English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 46 (3 milliseconds)
English Persian
ebullient احساساتی
sentiment احساساتی
sentimental احساساتی
emotional احساساتی
emotionally احساساتی
affectional احساساتی
gushy احساساتی
passional احساساتی
soft boiled احساساتی
tear-jerker احساساتی
tear-jerkers احساساتی
sensationalist احساساتی
Other Matches
lyric غزلی احساساتی
rose water لطیف احساساتی
sappy خیلی احساساتی
sentimentalism حالت احساساتی
sentimentalize احساساتی کردن
go off the deep end <idiom> احساساتی شدن
cloying بسیار احساساتی
cold fish غیر احساساتی
emotionalize احساساتی کردن
emotionalist شخص احساساتی
emotionalism احساساتی بودن
sensationally احساساتی موثر
sensational احساساتی موثر
hysterics حمله احساساتی
sentimentality حالت احساساتی
pathetic موثر احساساتی
passionate سودایی احساساتی
overreacting بیخود احساساتی شدن
maudlin ضعیف وخیلی احساساتی
overreacts بیخود احساساتی شدن
overreacted بیخود احساساتی شدن
overreact بیخود احساساتی شدن
mawkish بطور زننده احساساتی
to affect somebody کسی را احساساتی کردن
mushy حریره یاخمیرمانند احساساتی
torch song شعر احساساتی وعشقی
torch singer خواننده شعر احساساتی وعاشقانه
rhapsody قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
sensationalism پیروی از مسائل احساساتی وشورانگیز
rhapsodies قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
to get worked up به کسی [چیزی] خو گرفتن [و بخاطرش احساساتی یا عصبی شدن]
to work oneself up به کسی [چیزی] خو گرفتن [و بخاطرش احساساتی یا عصبی شدن]
barbershop وابسته به آهنگ احساساتی که توسط چند مرد خوانده شود
feelings indigenous to man احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com