English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 191 (8 milliseconds)
English Persian
psychopathy اختلالات روانی
Other Matches
irregularities اختلالات
psychopathy اختلالات فکری وروانی
adjustment disorder اختلالات سازگاری [روانشاسی]
adaptive disorder اختلالات سازگاری [روانشاسی]
neuropath دچار اختلالات عصبی
sex therapy درمان اختلالات جنسی
aeroneurosis اختلالات عصبی فضانوردان در اثر تحریک وهیجان
orthopsychiatry تداوی روحی اختلالات فکری وروحی اطفال
aeromedicine قسمتی از طب که دربارهء بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو میکند
subversives روانی
subversive روانی
mellifluence روانی
psychological روانی
fluidity روانی
mental روانی
psychic روانی
fluency روانی
psychical روانی
liquid limit حد روانی
facility روانی
yield point حد روانی
flows روانی
volubility روانی
flowed روانی
freedoms روانی
flow روانی
freedom روانی
psychodiagnosis تشخیص روانی
psychiatric nurse پرستار روانی
physical psychological تنی- روانی
physical psychological جسمی- روانی
playing the man بازی روانی
psychasthenia ضعف روانی
psychiatric hospital بیمارستان روانی
neurasthenia خسته روانی
mental disorder بیماری روانی
mental disturbance اختلال روانی
psychiatric disorder اختلال روانی
mental economy اقتصاد روانی
mental test ازمون روانی
mental examination معاینه روانی
mental health بهداشت روانی
mental health سلامت روانی
mental hygiene بهداشت روانی
mental status وضع روانی
psychological test ازمون روانی
mental disorder اختلال روانی
psychic energy نیروی روانی
psycholepsy افت روانی
psychological environment محیط روانی
psychosocial روانی- اجتماعی
psychological factors عوامل روانی
psychosexual روانی- جنسی
psychopharmacology داروشناسی روانی
psychological field میدان روانی
psychological operations عملیات روانی
psychopaysical روانی- فیزیکی
psychopathy معالجه روانی
versatility روانی مهارت
psychological scale مقیاس روانی
psychological space فضای روانی
psychosurgery جراحی روانی
psyho بیمار روانی
supersensible روحی روانی
stream of consciousness تسلسل روانی
psychiatric social work مددکاری روانی
psychic apparatus دستگاه روانی
psychic blindness نابینایی روانی
psychic deafness ناشنوایی روانی
psychic secretion تراوش روانی
psychic trauma اسیب روانی
psychogenesis پدیدایی روانی
psychognosis شناخت روانی
psychograph نمودار روانی
psycholepsis افت روانی
sociopsychological اجتماعی- روانی
psychomotor روانی- حرکتی
mental illness بیماری روانی
complexes عقده روانی
moods وضع روانی
flows روانی سلاست
nervous breakdown فروباشی روانی
nervous breakdown بحران روانی
nervous breakdowns فروباشی روانی
nervous breakdowns بحران روانی
psychiatry پزشکی روانی
analeptic نیروبخش روانی
neurosis اختلال روانی
neuroses اختلال روانی
mood وضع روانی
stresses فشار روانی
complex عقده روانی
psychotic بیمار روانی
psychoanalysis تحلیل روانی
psychosis بیماری روانی
fluidity روانی بیان
psychotherapy درمان روانی
sanity سلامت روانی
mentally از نظر روانی
stressing فشار روانی
psychological warfare جنگ روانی
stress فشار روانی
psychopath بیمار روانی
liquid limit test ازمون حد روانی
endopsychic درون روانی
ease of style روانی انشا
mental conflict تعارض روانی
exopsychic برون روانی
flow روانی سلاست
flowed روانی سلاست
mental derangement اشفتگی روانی
cathexis نیروگذاری روانی
liquid limit مرز روانی
cathexis انرژی روانی
cathexis تمرکز روانی
mental disease بیماری روانی
gift of the gab روانی زبان
intrapsychic درون روانی
psychopaths بیمار روانی
nervous breakdown ناتوانی روانی [پزشکی]
nervous breakdown درماندگی روانی [پزشکی]
stressing تنش جسمانی- روانی
stress tolerance تحمل فشار روانی
psychopathology اسیب شناسی روانی
psychopathologist اسیب شناس روانی
psychomotor tests ازمونهای روانی- حرکتی
psychosomatic disease بیماری روانی- تنی
reagent موضوع ازمایش روانی
viscosity ناروانی کند روانی
to speak with f. به روانی سخن گفتن
psychopath مبتلا بامراض روانی
stressable <adj.> فشار روانی پذیر
nervous breakdown واماندگی روانی [پزشکی]
stress تنش جسمانی- روانی
reflux condenser چگالنده باز روانی
reflux column ستون باز روانی
psychonomics محیط شناسی روانی
psychotherapeutic وابسته بدرمان روانی
stresses تنش جسمانی- روانی
psychopaths مبتلا بامراض روانی
psychognosy مطالعه عمیق روانی
psychognosis مطالعه عمیق روانی
psychogalvanic response پاسخ گالوانیکی- روانی
psychodynamics پویش شناسی روانی
psychodrama نقش گزاری روانی
psychodiagnostics ابزارهای تشخیص روانی
neuropsychiatric مرض روانی و عصبی
neuropsychiatric درمان روانی عصبی
psychological warfare عملیات جنگ روانی
psychic determinism علیت گرایی روانی
organic mental disorder اختلال روانی عضوی
pgr بازتاب گالوانیکی- روانی
psychogalvanic reflex بازتاب گالوانیکی- روانی
psi ability توانایی فرا روانی
psychasthenia خستگی روانی بی تصیمی
psychologism پیروی از اصول روانی
facility وسیله تسهیل روانی
psychomotor agitation بیقراری روانی- حرکتی
mental measurement اندازه گیری روانی
california psychological inventory پرسشنامه روانی کالیفرنیا
phrenology جمجمه شناسی روانی
depth psychology تجزیه و تحلیل روانی
psychomotor retardation کندی روانی- حرکتی
mental element of crime عنصر روانی جرم
intrapsychic conflict تعارض درون روانی
mental deficiency عقب ماندگی روانی وفکری
psychoneural parallelism توازی نگری روانی- عصبی
psychomotor stimulant داروی محرک روانی- حرکتی
psychognosy تحقیقات روانی روان پژوهش
acute stress reaction واکنش حاد فشار روانی
psychognosis تحقیقات روانی روان پژوهش
post traumatic stress disorder اختلال فشار روانی پس اسیبی
psychopathology علم اسیب شناسی روانی
cathectic وابسته به تمرکز روانی شهوانی شده
illinois test of psycholinguistic ازمون تواناییهای زبانی- روانی ایلینوی
psychoneurosis ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی
dsm راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
psychergograph دستگاه اندازه گیری کار روانی
depressions کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
psychosurgery جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
consolidation psychological operation عملیات روانی برای جلب همکاری مردم
How does he [she] tick? او [مرد ] [زن] چطور [از نظر روانی] عمل میکند؟
depression کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
subversion نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
strategic استراتژیکی مربوط به خط مشیهای سیاسی واقتصادی و نظامی و روانی وجغرافیایی یا ملی کشور
Hard architecture [ساختمان محکم، غیر شخصی و بدون پنجره که معمولا زندان ها و بیمارستان های روانی به این سبک ساخته می شده است.]
psychbiology علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
psychological عملیات روانی مربوط به روانشناسی روانشناسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com