Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
man a bout town
ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
Other Matches
natural rate hypothesis
فرضیهای که بر اساس ان یک حداقل نرخ بیکاری وجود دارد که چنانچه میزان بیکاری از این حد کمتر شود در این صورت تورم با شتاب بیشتری افزایش می یابد . در این نرخ طبیعی بیکاری
farmed
باشگاه جوانان زیرنظر باشگاه اصلی
farms
باشگاه جوانان زیرنظر باشگاه اصلی
farm
باشگاه جوانان زیرنظر باشگاه اصلی
unemployment compensation
پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
okuns law
براساس این قانون رابطه نزدیکی بین تغییرات نرخ بیکاری وافزایش تولید واقعی وجوددارد . اوکان نشان میدهد که در امریکا برای کاهش 1درصد نرخ بیکاری تولیدواقعی باید معادل 3درصدافزایش یابد
everblooming
همیشه بهار همیشه شکوفا
evergreens
همیشه سبز همیشه بهار
evergreen
همیشه سبز همیشه بهار
hen and chickens
همیشه بهار همیشه بهار باغی
idless
بیکاری
inoccupation
بیکاری
vacations
بیکاری
vacation
بیکاری
unemployment
بیکاری
idly
به بیکاری
sloth
بیکاری
idleness
بیکاری
clup
باشگاه
clubs
باشگاه
clubbed
باشگاه
club
باشگاه
clubmate
هم باشگاه
clubbing
باشگاه
seasonal unemployment
بیکاری فصلی
In ones spare time .
دروقت بیکاری
technological unemployment
بیکاری فنی
cyclical unemployment
بیکاری دورانی
unemployment rate
نرخ بیکاری
off hours
ساعات بیکاری
an off day
روز بیکاری
chronic unemployment
بیکاری مزمن
cyclical unemployment
بیکاری ادواری
idle hours
ساعتهای بیکاری
rate of unemployment
نرخ بیکاری
hidden unemployment
بیکاری پنهان
frictional unemployment
بیکاری اصطکاکی
residual unemployment
بیکاری باقیمانده
intellectual unemployment
بیکاری تحصیلکرده ها
mass unemployment
بیکاری انبوه
marginal unemployment
بیکاری نهائی
latency
زمان بیکاری
unemployment insurance
بیمه بیکاری
voluntary unemployment
بیکاری ارادی
unemployment inflation dilemma
معمای بیکاری
disguised unemployment
بیکاری نامرئی
disguised unemployment
بیکاری پنهان
down time
زمان بیکاری
structural unemployment
بیکاری بنیادی
jobless
وابسته به بیکاری
structural unemployment
بیکاری ساختاری
mess
نهارخوری باشگاه
club sport
باشگاه ورزشی
football club
[British Englisch]
باشگاه فوتبال
club
خاج باشگاه
service club
باشگاه افراد
clubbed
خاج باشگاه
clubbing
خاج باشگاه
clubs
خاج باشگاه
service club
باشگاه سربازان
messes
نهارخوری باشگاه
common room
باشگاه دانشجویان
common rooms
باشگاه دانشجویان
waives
رد ادعای باشگاه
waived
رد ادعای باشگاه
steward
خدمه باشگاه
waive
رد ادعای باشگاه
stewards
خدمه باشگاه
stewards
پیشخدمت باشگاه
indian club
باشگاه هندیها
hunt club
باشگاه شکارچیان
general manager
مدیر باشگاه
steward
پیشخدمت باشگاه
mess treasurer
حسابدار باشگاه
mess president
رئیس باشگاه
kief
بنگ کیف بیکاری
idleness
بیکاری تنبلی بطالت
unemployment fund
صندوق تامین بیکاری
involuntary unemployment
بیکاری غیر ارادی
idlesse
بیکاری تنبلی بطالت
natural unemployment rate
نرخ بیکاری طبیعی
quantity of leisure
مقدار ساعات بیکاری
dole
حق بیمه ایام بیکاری
inactively
از روی بیکاری بطورغیرفعال
vacant hours
ساعات بیکاری یا فراغت
messes
غذاخوری باشگاه ناو
golf club
باشگاه گلف بازان
mess treasurer
متصدی صندوق باشگاه
jockey club
باشگاه سوارکاران انگلستان
jockey club
باشگاه سوار کاران
rotarian
عضو باشگاه روتاری
pro shop
فروشگاه باشگاه حرفهای
hell fire club
باشگاه جوانان بی پروا
wardroom
باشگاه افسران ناو
mess
غذاخوری باشگاه ناو
pavilion
باشگاه بازیگران در انگلستان
option
حق باشگاه در تمدید قرارداد
clubhouse
محل باشگاه وانجمن
country clubs
باشگاه خارج از شهر
country clubs
باشگاه ورزشی وتفریحی
pavilions
باشگاه بازیگران در انگلستان
country club
باشگاه خارج از شهر
options
حق باشگاه در تمدید قرارداد
country club
باشگاه ورزشی وتفریحی
gymkhanas
ورزشگاه باشگاه ورزشی
clubhouses
محل باشگاه وانجمن
gymkhana
ورزشگاه باشگاه ورزشی
technological unemployment
بیکاری ناشی ازپیشرفتهای فنی
inflationary gap
بیکاری مطلقا" وجودنداشته باشد
idle time
دوره فترت زمان بیکاری
unemployment benefit
کمک دریافتی در دوران بیکاری
lay off
فصل کم کاری دوره بیکاری
Time hangs heavily on my hands.
