English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (5 milliseconds)
English Persian
pixie ادم بازیگوش و خطرناک
pixies ادم بازیگوش و خطرناک
pixy ادم بازیگوش و خطرناک
Other Matches
hot spot نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
hot spots نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
compromising emanation پیام خطرناک از نظر تامین مخابراتی ارتباط خطرناک
run a risk <idiom> ریسک خطرناک ،نا امن خیلی خطرناک
playsome بازیگوش
sportful بازیگوش
pixilated بازیگوش
kittle بازیگوش
wanton حرف نشنو بازیگوش
kitling بچه بازیگوش ناازموده
playful اهل تفریح و بازی بازیگوش
gravest بم خطرناک
graves بم خطرناک
jeopardous خطرناک
grave بم خطرناک
parlous خطرناک
malignant خطرناک
hazardous خطرناک
critical خطرناک
unsafe خطرناک
herculean خطرناک
dicey خطرناک
perilous خطرناک
hazardous goods امتعه خطرناک
offensive weapon سلاح خطرناک
pernicious anemia کم خونی خطرناک
death traps بسیار خطرناک
sthenic قوی خطرناک
warm corner جای خطرناک
death trap بسیار خطرناک
hazardous goods کالاهای خطرناک
dangerousness وضعیت خطرناک
black body قسمت خطرناک
between wind and water در جای خطرناک
venturesome با تهور خطرناک
marginal حاشیهای خطرناک
serious سخت خطرناک
predicaments وضع خطرناک
predicament وضع خطرناک
perilously بطور خطرناک
dangerously بطور خطرناک
disastrous خطرناک فجیع
black propaganda تبلیغات خطرناک
critically wounded مجروح خطرناک
danger bearing سمت خطرناک
danger space فضای خطرناک
danger area منطقه خطرناک
dangerous play بازی خطرناک
danger space فضای هوایی خطرناک
dicey <idiom> خطرناک [اصطلاح روزمره]
hairy <idiom> خطرناک [اصطلاح روزمره]
imminent قریب الوقوع خطرناک
calamitous مصیبت بار خطرناک
breakneck فوق العاده خطرناک
malignantly بطور خطرناک یاردی
cockatrice ادم خیلی مضر و خطرناک
porbeagle کوسه ماهی خطرناک اقیانوس
subcritical زیر مرحله خطرناک وبحرانی
krait مار سمی و خطرناک هندی
near collision فاصله خیلی خطرناک برای دو هواپیما
wipe out افتادن خطرناک از روی تخته موج
aldis lmap چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
small craft warning پرچم قرمز یا چراغ قرمزبعلامت باد شدید و دریای خطرناک
labeled cargo کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com