English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (9 milliseconds)
English Persian
quantization noise اختلال تدریج
Other Matches
quantization تدریج
gradualness تدریج
graduality تدریج
gradation تدریج
gradations تدریج
gradation درجه تدریج
gradations درجه تدریج
gradualism رعایت اصول تدریج
to phase out something به تدریج موقوف کردن چیزی
to phase out their activities فعالیت های خود را به تدریج قطع کردن
morphing جلوههای ویژه در بازی ها و سیستمهای چندرسانهای که یک تصویر به تدریج به دیگری تبدیل میشود
ogive شکل حاصل از منحنی مدارسیارهای که شعاع ان به تدریج زیاد شده تا سرانجام به خط راست تبدیل میگردد
neuremia اختلال پی ها
noises اختلال
impairment اختلال
perturbations اختلال
disturbance اختلال
perturbation اختلال
line hit اختلال خط
line noise اختلال
disorders اختلال
tribulations اختلال
irregularity اختلال
tribulation اختلال
distribance اختلال
noise اختلال
disturbances اختلال
impariment اختلال
derangement اختلال
disorder اختلال
organic disorder اختلال عضوی
ageusia اختلال چشایی
oppositional disorder اختلال نافرمانی
dyspepsia اختلال هضم
character disorder اختلال منش
lalopathy اختلال گویایی
kettle of fish اشفتگی اختلال
noise immunity مصونیت از اختلال
neuremia اختلال اعصاب
psychiatric disorder اختلال روانی
mental disorder اختلال مشاعیر
developmental disorder اختلال رشدی
mental abnormality اختلال مشاعر
factitious disorder اختلال ساختگی
emotional disturbance اختلال هیجانی
dissociative disorder اختلال گسستی
emotional disorder اختلال هیجانی
dysbulia اختلال اراده
magnetic anomaly اختلال مغناطیسی
cyclic disorder اختلال دورهای
mental defectives اختلال حواس
dysmenorrhea اختلال قاعدگی
apselaphesia اختلال بساوشی
background noise اختلال پس زمینه
mental disorder اختلال روانی
clamper برای قط ع اختلال
conduct disorder اختلال رفتاری
convulsive disorder اختلال تشنجی
dystonia اختلال تونوس
neurosis اختلال اعصاب
unbalancing اختلال مشاعر
thought disorder اختلال فکر
neuroses اختلال اعصاب
unsoundness of mind اختلال مشاعیر
personality disorder اختلال شخصیت
personality disturbance اختلال شخصیت
perturbation theory نظریه اختلال
unbalance اختلال مشاعر
unbalances اختلال مشاعر
perturbation انحراف اختلال
perturbations انحراف اختلال
time flutter اختلال زمانی
paramnesia اختلال حافظه
mental disturbance اختلال روانی
sexual disorder اختلال جنسی
neuroses اختلال روانی
radar trapping اختلال رادار
neurosis اختلال روانی
time jitter اختلال زمانی
interference اختلال در سیگنال
phase وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phases وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phased وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
neurotic دچار اختلال عصبی
dysaesthesia اختلال حواس جسمانی
disorderliness اختلال بهم خوردگی
schizoaffective disorder اختلال اسکیزوفرنی عاطفی
dyscrasia اختلال مزاجی یا دماغی
dysmetria اختلال حرکتی- تخمینی
pipped اختلال مزاج خال
pipping اختلال مزاج خال
generalized anxiety disorder اختلال اضطراب فراگیر
formal thought disorder اختلال صوری فکر
pips اختلال مزاج خال
eating disorder اختلال خورد و خوراک
font id conflict اختلال شناسایی فونت
pip اختلال مزاج خال
affective disorders اختلال های عاطفی
protanomaly اختلال سرخ بینی
dyspeptic دارای اختلال هاضمه
transmissions خطای ناشی از اختلال در خط
transmission خطای ناشی از اختلال در خط
maiming اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maim اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maimed اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maims اختلال یا از کارافتادگی عضوی
organic mental disorder اختلال روانی عضوی
acopia اختلال استنساخ شکل
acute brain disorder اختلال مغزی حاد
somatization disorder اختلال جسمانی کردن
somatoform disorder اختلال جسمانی شکل
shared paranoid disorder اختلال پارانویایی مشترک
bipolar affective disorder اختلال عاطفی دو قطبی
schizophreniform disorder اختلال اسکیزوفرنی شکل
deranyement اختلال مرهم زنی
amimia اختلال بیانگری چهره
content thought disorder اختلال محتوایی فکر
paresthesia اختلال حس لمس بصورت خارش
post traumatic stress disorder اختلال فشار روانی پس اسیبی
radar trapping اختلال پیدا کردن رادار
perturbation [terms] آشفته [در نظریه اختلال] [فیزیک]
dystonia اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
unbalancing بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalance بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
backgrounds اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
background اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
unbalances بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
corruption خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
babbles اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbled اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babble اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
quantize اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند
induce اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
noises اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
noise اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
signalled اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
signaled اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
signal اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
inducing اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induced اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
disaster dump اختلال در داده یا برنامه ناشی از خطا یامشکل در سیستم
hits دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
noise توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
noises توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
hitting دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hit دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
voltage خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
voltages خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
parkinsonism اختلال مزمن عصبی که با سختی عضلات بدن ولرزش مشخص میشود
bends بیرون امدن حبابهای گاز ازبافتهای بدن و اختلال درگردش خون
center of gravity limits محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
electromagnetic اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
surge افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
trapezoidal distortion اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
interference اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
surged افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surges افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
flutters کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
shell-shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
flutter کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttered کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttering کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
noisy mode رقم معمولا غیرصفر که هنگام نرمالسازی عدد اعشاری در صورت وجود اختلال به آن اضافه شود
shell shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
broach ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
glitch یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitches یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
NetShow سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
crash protected دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
degradation کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
intermittent error خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
flickers تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flicker تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
saturated colour که روی ویدیو خوب نشان داده نمیشوندوممکن است باعث اختلال شوند یا روی صفحه پخش شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com