از زور بیکاری حوصله ام سر رفته
unattached
بدون وابستگی ورزشکار به باشگاه
YMCA
مخفف باشگاه جوانان مسیحی
glee club
کلوب یا باشگاه اواز و سرود
YMCAs
مخفف باشگاه جوانان مسیحی
leisure hours
ساعات فراغت یا بیکاری هنگام فرصت
trade off between inflation and
رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
YWCAs
مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
YWCA
مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
protection and indemnity club
باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
clubs
:چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
clubbing
:چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
clubbed
:چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
to go clubbing
به باشگاه
[های]
شب رفتن
[برای رقص و غیره]
club
:چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
I am obsessed by fear of unemployment .
تنها فکرم نگرانی از بیکاری ( عدم اشتغال ) است
mondayish
بیحال در روز دوشنبه بواسطه بیکاری یکشنبه خسته از کار
frictional unemployment
بیکاری کوتاه مدت که در نتیجه تحرک ناقص نیروی کار
p&l club
club indemnity protectionand باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
yaght club
باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
any time
<adv.>
همیشه
eer
همیشه
at any time
<adv.>
همیشه
for ever and aday
همیشه
anytime
<adv.>
همیشه
year in year out
همیشه
for evermore
همیشه
frequenter
همیشه رو
at all hours
<adv.>
همیشه
always
همیشه
ever-
همیشه
ayŠaye
همیشه
incessantly
همیشه
sempre
همیشه
ever
همیشه
alway
همیشه
everywhen
همیشه
at all times
همیشه
ay
همیشه
evermore
همیشه
i had no idea he was going
که او میرود
he is going
میرود
the train runs without a stop
میرود
foreverness
برای همیشه
aeon
برای همیشه
eternality
برای همیشه
for good
برای همیشه
infinite time
برای همیشه
forever
برای همیشه
stills
راکد همیشه
insenescible
همیشه جوان
ad infinitum
برای همیشه
sempiternity
برای همیشه
love lies bleeding
گل همیشه بهار
stillest
راکد همیشه
stiller
راکد همیشه
immortally
تا جاودان همیشه
still
راکد همیشه
eternity
برای همیشه
immortality
برای همیشه
marigold
گل همیشه بهار
tippled
همیشه نوشیدن
ay
برای همیشه
as usual
مانند همیشه
as ever
مانند همیشه
amaranth
همیشه بهار
evermore
برای همیشه
adinfinitum
برای همیشه
tipple
همیشه نوشیدن
tipples
همیشه نوشیدن
tippling
همیشه نوشیدن
resident
که همیشه درکامپیوتراست
on tap
<adj.>
همیشه در دسترس
residents
که همیشه درکامپیوتراست
permafrost
همیشه یخبسته
sinedie
برای همیشه
marigolds
گل همیشه بهار
forever
برای همیشه
perpetuity
برای همیشه
dead load
همیشه بار
calendula
گل همیشه بهار
once and for all
<idiom>
برای همیشه
forever and a day
<idiom>
برای همیشه
if he goes
اگر او میرود
the probability is
احتمال میرود
it wont wash
اگرانرابشویندرنگش میرود
presumedly
احتمال میرود
Which line goes to ... ?
کدام خط به ... میرود؟
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com