Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
consolidator
ادغام کننده
Other Matches
synal
ادغام
amalgametion
ادغام
crasis
ادغام
ellipse
ادغام
condensation
ادغام
umlaut
ادغام
elision
ادغام
pooling
ادغام
integeration
ادغام
affrication
ادغام
affricate
ادغام
diphthongs
ادغام
merger
ادغام
ellipses
ادغام
diphthong
ادغام
mergers
ادغام
mail merge
ادغام پستی
elide
ادغام کردن
vertical merger
ادغام عمودی
mail merging
ادغام پستی
eliding
ادغام کردن
elides
ادغام کردن
elided
ادغام کردن
merges
ادغام کردن
merge
ادغام شرکتها
merge
ادغام شدن
merge
ادغام کردن
merges
ادغام شرکتها
merges
ادغام شدن
sectoral integation
ادغام بخشی
affricate
ادغام صوتی
consolidation
ادغام کردن
horizontal integration
ادغام افقی
contraction
ادغام همکشیدن
contractions
ادغام همکشیدن
umlaut
ادغام کردن
diphthongization
ادغام اصوات
vertical integration
ادغام عمودی
coalesce
ادغام دو یا چند فایل
consolidation
ادغام دو یاچند موسسه
coalesced
ادغام دو یا چند فایل
amalgamation
ادغام یا اختلاط شرکتها
consolidation
ادغام دو یا چند موسسه
coalescing
ادغام دو یا چند فایل
coalesces
ادغام دو یا چند فایل
merge sort
ادغام و جور کردن
diphthongize
ادغام کردن اصوات
consolidate goods
کالاها را ادغام کردن
syn
ادغام هجائی یاصدایی
sort merge
جور کردن و ادغام
merges
غرق شدن ادغام کردن
contractile
ادغام شونده هم کشی پذیر
ain't
صورت ادغام شدهء not areوnot is
merge
غرق شدن ادغام کردن
synaloepha
ادغام دو یا چندحرف صدا دار
except
مکان دهی و ادغام شامل نیست
umlaut
ادغام حرف صداداردرحرف صدادار بعدی
synalepha
ادغام دویاچند حرف صدا دار
business combination
ادغام دو یا چند موسسه دریکی از ان موسسات
report generator
نرم افزاری که امکان ادغام فایل ازپایگاه داده ها به متن را میدهد
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
collator
ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
word star
یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
optimal merge tree
نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
groupage
ادغام نمودن بارهای مختلف جهت حمل ترکیب در حمل
merge
برنامه کاربردی نرم افزاری که فایلهای ذخیره شده در فایل جدید ادغام شده اند
merges
برنامه کاربردی نرم افزاری که فایلهای ذخیره شده در فایل جدید ادغام شده اند
Mingle design
طرح تلفیقی
[ادغام کردن طرح ها با یکدیگر]
merging traffic
ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
noncommittal
رد کننده
abjurer or abjuror
کننده
rebutter
رد کننده
refuser
رد کننده
repudiationist
رد کننده
deflective
کج کننده
doer
کننده
solvents
اب کننده
refutative
رد کننده
catterer
پچ پچ کننده
attacking
تک کننده
doers
کننده
solvent
اب کننده
syncopator
غش کننده
fizzy
کف کننده
renunciant
کننده
fluxing oil
اب کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com