Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
plant mixing
اختلاط در کارخانه
Other Matches
mixture
اختلاط
consolidation
اختلاط
mix
اختلاط
mixes
اختلاط
mergers
اختلاط
merger
اختلاط
mixedness
اختلاط
commixture
اختلاط
alloy
اختلاط
welter
اختلاط
conglomerates
اختلاط
conglomerate
اختلاط
medleys
اختلاط
medley
اختلاط
mixtures
اختلاط
brew
اختلاط
brewed
اختلاط
brews
اختلاط
melange
اختلاط
colligation
اختلاط
glomeration
اختلاط
intermixture
اختلاط
liquation
اختلاط
macedoine
اختلاط
alloys
اختلاط
alloyage
اختلاط
etherization
اختلاط با اتر
immixture
اختلاط و امتزاج
immiscibility
غیرقابلیت اختلاط
consolute
اختلاط پذیری
conglomerations
اختلاط شرکتها
conglomeration
اختلاط شرکتها
insalivation
اختلاط با بزاق
instruction mix
اختلاط دستورالعمل
mixing valve
دریچه اختلاط
synthesis
هم گذاری اختلاط
syntheses
هم گذاری اختلاط
mix design
طرح اختلاط
mixing coefficient
ضریب اختلاط
mixing in place
اختلاط غر سر کار
mixture temperature
دمای اختلاط
mix design
تعیین نسبتهای اختلاط
glomerate
اختلاط کلوخه شده
central mixing plant
مرکز اختلاط بتن
miscible
قابل اختلاط حل پذیر
alligation
قائده اختلاط و امتزاج
amalgamation
ادغام یا اختلاط شرکتها
dissonance
اختلاط اصوات و اهنگهای ناموزون
collage
اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
collages
اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
integrate
یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
incross
اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
integrates
یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
integrating
یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
miscibility
قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
production
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
productions
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
work
کارخانه
shopped
کارخانه
factory
کارخانه
shop
کارخانه
worked
کارخانه
shops
کارخانه
coopery
کارخانه
house work
کارخانه
manufactory
کارخانه
workhouses
کارخانه
workhouse
کارخانه
works
کارخانه
factories
کارخانه
workplaces
کارخانه
plant
کارخانه
plants
کارخانه
factory-spun
نخ کارخانه ای
workplace
کارخانه
electric plant
کارخانه برق
out
<adv.>
بیرون از کارخانه
manufactoring plant
کارخانه تولیدی
fulling mill
کارخانه قصاری
ex factory
تحویل در کارخانه
gas works
کارخانه گاز
generating plant
کارخانه برق
generating station
کارخانه برق
lock out
تعطیل کارخانه
manufacturers
صاحب کارخانه
ice plant
کارخانه یخ ساز
factory chimney
دودکش کارخانه
ex mill
تحویل در کارخانه
packinghouse
کارخانه کنسروسازی
packingplant
کارخانه کنسروسازی
pilot plant
کارخانه نمونه
plant construction
ساختمان کارخانه
works superintendent
مدیر کارخانه
plant mixing
امیختن در کارخانه
power house
کارخانه برق
sirenic
سوت کارخانه
smelting plant
کارخانه ذوب
manufaturer
صاحب کارخانه
smeltery
کارخانه گدازگری
works inspector
بازرس کارخانه
industrialists
کارخانه دار
brewery
کارخانه ابجوسازی
breweries
کارخانه ابجوسازی
bookbindery
کارخانه صحافی
car factory
کارخانه خودروسازی
cast steel plant
کارخانه فولادریزی
installations
کارخانه نصب
cement plant
کارخانه سیمان
chimney stalk
دودکش کارخانه
installation
کارخانه نصب
gasworks
کارخانه گاز
studios
کارگاه کارخانه
power station
کارخانه برق
power stations
کارخانه برق
manufacturing
کارخانه دار
He is running ( runs ) the factory .
