English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (9 milliseconds)
English Persian
affective disorders اختلال های عاطفی
Search result with all words
bipolar affective disorder اختلال عاطفی دو قطبی
schizoaffective disorder اختلال اسکیزوفرنی عاطفی
Other Matches
affective عاطفی
sentimental عاطفی
affective tone رنگ عاطفی
affective thinking تفکر عاطفی
affective reasoning استدلال عاطفی
affective logic منطق عاطفی
flattening of affect بی تفاوتی عاطفی
cathexis نیروی عاطفی
affectability عاطفی بودن
affectivity حالت عاطفی
intraception عاطفی نگری
emotional support حمایت عاطفی
fixation of affect تثبیت عاطفی
flat affect افت عاطفی
affective congruency همخوانی عاطفی
affective arousal theory نظریه برانگیختگی عاطفی
affective psychosis روان پریشی عاطفی
emotional and physical امور عاطفی و بدنی
irregularity اختلال
perturbations اختلال
perturbation اختلال
tribulations اختلال
tribulation اختلال
neuremia اختلال پی ها
impairment اختلال
line noise اختلال
line hit اختلال خط
disorders اختلال
disorder اختلال
derangement اختلال
distribance اختلال
noise اختلال
disturbances اختلال
disturbance اختلال
impariment اختلال
noises اختلال
unsoundness of mind اختلال مشاعیر
ageusia اختلال چشایی
background noise اختلال پس زمینه
time jitter اختلال زمانی
neuroses اختلال اعصاب
neuroses اختلال روانی
neurosis اختلال اعصاب
neurosis اختلال روانی
dyspepsia اختلال هضم
time flutter اختلال زمانی
magnetic anomaly اختلال مغناطیسی
character disorder اختلال منش
clamper برای قط ع اختلال
conduct disorder اختلال رفتاری
factitious disorder اختلال ساختگی
emotional disturbance اختلال هیجانی
emotional disorder اختلال هیجانی
dystonia اختلال تونوس
dysmenorrhea اختلال قاعدگی
mental disturbance اختلال روانی
dysbulia اختلال اراده
dissociative disorder اختلال گسستی
kettle of fish اشفتگی اختلال
developmental disorder اختلال رشدی
cyclic disorder اختلال دورهای
lalopathy اختلال گویایی
convulsive disorder اختلال تشنجی
thought disorder اختلال فکر
paramnesia اختلال حافظه
psychiatric disorder اختلال روانی
perturbation theory نظریه اختلال
personality disturbance اختلال شخصیت
personality disorder اختلال شخصیت
sexual disorder اختلال جنسی
unbalancing اختلال مشاعر
organic disorder اختلال عضوی
oppositional disorder اختلال نافرمانی
unbalances اختلال مشاعر
neuremia اختلال اعصاب
perturbation انحراف اختلال
mental disorder اختلال مشاعیر
apselaphesia اختلال بساوشی
mental abnormality اختلال مشاعر
mental defectives اختلال حواس
radar trapping اختلال رادار
unbalance اختلال مشاعر
mental disorder اختلال روانی
quantization noise اختلال تدریج
interference اختلال در سیگنال
perturbations انحراف اختلال
noise immunity مصونیت از اختلال
disorderliness اختلال بهم خوردگی
content thought disorder اختلال محتوایی فکر
dysaesthesia اختلال حواس جسمانی
formal thought disorder اختلال صوری فکر
font id conflict اختلال شناسایی فونت
dyscrasia اختلال مزاجی یا دماغی
eating disorder اختلال خورد و خوراک
generalized anxiety disorder اختلال اضطراب فراگیر
organic mental disorder اختلال روانی عضوی
dysmetria اختلال حرکتی- تخمینی
deranyement اختلال مرهم زنی
pip اختلال مزاج خال
maimed اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maiming اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maims اختلال یا از کارافتادگی عضوی
shared paranoid disorder اختلال پارانویایی مشترک
somatization disorder اختلال جسمانی کردن
acute brain disorder اختلال مغزی حاد
acopia اختلال استنساخ شکل
neurotic دچار اختلال عصبی
somatoform disorder اختلال جسمانی شکل
transmissions خطای ناشی از اختلال در خط
maim اختلال یا از کارافتادگی عضوی
dyspeptic دارای اختلال هاضمه
schizophreniform disorder اختلال اسکیزوفرنی شکل
pipped اختلال مزاج خال
pipping اختلال مزاج خال
pips اختلال مزاج خال
transmission خطای ناشی از اختلال در خط
amimia اختلال بیانگری چهره
protanomaly اختلال سرخ بینی
paresthesia اختلال حس لمس بصورت خارش
radar trapping اختلال پیدا کردن رادار
post traumatic stress disorder اختلال فشار روانی پس اسیبی
perturbation [terms] آشفته [در نظریه اختلال] [فیزیک]
dystonia اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
background اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
unbalancing بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
backgrounds اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
unbalances بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalance بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
babble اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbles اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbled اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
corruption خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
noises اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
disaster dump اختلال در داده یا برنامه ناشی از خطا یامشکل در سیستم
induced اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induce اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
noise اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
inducing اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
quantize اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند
signalled اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
signal اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
signaled اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
noise توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
hit دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hitting دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hits دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
noises توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
voltages خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
voltage خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
parkinsonism اختلال مزمن عصبی که با سختی عضلات بدن ولرزش مشخص میشود
bends بیرون امدن حبابهای گاز ازبافتهای بدن و اختلال درگردش خون
trapezoidal distortion اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
interference اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
surge افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surged افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surges افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
electromagnetic اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
center of gravity limits محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
shell shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell-shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
noisy mode رقم معمولا غیرصفر که هنگام نرمالسازی عدد اعشاری در صورت وجود اختلال به آن اضافه شود
flutter کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttered کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
flutters کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttering کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
NetShow سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
glitch یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitches یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
crash protected دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
degradation کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
intermittent error خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
flickers تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flicker تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
saturated colour که روی ویدیو خوب نشان داده نمیشوندوممکن است باعث اختلال شوند یا روی صفحه پخش شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com