English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (3 milliseconds)
English Persian
optional اختیاری
voluntary اختیاری
free will اختیاری
arbitrary اختیاری
arbitary اختیاری
discretional اختیاری
facultative اختیاری
freewill اختیاری
Other Matches
option dealer واسطه معاملات اختیاری دلال معاملات اختیاری
involuntariness بی اختیاری
optional conciliation مصالحه اختیاری
incontinency ناپرهیزکاری بی اختیاری
voluntary savings پس اندازهای اختیاری
optional consumption مصرف اختیاری
urinary incontinence بی اختیاری ادرار
voluntary partnership شرکت اختیاری
optional feature خصیصه اختیاری
voluntary exercise حرکات اختیاری
perseveation تکرارغیر اختیاری
voluntary assignment واگذاری اختیاری
soft hyphen خط تیره اختیاری
option dealing معاملات اختیاری
freed اختیاری مختار
freeing اختیاری مختار
frees اختیاری مختار
optional حرکات اختیاری
free اختیاری مختار
option خصیصه اختیاری
options خصیصه اختیاری
incontinence ناپرهیزکاری بی اختیاری
enuresis بی اختیاری ادرار
encopresis بی اختیاری دفع
discretionary fiscal policy سیاست مالی اختیاری
voluntary conveyance انتقال اختیاری بلاعوض
ultimate factor of safety ضریب اطمینان اختیاری
retirement عقب نشینی اختیاری
proctorize زیر انضیاط در اوردن اختیاری داری کردن بر
disengagement جدا شدن ازدشمن عقب نشینی اختیاری قطع تماس با دشمن
rigging position وضعیت هواپیما که دران محورعرضی و یک محورطولی اختیاری در یک صفحه افقی قرار دارند
full power اختیاری است که دولتی به نماینده خود به طور موقتی میدهد تا درمورد بخصوصی مذاکره و اخذتصمیم کند
stock watering سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
constructive notice ابلاغ اختیاری در CL ابلاغی که به وکیل شخص بشود قانونی یااعتباری نامیده میشود و درمقابل ان " ابلاغ رسمی یاواقعی " قرار دارد و ان ابلاغی است که به خود شخص بشود
withdrawal عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawals عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com