Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 169 (8 milliseconds)
English
Persian
base ignition
احتراق تحتانی
Other Matches
crossfiring
اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
premature ignition
احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
critical grid current
جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
bottoms
کف تحتانی
bottom
کف تحتانی
lower limit
حد تحتانی
inferiors
تحتانی
subjecent
تحتانی
inferior
تحتانی
underpart
بخش تحتانی
bottom die
حدیده تحتانی
lower floor
طبقه تحتانی
staddle
قسمت تحتانی
undercurrent
جریان تحتانی
undercurrents
جریان تحتانی
garboard strake
باریکه تحتانی ناو
paraplegia
فلج اندامهای تحتانی
pile foot
قسمت تحتانی شمع
beneath
تحتانی تحت نفوذ
crankcase bottom o.lower half
قسمت تحتانی محفظه لنگ کف کارتر
mammatus
ابرهای کومولوس بابرجستگیهای اونگی در سطح تحتانی
hemline
لبه انتهای تحتانی لباس وپیراهن وکت
hemlines
لبه انتهای تحتانی لباس وپیراهن وکت
biconvex
بالی که هر دو سطح فوقانی و تحتانی ان به صورت محدب باشد
bow string truss
خرپاهائیکه قسمتهای فوقانی و تحتانی ان نسبت به افق خمیده باشد
kruger flap
فلپی در لبه حمله که بخشی از سطح تحتانی بال را تشکیل میدهد
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
seeting on fire
احتراق
oxidization
احتراق
firing
احتراق
deflagration
احتراق
combustion
احتراق
burning
احتراق
arson
احتراق
lighting
احتراق
ignition
احتراق
explosion
احتراق
inflammation
احتراق
explosions
احتراق
hot bulb ignition
احتراق سرسرخ
heating value
گرمای احتراق
ignition voltage
ولتاژ احتراق
ignitability
قابلیت احتراق
ignitable
قابل احتراق
heat value
گرمای احتراق
duplex ignition
احتراق دوگانه
inexplosive
غیرقابل احتراق
external combustion
احتراق خارجی
firing order
ترتیب احتراق
firing position
موقعیت احتراق
flame out
قطع احتراق
flash point
نقطه احتراق
heat of combustion
گرمای احتراق
igniter switch
سوئیچ احتراق
igniter switch
کلید احتراق
ignition charge
خرج احتراق
ignition choke
پیچک احتراق
ignition circuit
مدار احتراق
ignition condition
حالت احتراق
ignition control
کنترل احتراق
ignition current
جریان احتراق
ignition device
وسیله احتراق
ignition lag
تاخیر احتراق
ignition cable
کابل احتراق
ignition by incandescence
احتراق التهابی
ignition pulse
ضربه احتراق
ignitibility
قابلیت احتراق
ignition switch
کلید احتراق
igniting agent
عامل احتراق
igniting point
نقطه احتراق
igniting spark
جرقه احتراق
ignition spark
جرقه احتراق
ignition pulse
ایمپولز احتراق
ignition by contact
احتراق تماسی
ignition pulse
پالس احتراق
internal combustion
احتراق داخلی
combustion
اشتعال احتراق
combustibility
قابلت احتراق
ignitible
قابل احتراق
burning brand
نوع احتراق
timing
زمان احتراق
two spark ignition
احتراق دو جرقهای
triple ignition
احتراق سه برقی
pre ignition
زود احتراق
advanced ignition
اوانس احتراق
misfiring
احتراق ناقص
surface burning
احتراق سطحی
premature ignition
احتراق زودرس
sulfur
اصل احتراق
single ignition
احتراق تک برقی
combustible
قابل احتراق
combustible
احتراق پذیر
combustiblity
قابلیت احتراق
combustion area
محفظه احتراق
sulphur
اصل احتراق
magneto ignition
احتراق با مگنت
firing accessories
لوازم احتراق
ignition
اشتعال احتراق
dual ignition
احتراق دو برقی
combustor
محفظه احتراق
combustion efficiency
بازده احتراق
combustion chamber
محفظه احتراق
combustion efficiency
راندمان احتراق
order of fire
ترتیب احتراق موتور
jump spark ignition
احتراق با جرقه جهنده
incombustible
غیر قابل احتراق
incombustibility
عدم امکان احتراق
ignition system
سیستم احتراق موتور
maximum gate trigger current
جریان احتراق حداکثر
molar enthalpy of combusion
انتالپی مولی احتراق
preignition
احتراق قبل از وقت
maximum gate trigger voltage
ولتاژ احتراق حداکثر
ignition voltage
فشار الکتریکی احتراق
molar heat of combusion
گرمای مولی احتراق
make and break ignition
احتراق با قطع و وصل
ignition temperature
درجه حرارت احتراق
ignition by contact breaking
احتراق با قطع کنتاکت
combustible
جسم قابل احتراق
burning brand
علامت احتراق نیمسوزی
combustor
سیستم احتراق توربین
compression ingition
احتراق توسط فشار
constant pressure combustion
احتراق در فشار ثابت
delay zction firing
عمل احتراق با تاخیر
dual ignition system
سیستم احتراق دوتایی
explosively
بطور قابل احتراق
internal combustion engines
موتور احتراق داخلی
ignition analyzer
اسیلوگراف کنترل احتراق
internal combustion engine
موتور احتراق داخلی
capacitor discharge ignition
سیستم احتراق با انرژی زیاد
timing
تنظیم زمان احتراق موتور
can annular
محفظه احتراق حلقوی شکل
burner cans
محفظه احتراق موتورهای توربینی
afterburning
عملیات بعد از احتراق سوخت
vaporizing combustor
سیستم احتراق توربین گاز
firedamp
گاز قابل احتراق معدن
cannular
محفظه احتراق حلقوی شکل
base plug
درپوش تحتانی گلوله درپوش کف
underpass
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
underpasses
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
canning
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
cans
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
explosive
قابل احتراق ماده محترقه یا منفجره
precombustion chamber engine
موتور با اطاق احتراق تراکم قبلی
ignition
احتراق اتش زدن مشتعل کردن
can
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
base ring
حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
plug nozzle
نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
backfire
احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfires
احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfired
احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfiring
احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
burner compartment
قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
hot test
تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
igniter
ماده بسیار قابل احتراق که باماده ضعیفتر مخلوط میشود
restricted propellant
سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
charactristic lenght
نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودی موتوردر راکت
residence time
مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
multipropellant
سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
hung start
شرایطی در استارت توربینهای گاز که در ان احتراق صورت میگیرد ولی موتور به سرعت خودکفایی نمیرسد
multi chamber
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
combustion starter
مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
rate of flame propagation
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
diesel ramjet
موتور رم جت که سرعت ان به حدی است که گرمای حاصل از تراکم هوای داخل ان برای احتراق سوخت کافی است
external combustion engine
موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
engine
موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
ignition anode
اند کمکی اند احتراق
firing order
ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com