English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 191 (10 milliseconds)
English Persian
organic disorder اختلال عضوی
Search result with all words
maim اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maimed اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maiming اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maims اختلال یا از کارافتادگی عضوی
organic mental disorder اختلال روانی عضوی
Other Matches
memberless بی عضوی
organic عضوی
dyad گروه دو عضوی
dyadic unit واحد دو عضوی
diad گروه دو عضوی
six membered ring حلقه شش عضوی
inorganic غیر عضوی
octamerous هشت عضوی
organic deafness کری عضوی
monoplegia فلج یک عضوی
organic sensations احساسهای عضوی
organic set امایه عضوی
organicism عضوی نگری
dysarthria نارساگویی عضوی
amputation قطع عضوی از بدن
psychalgia درد غیر عضوی
struma اتساع و گشادشدن هر عضوی
ablation قطع عضوی از بدن
organic psychosis روان پریشی عضوی
brachium هر عضوی شبیه بازو
hypertrophy بزرگ شدن عضوی بیش از حد لزوم
viscus عضوی که دراحشاء واقع شده است
tranillumination انقال نور از خلال عضوی بعضو دیگری
play footsie <idiom> از زیرمیز با پا عضوی از بدن شخص مقابل را لمس کردن
emphysema اتساع و بزرگی عضوی در اثر گاز یا هوا باد
Internet انجمنی که عضوی از IAB است و استانداردهای اینترنت را تشخیص میدهد
prolotherapy اصلاح وتر یا عضوی بوسیله کاهش رویش وتکثیر سلولی
Internet انجمنی که عضوی از IAB است و استانداردهای جدید اینترنت را پیش از اینکه به IETF مراجعه کنند بررسی میکند
impairment اختلال
disorders اختلال
tribulation اختلال
tribulations اختلال
derangement اختلال
perturbations اختلال
irregularity اختلال
distribance اختلال
perturbation اختلال
noise اختلال
disturbance اختلال
noises اختلال
disturbances اختلال
disorder اختلال
impariment اختلال
neuremia اختلال پی ها
line hit اختلال خط
line noise اختلال
noise immunity مصونیت از اختلال
background noise اختلال پس زمینه
dissociative disorder اختلال گسستی
paramnesia اختلال حافظه
developmental disorder اختلال رشدی
conduct disorder اختلال رفتاری
cyclic disorder اختلال دورهای
character disorder اختلال منش
convulsive disorder اختلال تشنجی
dysbulia اختلال اراده
clamper برای قط ع اختلال
oppositional disorder اختلال نافرمانی
neuremia اختلال اعصاب
personality disorder اختلال شخصیت
lalopathy اختلال گویایی
perturbation theory نظریه اختلال
magnetic anomaly اختلال مغناطیسی
kettle of fish اشفتگی اختلال
factitious disorder اختلال ساختگی
emotional disturbance اختلال هیجانی
mental abnormality اختلال مشاعر
mental defectives اختلال حواس
emotional disorder اختلال هیجانی
dystonia اختلال تونوس
mental disorder اختلال روانی
mental disorder اختلال مشاعیر
mental disturbance اختلال روانی
psychiatric disorder اختلال روانی
dysmenorrhea اختلال قاعدگی
personality disturbance اختلال شخصیت
apselaphesia اختلال بساوشی
unbalancing اختلال مشاعر
unsoundness of mind اختلال مشاعیر
time jitter اختلال زمانی
dyspepsia اختلال هضم
time flutter اختلال زمانی
thought disorder اختلال فکر
radar trapping اختلال رادار
unbalances اختلال مشاعر
unbalance اختلال مشاعر
interference اختلال در سیگنال
sexual disorder اختلال جنسی
perturbations انحراف اختلال
perturbation انحراف اختلال
quantization noise اختلال تدریج
neuroses اختلال اعصاب
neurosis اختلال اعصاب
neuroses اختلال روانی
neurosis اختلال روانی
ageusia اختلال چشایی
pip اختلال مزاج خال
pipped اختلال مزاج خال
font id conflict اختلال شناسایی فونت
pips اختلال مزاج خال
pipping اختلال مزاج خال
generalized anxiety disorder اختلال اضطراب فراگیر
shared paranoid disorder اختلال پارانویایی مشترک
somatization disorder اختلال جسمانی کردن
somatoform disorder اختلال جسمانی شکل
neurotic دچار اختلال عصبی
eating disorder اختلال خورد و خوراک
formal thought disorder اختلال صوری فکر
deranyement اختلال مرهم زنی
transmission خطای ناشی از اختلال در خط
transmissions خطای ناشی از اختلال در خط
dyspeptic دارای اختلال هاضمه
content thought disorder اختلال محتوایی فکر
acopia اختلال استنساخ شکل
acute brain disorder اختلال مغزی حاد
affective disorders اختلال های عاطفی
protanomaly اختلال سرخ بینی
bipolar affective disorder اختلال عاطفی دو قطبی
amimia اختلال بیانگری چهره
disorderliness اختلال بهم خوردگی
dyscrasia اختلال مزاجی یا دماغی
schizophreniform disorder اختلال اسکیزوفرنی شکل
dysmetria اختلال حرکتی- تخمینی
schizoaffective disorder اختلال اسکیزوفرنی عاطفی
dysaesthesia اختلال حواس جسمانی
radar trapping اختلال پیدا کردن رادار
perturbation [terms] آشفته [در نظریه اختلال] [فیزیک]
dystonia اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
post traumatic stress disorder اختلال فشار روانی پس اسیبی
paresthesia اختلال حس لمس بصورت خارش
unbalancing بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalances بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
backgrounds اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
unbalance بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
background اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
corruption خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
babbles اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbled اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babble اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
qyaternary چهار واحدی چهار عضوی
quantize اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند
disaster dump اختلال در داده یا برنامه ناشی از خطا یامشکل در سیستم
signalled اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
signaled اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
signal اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
noises اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
noise اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
induce اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induced اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
inducing اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
hit دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
noises توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
hitting دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
noise توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
hits دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
voltages خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
voltage خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
bends بیرون امدن حبابهای گاز ازبافتهای بدن و اختلال درگردش خون
parkinsonism اختلال مزمن عصبی که با سختی عضلات بدن ولرزش مشخص میشود
trapezoidal distortion اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
surges افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surge افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
interference اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
center of gravity limits محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
electromagnetic اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
surged افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
shell shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
noisy mode رقم معمولا غیرصفر که هنگام نرمالسازی عدد اعشاری در صورت وجود اختلال به آن اضافه شود
shell-shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
flutter کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttered کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
flutters کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttering کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
NetShow سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
glitch یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitches یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
crash protected دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
intermittent error خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
degradation کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
flickered تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickers تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flicker تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
saturated colour که روی ویدیو خوب نشان داده نمیشوندوممکن است باعث اختلال شوند یا روی صفحه پخش شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com