English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (4 milliseconds)
English Persian
merger اختلاط
mergers اختلاط
alloy اختلاط
alloys اختلاط
medley اختلاط
medleys اختلاط
conglomerate اختلاط
conglomerates اختلاط
mixture اختلاط
mixtures اختلاط
brew اختلاط
brewed اختلاط
brews اختلاط
welter اختلاط
consolidation اختلاط
mix اختلاط
mixes اختلاط
alloyage اختلاط
colligation اختلاط
commixture اختلاط
glomeration اختلاط
intermixture اختلاط
liquation اختلاط
macedoine اختلاط
melange اختلاط
mixedness اختلاط
Other Matches
immiscibility غیرقابلیت اختلاط
immixture اختلاط و امتزاج
insalivation اختلاط با بزاق
instruction mix اختلاط دستورالعمل
synthesis هم گذاری اختلاط
syntheses هم گذاری اختلاط
mix design طرح اختلاط
conglomeration اختلاط شرکتها
etherization اختلاط با اتر
plant mixing اختلاط در کارخانه
mixture temperature دمای اختلاط
mixing valve دریچه اختلاط
mixing in place اختلاط غر سر کار
consolute اختلاط پذیری
mixing coefficient ضریب اختلاط
conglomerations اختلاط شرکتها
mix design تعیین نسبتهای اختلاط
central mixing plant مرکز اختلاط بتن
alligation قائده اختلاط و امتزاج
miscible قابل اختلاط حل پذیر
glomerate اختلاط کلوخه شده
amalgamation ادغام یا اختلاط شرکتها
dissonance اختلاط اصوات و اهنگهای ناموزون
collages اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
collage اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
integrating یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
integrate یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
incross اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
integrates یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
miscibility قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
roadmix اختلاط در سر راه امیختن در راه
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com