English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (18 milliseconds)
English Persian
match point اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
match points اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
Other Matches
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
free handicap مسابقه با امتیاز تعادلی برای اسبها
blocks یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocked یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
block یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
winter book تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
laughter مسابقه اسان برای بردن
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
match point اخرین امتیاز
match points اخرین امتیاز
set point اخرین امتیاز
set point اخرین امتیاز بازی
walking ring پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
bell lap زنگ اخرین دور مسابقه دوچرخه سواری صدای زنگ در اخرین دور دو
rugby point امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
nightcap اخرین مسابقه
nightcaps اخرین مسابقه
seniors مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
senior مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
bell lap اخرین دور مسابقه
gun lap شلیک اخرین دور مسابقه دو
handicaps امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
hooligan مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligans مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
tug of war مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
driving بردن مسابقه در نتیجه فشارزیاد سوارکار
all the way اخرین یورش برای لمس نقطه نهایی
last in , first out اولین خروج از اخرین ورود فروش کالا از اخرین دسته کالای خریداری شده
grand slams بردن چهار مسابقه مهم گلف در یک سال
grand slam بردن چهار مسابقه مهم گلف در یک سال
handing بردن مسابقه اسب دوانی با فاصله مناسب مجموع چهارتایی پیکان
hand بردن مسابقه اسب دوانی با فاصله مناسب مجموع چهارتایی پیکان
One point for you. یک درجه امتیاز [ بازی] برای تو.
try for point تلاش برای کسب امتیاز
magic number امتیاز لازم برای قهرمانی
closing date اخرین روز اخرین فرصت
Lilos اخرین صادره از اخرین وارده
Lilo اخرین صادره از اخرین وارده
handing تغییروضع و فرصت برای کسب امتیاز
boundary 6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
hand تغییروضع و فرصت برای کسب امتیاز
boundaries 6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
wand shoot مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری برای زنان و 001 متری برای مردان با تیر و کمان
carry گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
rugby point 3 امتیاز برای رد کردن توپ از فراز دروازبا پا
rugby point 3 امتیاز برای ضربه ازاد یاضربه پنالتی
carried گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carries گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carrying گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
steal از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
shut out <idiom> مانع از گرفتن امتیاز برای تیم مقابل شدن
par حساب امتیاز استاندارد برای هر بخش از بازی گلف
steals از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
restatement of the law مجموعه قواعد حقوقی مجموعه اخرین تفسیرهای ارائه شده برای قوانین
best ball بازی یک نفر درمقابل 2 یا 3نفر برای کسب بهترین امتیاز
nursed حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurse حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurses حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
satyagraha اصطلاح ابداعی گاندی پیشوای نهضت ملی هند برای به کار بردن قدرت روحی به جای خشونت وشدت عمل برای وصول به اهداف سیاسی و اجتماعی
running مناسب برای مسابقه دو
goal light چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
deceleration time زمان لازم برای متوقف ساختن یک نوار مغناطیسی پس از خواندن یا ضبط اخرین قطعه داده از یک رکورد روی ان نوار
genoa بادبان عریض برای مسابقه
point after touchdown [یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
pace شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
setup توپ اسان برای برگرداندن وضع گویهایی که به اسانی می توان امتیاز بدست اورد
paced شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paces شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
overtime وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
little brown jug مسابقه یک مایلی برای اسبهای 3 سالهUrsa
race glass دوربین ویژه برای تماشای مسابقه
It's to take away. برای بردن است.
