English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
tag end اخرین قسمت
Search result with all words
autumn اخرین قسمت سومین دوره زندگی
autumns اخرین قسمت سومین دوره زندگی
rear point اخرین قسمت عقب دار
Other Matches
last in , first out اولین خروج از اخرین ورود فروش کالا از اخرین دسته کالای خریداری شده
closing date اخرین روز اخرین فرصت
Lilos اخرین صادره از اخرین وارده
Lilo اخرین صادره از اخرین وارده
bell lap زنگ اخرین دور مسابقه دوچرخه سواری صدای زنگ در اخرین دور دو
final bomb release line اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
final protective line خط اخرین اتشهای حفافتی اخرین خط حفافتی
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
quartersaw الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
cross disbursing انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
sections قسمت قسمت کردن برش دادن
section قسمت قسمت کردن برش دادن
bottommost اخرین
lastmentioned اخرین
last a اخرین
final اخرین
to the last تا اخرین دم
finals اخرین
fanfold یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttles قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled قسمت قسمت حرکت کردن
the last two اخرین دوتا
the very last drop اخرین قطره
to the bitters end تا اخرین دم یاحد
set point اخرین امتیاز
last اخرین اخیر
lasts اخرین اخیر
inextremis در اخرین مرحله
stoppress اخرین خبر
match points اخرین امتیاز
upshot اخرین شماره
reserve price اخرین بها
match point اخرین امتیاز
topnotch اخرین نقطه
pis aller اخرین چاره
parthian glance اخرین نگاه
deadline اخرین مهلت
deadlines اخرین مهلت
lasted اخرین اخیر
nightcap اخرین مسابقه
nightcaps اخرین مسابقه
final coordination line اخرین خط هماهنگیها
final price اخرین قیمت
bitter end اخرین پریشانی
up to date مطابق اخرین طرز
last but not least اخرین ولی نه کمترین
up-to-date مطابق اخرین طرز
surrebutter اخرین پاسخ خواهان
Halloween اخرین شب ماه اکتبر
final protective fires اخرین اتشهای حفافتی
up-to-date حاوی اخرین اطلاعات
up to date حاوی اخرین اطلاعات
ultimata اخرین پیشنهاد قطعی
deadlines سررسید اخرین فرصت
deadline سررسید اخرین فرصت
pis aller اخرین پناه چاره
current فعلی اخرین اطلاعات
no wind position اخرین محل هواپیما
currents فعلی اخرین اطلاعات
bell lap اخرین دور مسابقه
ultimatums اخرین پیشنهاد قطعی
ultimatum اخرین پیشنهاد قطعی
set point اخرین امتیاز بازی
lifo last in first out اولین صادره از اخرین وارده
omega اخرین حرف الفبای یونانی
closing prices اخرین قیمت معامله شده
i am nat my last shifts اخرین وسیله یا تدبیر من اینست
gun lap شلیک اخرین دور مسابقه دو
isaid in my last در اخرین نامه خود گفتم
her last was a son اخرین بچهای که زایید پسربود
faena اخرین ضرباتی که گاو را می کشد
filo اخرین صادره از اولین وارده
hallow een شب اولیاء :اخرین شب ماه اکتبر
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
stretch runner تلاش زیاد اسب در اخرین مرحله
match point اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
match points اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
break ball اخرین گوی مانده روی میزبیلیارد
home hole اخرین بخش زمین یا یک دوربازی گلف
thule اخرین نقطه شمالی مسکون دنیا
what is the latest خبر تازه چه دارید اخرین خبرچیست
telophase اخرین مرحله تقسیم غیر مستقیم سلولی
target approach point اخرین نقطه بازرسی درمنطقه فرود یا بارریزی
all the way اخرین یورش برای لمس نقطه نهایی
z بیست و ششمین و اخرین حرف الفبای انگلیسی
last supper اخرین شام حضرت عیسی باحواریون خود
previous spot نقطهای که توپ در اخرین باروارد بازی شده
army nurse corps قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
orphaned اخرین خط یک پاراگراف که دربالای یک صفحه از متن تنهاقرار دارد
orphan اخرین خط یک پاراگراف که دربالای یک صفحه از متن تنهاقرار دارد
orphans اخرین خط یک پاراگراف که دربالای یک صفحه از متن تنهاقرار دارد
maximising به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
teliospore جدارصخیم اخرین مرحله ایجاد قارچ موجد زنگ گیاهی
maximize به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximises به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximized به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximizes به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximizing به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximised به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
throttles عبور قسمت به قسمت
throttling عبور قسمت به قسمت
shuttled راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttled بمباران قسمت به قسمت
parts per million قسمت در میلیون قسمت
throttle عبور قسمت به قسمت
shuttle بمباران قسمت به قسمت
throttled عبور قسمت به قسمت
shuttles بمباران قسمت به قسمت
shuttle راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles راهپیمائی قسمت به قسمت
p.p.m قسمت در یک میلیون قسمت
to sell in lots قسمت قسمت فروختن
fetch ahead فرایند واکشی یک دستورالعمل قبل از انکه اخرین دستوراجرای ان تمام شود
forward overlap پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
resuming در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumes در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumed در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resume در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
sweeper اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
sweepers اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
cross refer از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
dress rehearsals اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
dress rehearsal اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
restatement of the law مجموعه قواعد حقوقی مجموعه اخرین تفسیرهای ارائه شده برای قوانین
ctrl break در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
chalked مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
chalk مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
chalking مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
chalks مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
currencies داشتن اخرین اطلاعات پول رایج پول نقد
currency داشتن اخرین اطلاعات پول رایج پول نقد
railway division قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
cellular unit یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
deceleration time زمان لازم برای متوقف ساختن یک نوار مغناطیسی پس از خواندن یا ضبط اخرین قطعه داده از یک رکورد روی ان نوار
terminal port بندر بارانداز اخرین بندر حرکت
parting injuncyions دستور در هنگام جدایی اخرین دستور
mask design اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
skag قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skeg قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
last price اخرین قیمت حداقل قیمت
negative acknowledgement کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
underfoot قسمت کف پا
sections قسمت
it fell to my lot to go قسمت
division قسمت
kismet قسمت
piece قسمت
rashers قسمت
agency قسمت
arm قسمت
agencies قسمت
internode قسمت
in sections قسمت قسمت
sects قسمت
sect قسمت
data division قسمت
section قسمت
pieces قسمت
ratios قسمت
ratio قسمت
feck قسمت
partition قسمت
head stall قسمت سر
partitions قسمت
part قسمت
plank قسمت
cantos قسمت
compartment قسمت
compartments قسمت
rasher قسمت
grist قسمت
installments قسمت
instalment قسمت
instalments قسمت
in part در یک قسمت
dole قسمت
component قسمت
components قسمت
cross section of a gravity dam قسمت
Corp قسمت
canto قسمت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com