Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
somatoform disorder
اختلال جسمانی شکل
Search result with all words
dysaesthesia
اختلال حواس جسمانی
somatization disorder
اختلال جسمانی کردن
Other Matches
corporeal
جسمانی
fleshly
جسمانی
carnal
جسمانی
physical
جسمانی
temporal
جسمانی زمانی
earthen
مادی جسمانی
bodily
واقعا جسمانی
sensual
شهوانی جسمانی
physical fitness
امادگی جسمانی
worldly
جسمانی مادی
sentience
حساسیت جسمانی
outworld
دنیای جسمانی
materials
مادی جسمانی
material
مادی جسمانی
sensuousness
پیروی جسمانی
corporeality
جسمانی بودن
fleshpots
راحتی جسمانی
in the f.
بصورت جسمانی
corporality
هستی جسمانی تن
physical
مادی جسمانی
physical movement
حرکت جسمانی
bodily harm
صدمه جسمانی
physical handicap
معلولیت جسمانی
marasmus
پژمردگی جسمانی
somatization
جسمانی کردن
fleshpot
لذایذ جسمانی
incorporating
غیر جسمانی
incorporate
غیر جسمانی
incorporates
غیر جسمانی
physical aptitude test
ازمون استعداد جسمانی
profaneness
وابستگی بچیزهای جسمانی
physical fitness
امادگی عمومی جسمانی
substantiate
ماهیت جسمانی دادن به
physical anthropology
انسان شناسی جسمانی
substantiated
ماهیت جسمانی دادن به
substantiates
ماهیت جسمانی دادن به
substantiating
ماهیت جسمانی دادن به
carnally
بطور جسمانی یا شهوانی
anthropometry
انسان سنجی جسمانی
sensuously
مبنی بر لذات جسمانی
sensuous
مبنی بر لذات جسمانی
incarnate
دارای شکل جسمانی
tussling
مسابقه جسمانی کشمکش
tussles
مسابقه جسمانی کشمکش
tussled
مسابقه جسمانی کشمکش
tussle
مسابقه جسمانی کشمکش
stresses
تنش جسمانی- روانی
the outward man
ادم جسمانی جسم
stress
تنش جسمانی- روانی
rough up
<idiom>
حمله وصدمه جسمانی
stressing
تنش جسمانی- روانی
habitus
وضعیت ساختمان جسمانی هیکل
infantilism
کندی رشد جسمانی وعقلانی
hard as nails
<idiom>
ازلحاظ جسمانی قوی درشت وسخت
zombiism
اعتقاد به حلول و تجدید حیات جسمانی مرده
derangement
اختلال
disturbance
اختلال
line hit
اختلال خط
neuremia
اختلال پی ها
line noise
اختلال
disorder
اختلال
disorders
اختلال
impariment
اختلال
tribulations
اختلال
noises
اختلال
distribance
اختلال
perturbations
اختلال
irregularity
اختلال
tribulation
اختلال
disturbances
اختلال
noise
اختلال
impairment
اختلال
perturbation
اختلال
dystonia
اختلال تونوس
mental abnormality
اختلال مشاعر
mental defectives
اختلال حواس
ageusia
اختلال چشایی
factitious disorder
اختلال ساختگی
emotional disorder
اختلال هیجانی
emotional disturbance
اختلال هیجانی
dysmenorrhea
اختلال قاعدگی
dysbulia
اختلال اراده
clamper
برای قط ع اختلال
cyclic disorder
اختلال دورهای
dissociative disorder
اختلال گسستی
convulsive disorder
اختلال تشنجی
kettle of fish
اشفتگی اختلال
conduct disorder
اختلال رفتاری
character disorder
اختلال منش
lalopathy
اختلال گویایی
developmental disorder
اختلال رشدی
background noise
اختلال پس زمینه
apselaphesia
اختلال بساوشی
magnetic anomaly
اختلال مغناطیسی
radar trapping
اختلال رادار
organic disorder
اختلال عضوی
unbalances
اختلال مشاعر
paramnesia
اختلال حافظه
personality disorder
اختلال شخصیت
personality disturbance
اختلال شخصیت
time flutter
اختلال زمانی
thought disorder
اختلال فکر
sexual disorder
اختلال جنسی
interference
اختلال در سیگنال
perturbation theory
نظریه اختلال
perturbations
انحراف اختلال
unbalancing
اختلال مشاعر
quantization noise
اختلال تدریج
unbalance
اختلال مشاعر
oppositional disorder
اختلال نافرمانی
noise immunity
مصونیت از اختلال
neuremia
اختلال اعصاب
neuroses
اختلال اعصاب
neuroses
اختلال روانی
neurosis
اختلال اعصاب
neurosis
اختلال روانی
mental disorder
اختلال روانی
perturbation
انحراف اختلال
unsoundness of mind
اختلال مشاعیر
psychiatric disorder
اختلال روانی
time jitter
اختلال زمانی
mental disorder
اختلال مشاعیر
mental disturbance
اختلال روانی
dyspepsia
اختلال هضم
font id conflict
اختلال شناسایی فونت
organic mental disorder
اختلال روانی عضوی
protanomaly
اختلال سرخ بینی
schizoaffective disorder
اختلال اسکیزوفرنی عاطفی
schizophreniform disorder
اختلال اسکیزوفرنی شکل
generalized anxiety disorder
اختلال اضطراب فراگیر
shared paranoid disorder
اختلال پارانویایی مشترک
formal thought disorder
اختلال صوری فکر
eating disorder
اختلال خورد و خوراک
pipping
اختلال مزاج خال
dysmetria
اختلال حرکتی- تخمینی
affective disorders
اختلال های عاطفی
acute brain disorder
اختلال مغزی حاد
acopia
اختلال استنساخ شکل
dyspeptic
دارای اختلال هاضمه
transmission
خطای ناشی از اختلال در خط
maim
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maimed
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maiming
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
amimia
اختلال بیانگری چهره
bipolar affective disorder
اختلال عاطفی دو قطبی
pip
اختلال مزاج خال
dyscrasia
اختلال مزاجی یا دماغی
disorderliness
اختلال بهم خوردگی
maims
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
pipped
اختلال مزاج خال
deranyement
اختلال مرهم زنی
transmissions
خطای ناشی از اختلال در خط
content thought disorder
اختلال محتوایی فکر
neurotic
دچار اختلال عصبی
pips
اختلال مزاج خال
perturbation
[terms]
آشفته
[در نظریه اختلال]
[فیزیک]
radar trapping
اختلال پیدا کردن رادار
paresthesia
اختلال حس لمس بصورت خارش
post traumatic stress disorder
اختلال فشار روانی پس اسیبی
dystonia
اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
lysenkoism
نظریهای که معتقد است عوامل جسمانی وبدنی وشرایط محیط در وراثت موثر است
backgrounds
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
unbalance
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalances
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalancing
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
background
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
schizoid
مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
babbled
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
corruption
خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
babbles
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babble
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
noise
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
induced
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
noises
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
quantize
اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند
signalled
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
signaled
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
signal
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
induces
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
inducing
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induce
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
disaster dump
اختلال در داده یا برنامه ناشی از خطا یامشکل در سیستم
noises
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
hits
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hit
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
noise
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
hitting
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
voltages
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
parkinsonism
اختلال مزمن عصبی که با سختی عضلات بدن ولرزش مشخص میشود
bends
بیرون امدن حبابهای گاز ازبافتهای بدن و اختلال درگردش خون
voltage
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
surges
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
interference
اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
surge
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
trapezoidal distortion
اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
surged
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
center of gravity limits
محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
electromagnetic
اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
fluttering
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttered
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com