English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (5 milliseconds)
English Persian
rheumatic ادم مبتلا بدردمفاصل
Other Matches
cataleptic مبتلا به بیماری جمود عضلات مبتلا به جمود فکری
given مبتلا
stricken مبتلا
meningitic مبتلا به مننژیت
bronchitic مبتلا به برنشیت
amnesic مبتلا به فراموشی
amnesiac مبتلا به فراموشی
afflicts مبتلا کردن
afflicting مبتلا کردن
glandered مبتلا به مشمشه
hemophilic مبتلا به هموفیلی
unhinged مبتلا بهبیماریذهنیوروحی
rheumaticky مبتلا بهرماتیسم
constipated مبتلا بهیبوست
colicky مبتلا بهقولنج
allergic مبتلا به آلرژی
varicose مبتلا به واریس
tuberculate مبتلا بمرض سل
afflict مبتلا کردن
infects مبتلا و دچارکردن
infecting مبتلا و دچارکردن
lepers مبتلا به جذام
mangy مبتلا به گری
giddy مبتلا به دوار سر
mangy مبتلا به جرب
mangey مبتلا به گری
mangey مبتلا به جرب
leper مبتلا به جذام
gangrenous مبتلا به قانقاریا
infect مبتلا و دچارکردن
shell-shocked موجی- مبتلا بهاختلالاتناشیازجنگ
plaguer مبتلا به طاعون کننده
pleuritic مبتلا به ذات الجنب
stenosed مبتلا به تنگی نفس
septicaemic مبتلا بگند خونی
spastic مبتلا به فلج تشنجی
anorexic مبتلا به بی اشتهایی عصبی
psychopath مبتلا بامراض روانی
psychopaths مبتلا بامراض روانی
leukotic مبتلا به مرض لوسمی
gapy مبتلا به دهن دره
schizophrenics مبتلا بجنون جوانی
bleeders مبتلا به خون روش
bleeder مبتلا به خون روش
spastics مبتلا به فلج تشنجی
liverish مبتلا به مرض جگر
greensick مبتلا به یرقان سفید
greensick مبتلا به یرقان ابیض
schizophrenic مبتلا بجنون جوانی
arthritic مبتلا به اماس مفصل
poliomyelitic مبتلا به بیماری فلج کودکان
blue baby طفلی مبتلا به یرقان ازرق
cachectic مبتلا بسوء هاضمه وضعف
carsick مبتلا به بهم خوردگی حال دراتومبیل
hyperope مبتلا به مرض دوربینی شخص دوربین
greensick مبتلا به بیماری کم خونی زنان جوان
schizo شخص مبتلا به بیماری جنون جوانی
psychoneurotic مریض مبتلا به ناراحتی عصبی وروانی
diabetics مبتلا یا وابسته بمرض قند دولابی
diabetic مبتلا یا وابسته بمرض قند دولابی
seasick مبتلا به استفراغ وبهم خوردگی حال در سفردریا
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
acidosis فساد خون در اشخاص مبتلا به بیماری قند
airsick مبتلا بکسالت و بهم خوردگی مزاج در اثر پرواز
agoraphobic شخصی که مبتلا به بیماری ترس از جاهای شلوغ است
spastical تشنجی مبتلا به فلج تشنجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com