English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
poop ادم بی معنی و احمق
poops ادم بی معنی و احمق
Other Matches
zero compression روندی که حافظه را ازصفرهای مقدم بدون معنی که در سمت چپ ارقام بابیشترین معنی قرار دارند پاک میکند
acceptation قبول معنی عرف معنی مصطلح
signifies معنی دادن معنی بخشیدن
signify معنی دادن معنی بخشیدن
signifying معنی دادن معنی بخشیدن
infatuated احمق
nincompoop احمق
harebrained احمق
dopey احمق
naturals احمق
fools احمق
gormless احمق
goofy احمق
natural احمق
asinine احمق
daftest احمق
dafter احمق
daft احمق
goslings احمق
gosling احمق
barmy احمق
barmiest احمق
barmier احمق
ninnies احمق
inane احمق
fatuous احمق
nincompoops احمق
goofiest احمق
fooling احمق
gawky احمق
gawkish احمق
schnook احمق
fat headed احمق
ninny احمق
sot احمق
spooney احمق
suckers احمق
sucker احمق
tomfool احمق
wiseacre احمق
cockeyed احمق
fathead احمق
fooled احمق
fool احمق
luny احمق
loony احمق
loonies احمق
looney احمق
goofier احمق
simpletons احمق
simpleton احمق
fatheads احمق
thickheaded احمق
insipient احمق
muppets [colloquial] احمق ها
cock eyed احمق
cockscomb احمق
bughouse احمق
booby احمق
nidget احمق
mooncalf احمق
moon calf احمق
loggerhead احمق
gid احمق
cockscombs احمق
dult احمق
cox احمق
half-baked <idiom> احمق
dotty خل احمق
daffy احمق
dulte احمق
stupidest احمق خنگ
birdbrain ادم احمق
goosey احمق ترسو
featherhead ادم احمق
goosy احمق ترسو
infatute احمق کردن
galoot ادم احمق
unmeaning احمق کم عمق
sot احمق کردن
featherbrain ادم احمق
dotterel ادم احمق
foolish ابله احمق
tawpie زن احمق وشلخته
drool ادم احمق
feebleminded احمق کودن
plumbeous گیج احمق
stupid احمق خنگ
frivolous سبکسر احمق
senseless احمق احمقانه
battier دیوانه احمق
softhead ادم احمق
poops ادم احمق
poop ادم احمق
drools ادم احمق
mutt آدم احمق
mutts آدم احمق
drooling ادم احمق
drooled ادم احمق
dromedary ادم احمق
dromedaries ادم احمق
have rocks in one's head <idiom> احمق بودن
have a screw loose <idiom> احمق بودن
battiest دیوانه احمق
dense انبوه احمق
stupider احمق خنگ
batty دیوانه احمق
densest انبوه احمق
denser انبوه احمق
noodle ماکارونی احمق
idiots ادم سفیه و احمق
dimwit ادم کودن و احمق
bufflehead ادم احمق کله خر
idiot ادم سفیه و احمق
morons ادم احمق وابله
moron ادم احمق وابله
jerked ادم احمق و نادان
jerking ادم احمق و نادان
bonehead ادم احمق وکودن
sawney احمق ساده لوح
jerk ادم احمق و نادان
seely بیگناه احمق Seeding
jays شخص پر حرف و احمق
snipped ادم احمق ته سیگار
jay شخص پر حرف و احمق
jerks ادم احمق و نادان
cluck ادم احمق و رذل
snipping ادم احمق ته سیگار
snip ادم احمق ته سیگار
clucked ادم احمق و رذل
duffer ادم احمق وکودن
duffers ادم احمق وکودن
hick دهاتی جاهل احمق
hicks دهاتی جاهل احمق
bigmouth شخص پزبده و احمق
goofs شخص احمق و کودن
goof شخص احمق و کودن
goofed شخص احمق و کودن
clucking ادم احمق و رذل
clucks ادم احمق و رذل
to make an a of احمق یانادان کردن
thick <idiom> احمق ،غیر منطقی
goofing شخص احمق و کودن
zombies انسان زنده شد ادم احمق
Even a fool knows this . یک احمق هم این رامی داند
nitwits ادم کله خشک و احمق
half wit ادم احمق ونادان ابله
half-wit ادم احمق ونادان ابله
stultification تعلیق بمحال احمق ساختن
nitwit ادم کله خشک و احمق
spoony احمق اهل بوس وکنار
half-wits ادم احمق ونادان ابله
zombi انسان زنده شد ادم احمق
zombie انسان زنده شد ادم احمق
He is not such a fool as you assuoed . آنطور که فرض کردی احمق نیست
have the last laugh <idiom> باعث احمق بنظر رسیدن شخص
fuckers آدمهای احمق و پست [اصطلاح رکیک]
assholes آدمهای احمق و پست [اصطلاح رکیک]
motherfuckers آدمهای احمق و پست [اصطلاح رکیک]
twats آدمهای احمق و پست [اصطلاح رکیک]
duffre ادم احمق وکودن جنس بنجل
arseholes آدمهای احمق و پست [اصطلاح رکیک]
dipshits آدمهای احمق و پست [اصطلاح رکیک]
sad sack ادم خوش نیت ولی احمق وبی عرضه
meaning less بی معنی
significance معنی
significant پر معنی
pointless بی معنی
intendment معنی
equipollent هم معنی
translation معنی
significantly پر معنی
meanings معنی
purport معنی
abstracts معنی
abstracting معنی
abstract معنی
implication معنی
rigmaroles بی معنی
rigmarole بی معنی
frothy بی معنی
meaningless بی معنی
implications معنی
neer do well or well بی معنی
of no significance بی معنی
irrationable بی معنی
semantics معنی
hokum بی معنی
fool begged بی معنی
signification معنی
dulls بی معنی
dulling بی معنی
dullest بی معنی
dumber بی معنی
duller بی معنی
dulled بی معنی
dull بی معنی
to explain away معنی
irrational بی معنی
tosh بی معنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com