Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (3 milliseconds)
English
Persian
authorizations
اختیارات
Other Matches
isocratic
دارای اختیارات برابر که دران اختیارات سیاسی همه کس یکسان است
full powers
اختیارات تام
in power
دارای اختیارات
devolution
تفویض اختیارات
delegation of authority
دادن اختیارات
limited power
اختیارات محدود
full power
اختیارات تام
power of the keys
اختیارات کلیسای پاپ
fully empovered
دارای اختیارات تام
mandatory powers
اختیارات دولت قیم
excathedra
طبق اختیارات محوله
ultra vires
تجاوز از حدود اختیارات
To have full powers.
اختیارات کامل داشتن
deed of assignment
سند واگذاری اختیارات
ultra vires
خارج از حدود اختیارات قانونی
ultra vires
بیش از حدود اختیارات قانونی
straw boss
[سرپرست فاقد اختیارات کافی]
deprive someone of his power
از کسی سلب اختیارات کردن
divest someone of his power
از کسی سلب اختیارات کردن
To exceed ones authority.
ازحدود اختیارات خود فراتر رفتن
proconsul
افسر دارای بعضی اختیارات کنسولی
I have a free hand in this matter.
دراینکار دستم باز است ( اختیارات دارم )
titular charge daffaires
کاردارسفارتخانه در حالی که اختیارات خاص داشته باشد
the bill defined his powers
حدود اختیارات وی دران لایحه معلوم گردید
lagate a latere
نماینده پاپ که دارای اختیارات کامل باشد
isocracy
حکومتی که اختیارات سیاسی همه دران یکسان است
exchange of full powers
رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
departmentalism
اعنقاد به روش تمرکز دراداره کشور و تفویض اختیارات وسیع به مسئولین اداره امور تقسیمات کوچک مملکتی
provincialism
اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com