English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
general allotment اختصاصات عمومی
Other Matches
general quarters اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general orders دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
consolidated dining facility تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
commonest :عمومی
commoners عمومی
commoners :عمومی
common user عمومی
common عمومی
common :عمومی
universal عمومی
commonest عمومی
overt عمومی
ecumenic عمومی
generals عمومی
general عمومی
oecumenical عمومی
wide عمومی
the public voice عمومی
generic عمومی
outlines خط عمومی
rife عمومی
outlining خط عمومی
public عمومی
hackneyed عمومی
outlined خط عمومی
popular عمومی
wider عمومی
widest عمومی
general porpose عمومی
outline خط عمومی
general ability توانایی عمومی
general depot امادگاه عمومی
general education اموزش عمومی
general equilibrium تعادل عمومی
general act سند عمومی
general depot انبار عمومی
general amnesty عفو عمومی
general assembly مجمع عمومی
general cargo بار عمومی
general concepts تدبیر عمومی
general damage خسارت عمومی
general factor عامل عمومی
general grant کمک عمومی
general psychology روانشناسی عمومی
general plan نقشه عمومی
general paresis فلج عمومی
general paralysis فلج عمومی
general outpost پاسدار عمومی
general outpatient clinic درمانگاه عمومی
plebiscites اراء عمومی
general mobilization بسیج عمومی
general message پیام عمومی
general meeting مجمع عمومی
general meeting جلسه عمومی
general intelligence هوش عمومی
general meeting گردهمایی عمومی
public opinion افکار عمومی
general quarters اسایشگاههای عمومی
g/a خسارت عمومی
latrine مستراح عمومی
vogue عمومی ورایج
alameda گردشگاه عمومی
cameralistic science مالیه عمومی
central war جنگ عمومی
checkup معاینه عمومی
collective call sign معرف عمومی
common grid شبکه عمومی
common hardware قطعات عمومی
common purse وجوه عمومی
common items قطعات عمومی
common labour کارگر عمومی
common language زبان عمومی
common parts قطعات عمومی
open house جشن عمومی
common user خدمات عمومی
fourth estate مطبوعات عمومی
folkway احساسات عمومی
general practitioner پزشک عمومی
public relations روابط عمومی
folkway طرزفکر عمومی
encyclic عمومی دوری
prosecture وکیل عمومی
counsel for the crown وکیل عمومی
consolidated annuities دیون عمومی
comulative action اثر عمومی
common user items اقلام عمومی
common nuisance اضرار عمومی
general register ثبات عمومی
public network شبکه عمومی
public services خدمات عمومی
public utilities تسهیلات عمومی
public warehouse انبار عمومی
quasi public نیمه عمومی
reason of state مصالح عمومی
records depository بایگانی عمومی
public servant مستخدم عمومی
public property مال عمومی
public policy سیاست عمومی
public order نظم عمومی
public ownership مالکیت عمومی
public affairs روابط عمومی
public place محل عمومی
public place مکان عمومی
respublica رفاه عمومی
rule of thumb قانون عمومی
social good کالاهای عمومی
baths استخر عمومی
public baths استخر عمومی
state property اموال عمومی
suffrage universal حق رای عمومی
GHQ ستاد عمومی
general requirements نیازهای عمومی
bath-house حمام عمومی
general relativity نسبیت عمومی
mass poverty فقر عمومی
mintster of public works وزیرکارهای عمومی
official submission مناقصه عمومی
open court محکمه عمومی
overhead costs هزینههای عمومی
pissoir مستراح عمومی
plaza میدان عمومی
potlatch جشن عمومی
in the sight of the public در انظار عمومی
public welfare رفاه عمومی
general welfare رفاه عمومی
general reserve احتیاط عمومی
general staff ستاد عمومی
general stock سهام عمومی
general supplies تدارکات عمومی
general supplies اماد عمومی
general support پشتیبانی عمومی
general tariff تعرفه عمومی
general theory نظریه عمومی
public a وکیل عمومی
public amnsement نمایشگاه عمومی
public benefits منافع عمومی
public image تصور عمومی
public information اطلاعات عمومی
public institutions موسسات عمومی
public interest منافع عمومی
public interest نفع عمومی
public law حقوق عمومی
public goods کالاهای عمومی
public finance مالیه عمومی
public facilities تسهیلات عمومی
public borrowing استقراض عمومی
public cost هزینه عمومی
public debt قرضه عمومی
public decency عفت عمومی
public deposits سپردههای عمومی
public domain خط مشی عمومی
public enterprises موسسات عمومی
public expenditures مخارج عمومی
public library کتابخانه عمومی
generalises عمومی کردن
bussing مسیر عمومی
generalities افهار عمومی
generality افهار عمومی
amnesties عفو عمومی
burden هزینه عمومی
office شغل عمومی
busing مسیر عمومی
amnesty عفو عمومی
bussed مسیر عمومی
busses مسیر عمومی
general strike اعتصاب عمومی
offices شغل عمومی
public sector بخش عمومی
public schools مدارس عمومی
secularising عمومی کردن
secularises عمومی کردن
generalizing عمومی کردن
generalizes عمومی کردن
generalize عمومی کردن
generalising عمومی کردن
collective مشترک عمومی
generalised عمومی کردن
secularize عمومی کردن
secularized عمومی کردن
dispensary داروخانه عمومی
dispensaries داروخانه عمومی
burdens هزینه عمومی
secularizing عمومی کردن
secularizes عمومی کردن
overheads هزینههای عمومی
uniforms عمومی متحدالمال
prevailing عمومی متداول
buses مسیر عمومی
outlining خط مقاومت عمومی
general elections انتخابات عمومی
public nuisance مزاحمت عمومی
plebiscite اراء عمومی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com