او کارخانه را می گرداند
shed
کارخانه سرپوشیده
shedding
کارخانه سرپوشیده
sheds
کارخانه سرپوشیده
manufacturer
صاحب کارخانه
plant
نبات کارخانه
sirens
سوت کارخانه
cotton mill
کارخانه نخ ریسی
siren
سوت کارخانه
spinning factory
کارخانه نخ ریسی
plants
نبات کارخانه
cut back
تعطیل کارخانه
cotton factory
کارخانه نخ ریسی
industrialist
کارخانه دار
studio
کارگاه کارخانه
mill
کارخانه نورد
mills
کارخانه نورد
spinning
کارخانه نخریسی
copper smelting plant
کارخانه ذوب مس
stonework
کارخانه سنگ بری
salt works
کارخانه نمک سازی
ropewalk
کارخانه طناب سازی
plants
ماشین الات کارخانه
printworks
کارخانه چیت بافی
plants
محل کارخانه یا کارگاه
cotton-mills
کارخانه ریسندگی پنبه ای
saw mill
کارخانه اره کشی
wirework
کارخانه سیم سازی
shipyard
کارخانه کشتی سازی
tinwork
کارخانه قلع کاری
field
خارج اداره یا کارخانه
tin smelting plant
کارخانه ذوب قلع
plant
ماشین الات کارخانه
dockyards
کارخانه کشتی سازی
plant
محل کارخانه یا کارگاه
dockyard
کارخانه کشتی سازی
smeltery
کارخانه ذوب فلزات
ship yard
کارخانه کشتی سازی
shipyards
کارخانه کشتی سازی
powder mill
کارخانه باروت سازی
pottery factory
کارخانه چینی سازی
coking plant
کارخانه ذغال سازی
metallurgical plant
کارخانه ذوب اهن
mills
کارخانه اسیاب کردن
computer integrated manufactureing
کارخانه کاملا" اتوماتیک
concrete plant
کارخانه بتن سازی
concreting plant
کارخانه بتن سازی
contractor plant
کارخانه پیمان کار
glassworks
کارخانه شیشه گری
mill
کارخانه اسیاب کردن
gas works tar
قطران کارخانه گاز
gas works
کارخانه تولید گاز
fields
خارج اداره یا کارخانه
cotton spinner
صاحب کارخانه نخ ریسی
creamery
کارخانه کره گیری
fielded
خارج اداره یا کارخانه
engineering works
کارخانه ماشین سازی
energy plant
کارخانه تولید نیرو
iron foundry
کارخانه ذوب اهن
dye works
کارخانه رنگ سازی
foundries
کارخانه گداز فلز
foundries
کارخانه ذوب فلز
nailery
کارخانه میخ سازی
foundry
کارخانه گداز فلز
foundry
کارخانه ذوب فلز
shop
کارخانه خرید کردن
shopped
کارخانه خرید کردن
shops
کارخانه خرید کردن
firms
کارخانه موسسه بازرگانی
lead works
کارخانه سرب گدازی
lock out
بسته شدن کارخانه
ashery
کارخانه نمک قلیاسازی
firm
کارخانه موسسه بازرگانی
firmer
کارخانه موسسه بازرگانی
firmest
کارخانه موسسه بازرگانی
distillery
کارخانه یا محل تقطیر رسومات
distilleries
کارخانه یا محل تقطیر رسومات
sheet roller
کارخانه نورد ورق فلزی
sawmill
کارخانه چوب بری والوارسازی
computer aided factory management
مدیریت کارخانه با استفاده ازکامپیوتر
grindery
کارخانه تیزکنی افزارکفش دوزی
factory team
تیم کارخانه اتومبیل سازی
sawmills
کارخانه چوب بری والوارسازی
dairy farm
مزرعه یا کارخانه لبنیات سازی
saltern
کارخانه یا معدن استخراج نمک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com