Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
bill of indicment
ادعا نامه
Other Matches
post script
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparley
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libelling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
written agreement
موافقت نامه پیمان نامه
affidavits
شهادت نامه قسم نامه
certificates
رضایت نامه شهادت نامه
certificate
رضایت نامه شهادت نامه
credential
گواهی نامه اعتبار نامه
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
claims
ادعا
unassuming
بی ادعا
pleas
ادعا
plea
ادعا
assertion
ادعا
postulating
ادعا
postulates
ادعا
postulated
ادعا
postulate
ادعا
posit
ادعا
protestation
ادعا
protestations
ادعا
allegations
ادعا
asseveration
ادعا
averment
ادعا
claimed
ادعا
pretensions
ادعا
pretension
ادعا
claim
ادعا
claiming
ادعا
cl
ادعا
allegation
ادعا
to put in for
ادعا کردن
pretence
بهانه ادعا
pretences
بهانه ادعا
contends
ادعا کردن
pretenses
بهانه ادعا
estopel
مانع ادعا
professes
ادعا کردن
lay claim to
ادعا کردن
acclaimed
ادعا کردن
asserted
ادعا کردن
asserting
ادعا کردن
asserts
ادعا کردن
profess
ادعا کردن
assert
ادعا کردن
contended
ادعا کردن
professed
ادعا شده
pretense
بهانه ادعا
purporst
مفاد ادعا
reclaimable
ادعا پذیر
acclaim
ادعا کردن
acclaiming
ادعا کردن
acclaims
ادعا کردن
contend
ادعا کردن
professing
ادعا کردن
claimable
قابل ادعا
assertive
ادعا کننده
assertor
ادعا کننده
testacy
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
professing
ادعا یا افهار کردن
call someone's bluff
<idiom>
ثابت کردن ادعا
have it
<idiom>
گفتن ،ادعا کردن
profess
ادعا یا افهار کردن
re claim
مجددا ادعا کردن
professes
ادعا یا افهار کردن
pretend to
دعوی یا ادعا کردن
burden of proof
مسئوولیت اثبات ادعا
professed love
محبت ادعا شده
assertion
تایید ادعا افهارنامه
claim
مدعی به مطالبات ادعا کردن
claimed
دادخواست ادعانامه ادعا کردن
claimed
مدعی به مطالبات ادعا کردن
claiming
دادخواست ادعانامه ادعا کردن
claiming
مدعی به مطالبات ادعا کردن
right of begin
حق مدعی در اغازبیان ادعا در محکمه
claims
مدعی به مطالبات ادعا کردن
claims
دادخواست ادعانامه ادعا کردن
bluser out
با لاف گزاف ادعا کردن
i do not pretend to sing well
من ادعا نمیکنم که خوب میخوانم
disclaimers
رفع کننده ادعا یا مسئولیت
disclaimer
رفع کننده ادعا یا مسئولیت
claim
دادخواست ادعانامه ادعا کردن
waiver
صرف نظر کردن از ادعا
prescribe to
استناد به مرور زمان دراثبات ادعا
the burden of proof rests with
اثبات ادعا بر عهده مدعی است
Did I say anything different?
مگر من چیز دیگری گفتم
[ادعا کردم]
؟
He is seriously claiming
[trying to tell us]
that the problems are all the fault of the media.
او
[مرد]
به طور جدی ادعا می کند که همه مشکلات تقصیر رسانه ها است.
recredential
نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
pleaded
در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
plead
در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleads
در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
exigible
قابل تقاضا قابل ادعا
manifesting
نامه
manifests
نامه
breve
نامه
post boy
نامه بر
epistle
نامه
carrier
نامه بر
epistles
نامه
manifest
نامه
carriers
نامه بر
correspoundence
نامه ها
letters
نامه
letter
نامه
manifested
نامه
the original letter
عین نامه
acknowledgment
شهادت نامه
tenency agreement
اجاره نامه
bill of sale
بیع نامه
letters patent
نامه سرگشاده
stemma
نسب نامه
rental
اجاره نامه
billet doux
نامه عاشقانه
threnddy
سوگ نامه
threnod
سوگ نامه
threnode
سوگ نامه
testimonials
تصدیق نامه
sylva
درخن نامه
bacchanalian song
ساقی نامه
registered letter
نامه سفارشی
road book
راه نامه
deed of gift
هبه نامه
surety bond
تضمین نامه
bill of divorce
طلاق نامه
swamped with letters
غرق نامه
swearing formula
قسم نامه
bail bond
ضمانت نامه
swearing formula
سوگند نامه
bill of exception
اعتراض نامه
bill of lading
بار نامه
statement of a claim
افهار نامه
corrigenda
غلط نامه
leter of condolenee
تعزیت نامه
letter book
رونوشت نامه
letter de chancellerie
نامه رسمی
letter missive
امر نامه
letter no
نامه شماره 5
letter of a
اگاهی نامه
letter of a
اطلاع نامه
letter of indemnity
ضمانت نامه
letter of indemnity
غرامت نامه
concordat
موافقت نامه
letter of introduction
معرفی نامه
letter of invitation
دعوت نامه
leetter writing
نامه نگاری
lease contract
اجاره نامه
credential
استوار نامه
deed of sale
بیع نامه
deed of transfer
انتقال نامه
demand note
مطالبه نامه
epistoler
نامه نویس
escape chit
امان نامه
deed of conveyance
صلح نامه
formulary
دستور نامه
gender tree
شجره نامه
genealogical tree
شجره نامه
genealogical tree
نسب نامه
decameron
داستان نامه
l/c
اعتبار نامه
letter of recommendation
سفارش نامه
letter of recommendation
توصیه نامه
passionary
شهادت نامه
passionary
مصیبت نامه
pigeongram
نامه کبوتر
circular letter
نامه اداری
guaranty
ضمانت نامه
certificate of incorporation
شرکت نامه
bylaws
ایین نامه
bylaw
ایین نامه
byelaw
ایین نامه
pursuivant
نامه رسان
questionary
پرسش نامه
by low
ایین نامه
recognizance
تعهد نامه
packet boat
کشتی نامه بر
memorandum of understanding
تفاهم نامه
marriage contract
عقد نامه
concessionary agreement
امتیاز نامه
concession deed
امتیاز نامه
collins
نامه پر سود
letter writer
نامه نگاری
letter writer
نامه نویس
letter writing
نامه نگاری
letters of administration
قیم نامه
letters of procurator
وکالت نامه
warrant of attorney
وکالت نامه
letters patent
نامه سرگشوده
light list
چراغ نامه
mailer
نامه رسان
marriage bed
عقد نامه
recognizance
التزام نامه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com