English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
English Persian
contraction ادغام همکشیدن
contractions ادغام همکشیدن
Other Matches
contract همکشیدن
diphthongs ادغام
mergers ادغام
condensation ادغام
integeration ادغام
affrication ادغام
amalgametion ادغام
pooling ادغام
diphthong ادغام
elision ادغام
ellipse ادغام
umlaut ادغام
synal ادغام
ellipses ادغام
affricate ادغام
merger ادغام
crasis ادغام
affricate ادغام صوتی
consolidator ادغام کننده
diphthongization ادغام اصوات
vertical merger ادغام عمودی
vertical integration ادغام عمودی
umlaut ادغام کردن
sectoral integation ادغام بخشی
mail merging ادغام پستی
mail merge ادغام پستی
horizontal integration ادغام افقی
elide ادغام کردن
merges ادغام کردن
merges ادغام شدن
merges ادغام شرکتها
merge ادغام کردن
merge ادغام شدن
elided ادغام کردن
elides ادغام کردن
eliding ادغام کردن
consolidation ادغام کردن
merge ادغام شرکتها
amalgamation ادغام یا اختلاط شرکتها
merge sort ادغام و جور کردن
sort merge جور کردن و ادغام
syn ادغام هجائی یاصدایی
coalesce ادغام دو یا چند فایل
coalesced ادغام دو یا چند فایل
coalesces ادغام دو یا چند فایل
consolidation ادغام دو یاچند موسسه
consolidate goods کالاها را ادغام کردن
consolidation ادغام دو یا چند موسسه
coalescing ادغام دو یا چند فایل
diphthongize ادغام کردن اصوات
ain't صورت ادغام شدهء not areوnot is
merge غرق شدن ادغام کردن
merges غرق شدن ادغام کردن
synaloepha ادغام دو یا چندحرف صدا دار
contractile ادغام شونده هم کشی پذیر
synalepha ادغام دویاچند حرف صدا دار
except مکان دهی و ادغام شامل نیست
umlaut ادغام حرف صداداردرحرف صدادار بعدی
business combination ادغام دو یا چند موسسه دریکی از ان موسسات
report generator نرم افزاری که امکان ادغام فایل ازپایگاه داده ها به متن را میدهد
word star یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
collator ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
optimal merge tree نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
groupage ادغام نمودن بارهای مختلف جهت حمل ترکیب در حمل
merge برنامه کاربردی نرم افزاری که فایلهای ذخیره شده در فایل جدید ادغام شده اند
merges برنامه کاربردی نرم افزاری که فایلهای ذخیره شده در فایل جدید ادغام شده اند
Mingle design طرح تلفیقی [ادغام کردن طرح ها با یکدیگر]
merging traffic ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com