمن شهری
foregather
انجمن کردن
local authority
انجمن محلی
secret society
انجمن سری
confraternity
انجمن اخوت
to hold a meeting
انجمن کردن
trade association
انجمن صنفی
folkmot
انجمن شهر
benefits society
انجمن خیریه
town council
انجمن شهر
municipal council
انجمن شهر
town council
انجمن شهرداری
consistory
انجمن کاتوزیان
council chamber
انجمن گاه
conference
انجمن باشگاهها
hunt
انجمن شکارچیان
hunted
انجمن شکارچیان
factions
انجمن فرقه
hunts
انجمن شکارچیان
academy
انجمن دانش
congresses
انجمن مجلس
meeting
انجمن جلسه
meetings
انجمن جلسه
congress
انجمن مجلس
conferences
انجمن باشگاهها
municipal council
انجمن شهرداری
caucus
انجمن حزبی
conclaves
انجمن محرمانه
conclave
انجمن محرمانه
faction
انجمن فرقه
caucuses
انجمن حزبی
academies
انجمن دانش
quaker's meeting
انجمن خاموش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com