Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (5 milliseconds)
English
Persian
gnomic
اخلاقی
ethical
اخلاقی
moral
اخلاقی
Other Matches
moralize
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
moralized
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
moralising
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
moralises
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
moralised
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
moralizes
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
moralizing
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
intuitivism
اصولی که بموجب ان مبادی اخلاقی را حسی میدانند اصول اخلاقی حسی
antinomian
مخالفین اصول اخلاقی فرقهای از مسیحیان که مخالف مراعات اصول اخلاقی بودند و اعتقادداشتند که خداوند در همه حال نسبت به مسیحیان لطف دارد
petulancy
بد اخلاقی
immorality
بد اخلاقی
petulance
بد اخلاقی
principle
اخلاقی کردن
imputability
مسئولیت اخلاقی
immorally
از ازروی بد اخلاقی
good naturedly
به خوش اخلاقی
ethical relativism
نسبیت اخلاقی
dual morality
دوگانگی اخلاقی
ethical code
ضوابط اخلاقی
apologue
حکایت اخلاقی
ethicize
اخلاقی کردن
code of ethics
ضوابط اخلاقی
moralistic
تحمیلگر اخلاقی
low
[morally bad]
<adj.>
بد
[از نظر اخلاقی]
superego
شخصیت اخلاقی
sinuosity
انحراف اخلاقی
obliquity
انحراف اخلاقی
moral perception
حس تشخیص اخلاقی
moral education
اموزش اخلاقی
principle
اصل اخلاقی
fable
حکایت اخلاقی
parables
داستان اخلاقی
conducting
رفتار اخلاقی
precept
قاعده اخلاقی
conducts
رفتار اخلاقی
bywords
گفته اخلاقی
precepts
قاعده اخلاقی
parable
داستان اخلاقی
byword
گفته اخلاقی
conduct
رفتار اخلاقی
fables
حکایت اخلاقی
immoral
غیر اخلاقی
maxims
گفته اخلاقی
maxim
گفته اخلاقی
conducted
رفتار اخلاقی
fortitude
شهامت اخلاقی شکیبایی
foible
صعف اخلاقی ضعف
tropologic
دارای تفسیر اخلاقی
psychodrama
نمایش اخلاقی وانتقادی
moral realism
واقع نگری اخلاقی
reform school
مدرسه تهذیب اخلاقی
on principle
از لحاظ قیود اخلاقی
frailly
بطورشکننده باضعف اخلاقی
perversion
انحراف جنسی یا اخلاقی
perversions
انحراف جنسی یا اخلاقی
ethics
اصول اخلاقی اخلاقیات
axiological
مبحث نوامیس اخلاقی
chung shin sooyak
فرهنگ اخلاقی تکواندو
cloaca
مرکز مفاسد اخلاقی
foibles
صعف اخلاقی ضعف
generosity
<adj.>
گذشت
[صفت اخلاقی]
amoral
بدون احساس مسئولیت اخلاقی
unmorality
عدم مراعات اصول اخلاقی
inofficious
خارج ازوفیفه اخلاقی یاطبیعی
axiomatic
حاوی پند یا گفتههای اخلاقی
To be short tempered with someone.
با کسی تندی کردن ( بد اخلاقی )
principle
مرام اخلاقی قاعده کلی
moralists
فیلسوف یا معلم اخلاق اخلاقی
moralist
فیلسوف یا معلم اخلاق اخلاقی
scruple
نهی اخلاقی وسواس باک
The moral of the story is that …
نتیجه اخلاقی این داستان اینست که ...
I feel morally bound to …
از نظر اخلاقی خود را مقید می دانم که ...
to preach moral principles
اصول اخلاقی را وعظ و تلقین کردن
utilitarian
معتقدباصل اخلاقی سودمند گرایی سودمندگرا
de rigueur
از نظر سنتی یا اخلاقی الزام اور
to draw a moral
معنی یا نتیجه اخلاقی داستانی را فهماندن
deontology
وفیفه شناسی علم وفایف اخلاقی
puritanic
سخت گیریا متظاهردر اموردینی یا اخلاقی
an unprincipled conduct
رفتاریکه مبنای اخلاقی صحیحی نداشته باشد
frailty
نحیفی خطایی که ناشی ازضعف اخلاقی باشد
preachify
بطور کسالت اوروعظ یا بحث اخلاقی کردن
frailties
نحیفی خطایی که ناشی ازضعف اخلاقی باشد
to point a moral
اصل اخلاقی را نشان دادن یابکار بردن
shyster
کسیکه در قانون وسیاست فاقداصول اخلاقی است
ethic
روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
conscientious objector
کسی که بعلل اخلاقی یا عقایدمذهبی از دخول در ارتش خودداری کند
This is contray to all moral principles ( codes ) .
این کار مخالف کلیه اصول وضوابط اخلاقی است
conscientious objectors
کسی که بعلل اخلاقی یا عقایدمذهبی از دخول در ارتش خودداری کند
institutionalism
سیاست ترویج امور خیریه واصلاح بزهکاران از طرق اخلاقی و تادیبی
intuitivist
کسیکه مبادی اخلاقی را حسی میداندو عقیده داردکه درک ....استدلال نیست
normative economics
اقتصاد اخلاقی اقتصاد رفاه که در ان قضاوت ارزشی صورت میگیرد
ethic
غالبا بصورت جمع علم اخلاق بجث درامور اخلاقی اصول اخلاق
expurgates
حذف کردن تصفیهء اخلاقی کردن
expurgated
حذف کردن تصفیهء اخلاقی کردن
expurgate
حذف کردن تصفیهء اخلاقی کردن
expurgating
حذف کردن تصفیهء اخلاقی کردن
idiosyncrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
against nature
غیر اخلاقی غیر طبیعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com