clutch start روشن و اماده بودن موتورسیکلت برای مسابقه
inspectors داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
to bar somebody from a competition شرکت در مسابقه ای را برای کسی ممنوع کردن
prepare تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
inspector داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
prepares تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
preparing تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
pantechnicon van یکجوربارکش برای بردن اثاثیه
final bomb release line اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
time fire مسابقه تیراندازی با محدودبودن زمان 02 ثانیه برای 5تیر
photo finish استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
solocross مسابقه در محوطه پارکینگ برای کشف مهارت راننده
check point نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
guns اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
set up اماده کردن اتومبیل برای مسابقه درمسیر معین
gun اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
importing بردن محصولات به کشوری برای فروش
imported بردن محصولات به کشوری برای فروش
served گذراندن به سر بردن صودمند بودن برای
sinking line نخی برای فرو بردن زیر اب
laparotomy شکافتن شکم برای پی بردن به بیماری
import بردن محصولات به کشوری برای فروش
serves گذراندن به سر بردن صودمند بودن برای
serve گذراندن به سر بردن صودمند بودن برای
power 0 تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
standard bred اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
stocker اتومبیل مسافرتی بدون تغییریا تغییرات جزئی برای مسابقه
experimental free handicap دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
saving قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
polyonging بکار بردن چند نام برای یک چیز
fins جلو و عقب بردن بازو در اب برای حرکت
polyonymy بکار بردن چند نام برای یک چیز
make something out <idiom> ازپیش بردن برای دیدن یا خواندن چیزی
fin جلو و عقب بردن بازو در اب برای حرکت
tumbrel or bril ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
fly casting مسابقه پرتاب طعمه مصنوعی بدون قلاب برای سنجش دقت
sedans اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود
sedan اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود
yaght club باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
lap money جایزه نقدی برای موفقیت درهر دور مسابقه اتومبیل رانی
handicaps مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
handicap مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
lawn bowling point یک امتیاز برای رساندن گوی خود به گوی جک نزدیکتر ازگوی حریف
rest and recuperation عقب بردن پرسنل برای استراحت و تجدید قوا
herbicide عاملی که برای از بین بردن علف ها وگیاهان بکارمیرود
herbicides عاملی که برای از بین بردن علف ها وگیاهان بکارمیرود
cool out راه بردن اسب برای خشک شدن عرق
dipsey sinker نوعی وزنه برای فرو بردن قلاب ماهیگیری
underdistance روش تمرینی دونده درمسافتی کمتر از معمول مسابقه برای ازدیاد سرعت
starting fee مبلغی که صاحب اسب برای کسب اجازه شرکت در مسابقه شرطبندی می پردازد
bracket رویارویی در مسابقه حذفی حرکت برای ساختن شکلی بصورت پرانتز روی یخ
to offshore something چیزی را [برای سود بیشتر] به خارج [از کشور] بردن [اقتصاد]
splits زمان ثبت شده برای فواصل معین یک مسابقه زمان ثبت شده برای قهرمان دو 004متر
mirror writing shadow reading کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
negative acknowledgement کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
lift بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
bombed تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
bombs تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
lifted بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
bomb تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
salomon damper خفه کن دینامیکی برای بالانس میل لنگ و از بین بردن نیرهای نوسانی
bombed out تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
lifts بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
final protective line خط اخرین اتشهای حفافتی اخرین خط حفافتی
observer گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observers گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
long shot شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
pits منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
pit منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
skull practice کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
sack race مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
ponying همراهی کردن اسب غیرمسابقهای با اسب مسابقه برای تمرین
match foursome مسابقه بین دو تیم دونفره بایک گوی برای هر تیم
wild cord تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
opener مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
selling plater اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
match play مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
lastmentioned اخرین
last a اخرین
final اخرین
finals اخرین
to the last تا اخرین دم
bottommost اخرین
to push out پیش بردن جلو بردن
imbibe تحلیل بردن فرو بردن
imbibing تحلیل بردن فرو بردن
imbibed تحلیل بردن فرو بردن
imbibes تحلیل بردن فرو بردن
to the bitters end تا اخرین دم یاحد
reserve price اخرین بها
last اخرین اخیر
tag end اخرین قسمت
stoppress اخرین خبر
bitter end اخرین پریشانی
the last two اخرین دوتا
parthian glance اخرین نگاه
the very last drop اخرین قطره
deadlines اخرین مهلت
deadline اخرین مهلت
inextremis در اخرین مرحله
lasted اخرین اخیر
lasts اخرین اخیر
pis aller اخرین چاره
final price اخرین قیمت
final coordination line اخرین خط هماهنگیها
upshot اخرین شماره
topnotch اخرین نقطه
no wind position اخرین محل هواپیما
currents فعلی اخرین اطلاعات
pis aller اخرین پناه چاره
up-to-date حاوی اخرین اطلاعات
deadline سررسید اخرین فرصت
up-to-date مطابق اخرین طرز
last but not least اخرین ولی نه کمترین
current فعلی اخرین اطلاعات
Halloween اخرین شب ماه اکتبر
ultimata اخرین پیشنهاد قطعی
surrebutter اخرین پاسخ خواهان
ultimatum اخرین پیشنهاد قطعی
ultimatums اخرین پیشنهاد قطعی
up to date حاوی اخرین اطلاعات
up to date مطابق اخرین طرز
final protective fires اخرین اتشهای حفافتی
deadlines سررسید اخرین فرصت
masochism لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com