Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English
Persian
all the way
اخرین یورش برای لمس نقطه نهایی
Other Matches
topnotch
اخرین نقطه
thule
اخرین نقطه شمالی مسکون دنیا
target approach point
اخرین نقطه بازرسی درمنطقه فرود یا بارریزی
scope
نقطه توجه طرح نهایی
threshholds
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
threshold
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
thresholds
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
tag line
جمله نهایی نمایش وغیره نقطه حساس
pull up point
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
free drop
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
switching
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
match point
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
match points
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
last in , first out
اولین خروج از اخرین ورود فروش کالا از اخرین دسته کالای خریداری شده
greats
امتحان نهایی دردانشگاه برای گرفتن درجه
great go
امتحان نهایی در دانشگاه برای گرفتن درجه
Lilo
اخرین صادره از اخرین وارده
Lilos
اخرین صادره از اخرین وارده
closing date
اخرین روز اخرین فرصت
restatement of the law
مجموعه قواعد حقوقی مجموعه اخرین تفسیرهای ارائه شده برای قوانین
junction
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
deceleration time
زمان لازم برای متوقف ساختن یک نوار مغناطیسی پس از خواندن یا ضبط اخرین قطعه داده از یک رکورد روی ان نوار
reference point
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
glide
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
check plot
یک ترسیم قلمی که به طورخودکار توسط سیستم CADقبل از ایجاد خروجی نهایی برای اصلاح و ویرایش تصویری تولید شود
telic
نهایی دارای هدف نهایی
basing point
نقطه مبدا برای قیمت
named departure point
نقطه مشخص برای حرکت
point of no return
نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
offsetting
حجم اضافه شده به یک عدد یا آدرس برای دادن عدد نهایی
offset
حجم اضافه شده به یک عدد یا آدرس برای دادن عدد نهایی
offsetting
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
boilerplating
قرار دادن بخشهای مختلف متن در کنار هم برای ایجاد متن نهایی
offset
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
ES IS
سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
bell lap
زنگ اخرین دور مسابقه دوچرخه سواری صدای زنگ در اخرین دور دو
final bomb release line
اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
force rendezvous
نقطه الحاق هواپیماها یاکشتیها برای اجرای عملیات
nursed
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
intercept point
نقطه پیش بینی شده برای اجرای رهگیری هوایی
nurses
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurse
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
morse alphabet or code
الفبای خط و نقطه که شخصی بنام morse برای تلگراف اختراع کرد
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
blue key
نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
negative acknowledgement
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
check point
نقطه از پیش تعیین شدهای در سطح زمین برای کنترل حرکت رسانگرها یا پرتابه ها
final protective line
خط اخرین اتشهای حفافتی اخرین خط حفافتی
means ends analysis
نوعی روش استدلال که در یک کوشش برای کاهش تفاوتهااز نقطه شروع تا هدف به عقب و جلو نظر می اندازد
telpak
سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
puncuation
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
foot spot
نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
triple point
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
bearing
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
picture point
نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
ti;me to go
زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
pointillism
شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
line of vision
خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
high resolution bit mapped display
تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
zero
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
assaulted
یورش
raided
یورش
raids
یورش
offense
یورش
raid
یورش
raiding
یورش
invasions
تک یورش
sorties
یورش
assailment
یورش
offenses
یورش
offence
یورش
onslaughts
یورش
invasion
تک یورش
sally
یورش
assaults
یورش
sortie
یورش
onslaught
یورش
assault
یورش
sallies
یورش
onrush
یورش
azimuth
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
marks
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
approaches
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approach
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
mark
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
approached
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
load point
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
raids
یورش اوردن
storm
یورش اوردن
raid
یورش اوردن
rushed
یورش کردن
rushing
حمله یورش
raided
یورش اوردن
raiding
یورش اوردن
striking force
نیروی یورش
unassailable
یورش ناپذیر
stormed
یورش اوردن
offensives
زشت یورش
storming
یورش اوردن
raider
یورش برنده
storms
یورش اوردن
offensive
زشت یورش
explosive
یورش ناگهانی
academic assault
یورش کلاسیک
sally
یورش اوردن
pushed
یورش بردن
raiders
یورش برنده
rushed
حمله یورش
pash
یورش نرمی
sortie
یورش اوردن
rush
حمله یورش
push
یورش بردن
sorties
یورش اوردن
assaulted
یورش شمشیرباز
sallies
یورش اوردن
assaults
یورش شمشیرباز
pushes
یورش بردن
insalivate
درون یورش
assault
یورش شمشیرباز
inrush
درون یورش
rush
یورش کردن
rushing
یورش کردن
strike
ضربت زدن یورش
strikes
ضربت زدن یورش
pouncing
حمله باچنگال یورش
sacking
درحال یورش وچپاول
pounced
حمله باچنگال یورش
pounce
حمله باچنگال یورش
pounces
حمله باچنگال یورش
attack
تاخت و تاز یورش
to rush at
یورش یاحمله کردن به
attacks
تاخت و تاز یورش
attacked
تاخت و تاز یورش
pyramid spot
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
huygen's principle
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
crossing point
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing points
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flash point
نقطه الوگیری نقطه افروزش
holding point
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
last a
اخرین
finals
اخرین
lastmentioned
اخرین
final
اخرین
bottommost
اخرین
to the last
تا اخرین دم
roll in point
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
stoppress
اخرین خبر
match points
اخرین امتیاز
parthian glance
اخرین نگاه
reserve price
اخرین بها
tag end
اخرین قسمت
the very last drop
اخرین قطره
deadlines
اخرین مهلت
match point
اخرین امتیاز
lasts
اخرین اخیر
deadline
اخرین مهلت
set point
اخرین امتیاز
final price
اخرین قیمت
the last two
اخرین دوتا
upshot
اخرین شماره
to the bitters end
تا اخرین دم یاحد
inextremis
در اخرین مرحله
bitter end
اخرین پریشانی
nightcap
اخرین مسابقه
final coordination line
اخرین خط هماهنگیها
pis aller
اخرین چاره
last
اخرین اخیر
nightcaps
اخرین مسابقه
lasted
اخرین اخیر
up-to-date
مطابق اخرین طرز
Halloween
اخرین شب ماه اکتبر
bell lap
اخرین دور مسابقه
up-to-date
حاوی اخرین اطلاعات
deadlines
سررسید اخرین فرصت
pis aller
اخرین پناه چاره
up to date
حاوی اخرین اطلاعات
deadline
سررسید اخرین فرصت
last but not least
اخرین ولی نه کمترین
surrebutter
اخرین پاسخ خواهان
current
فعلی اخرین اطلاعات
ultimatums
اخرین پیشنهاد قطعی
ultimatum
اخرین پیشنهاد قطعی
final protective fires
اخرین اتشهای حفافتی
no wind position
اخرین محل هواپیما
ultimata
اخرین پیشنهاد قطعی
up to date
مطابق اخرین طرز
set point
اخرین امتیاز بازی
currents
فعلی اخرین اطلاعات
rear point
اخرین قسمت عقب دار
her last was a son
اخرین بچهای که زایید پسربود
isaid in my last
در اخرین نامه خود گفتم
lifo last in first out
اولین صادره از اخرین وارده
hallow een
شب اولیاء :اخرین شب ماه اکتبر
gun lap
شلیک اخرین دور مسابقه دو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com