Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (1 milliseconds)
English
Persian
puerile
احمقانه
doltish
احمقانه
highland
احمقانه
spooney
احمقانه
spoony
احمقانه
cockeyed
احمقانه
goofier
احمقانه
goofiest
احمقانه
goofy
احمقانه
harebrained
احمقانه
Other Matches
flub
اشتباه احمقانه
fatuously
احمقانه خودپسندانه
to play the fool
احمقانه رفتارکردن
blooper
اشتباه احمقانه
fool's paradise
شادی احمقانه
bloomer
اشتباه احمقانه
senseless
احمق احمقانه
potties
احمقانه مغرور
potty
احمقانه مغرور
When there is a wI'll , there is a way .
کار احمقانه
dolt
احمقانه رفتارکردن
dolts
احمقانه رفتارکردن
insane
بی عقل احمقانه
silliest
چرند احمقانه
silly
چرند احمقانه
sillier
چرند احمقانه
antics
رفتارهای احمقانه و خندهدار
He behaved stupidly.
رفتارش احمقانه بود.
His behavior was stupid.
رفتارش احمقانه بود.
gawking
احمقانه نگاه کردن
gawk
احمقانه نگاه کردن
gawked
احمقانه نگاه کردن
gawks
احمقانه نگاه کردن
dido
جست و خیز احمقانه
infatuate
از خود بیخود احمقانه
gawp
مات و احمقانه نگاه کردن
gawps
مات و احمقانه نگاه کردن
gawping
مات و احمقانه نگاه کردن
gawped
مات و احمقانه نگاه کردن
gawp
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawping
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
foul up
<idiom>
با یک اشتباه احمقانه همه چیز را خراب کردن
gawped
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawps
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
foolproof
ادم ساده لوح و رک و راست محفوظ از حماقت وکارهای احمقانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com