Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
nervous nellie
ادم محافظه کار و بی خاصیت
Other Matches
pneumaticity
خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
actinism
خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
old line
محافظه کار
stick-in-the-muds
محافظه کار
stick in the mud
محافظه کار
Tories
محافظه کار
Tory
محافظه کار
conservatives
محافظه کارانه
conservatives
محافظه کار
conservative
محافظه کارانه
conservative
محافظه کار
stick-in-the-mud
محافظه کار
standpat
محافظه کار
conservatism
محافظه گرائی
low key
<adj.>
محافظه کارانه
unprogressive
محافظه کار
conservatism
محافظه کاری
toryism
محافظه کاری
stuffy
محافظه کار
hunkerism
محافظه کاری
conservativeness
محافظه کاری
conservative estimate
براورد محافظه کارانه
conservatism
سیاست محافظه کاری
guardedly
از روی محافظه کاری
protect a lead
بازی محافظه کارانه
sit on a lead
بازی محافظه کارانه
old guard
محافظه کار سیاسی
ultraconservative
بیش از حد محافظه کار
conservatively
از روی محافظه کاری
low key posture
رویه محافظه کارانه
Conservative Party
حزب محافظه کار
sit on the ball
بازی محافظه کارانه
exoskeleton
پوشش محافظه خارجی حیوان
Tory
وابسته به حزب محافظه کار
old fashioned
کهنه پرست محافظه کار
Tories
وابسته به حزب محافظه کار
Tory
عضو حزب محافظه کارانگلیس
Tories
عضو حزب محافظه کارانگلیس
mossyback
ادم کهنه پرست یا محافظه کار
mossback
ادم کهنه پرست یا محافظه کار
toryism
اصول وعقاید حزب محافظه کار
lowboy
عضو حزب محافظه کار قدیم میز چهارپایه کشودار
coax
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxes
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
co axial cable
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxed
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxing
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
inefficacious
بی خاصیت
navigating
خاصیت
navigate
خاصیت
reflectiveness
خاصیت
the five predicables
خاصیت
virtue
خاصیت
propertyless
بی خاصیت
quale
خاصیت
navigates
خاصیت
navigated
خاصیت
affection
خاصیت
property
خاصیت
virtues
خاصیت
neer do well or well
بی خاصیت
pitchiness
خاصیت زفتی
the virtue of drugs
خاصیت داروها
mealiness
خاصیت اردی
powderiness
خاصیت گردی
silkiness
خاصیت ابریشمی
ductility
خاصیت کش امدن
ductility
خاصیت انگمی
unmake
از خاصیت انداختن
paramorphism
خاصیت دگردیسی
vitreosity
خاصیت شیشهای
woodiness
خاصیت چوبی
nutritiousness
خاصیت غذائی
nutritiveness
خاصیت غذایی
non skid quality
خاصیت ضد لغزش
quantification
تعیین خاصیت
fattiness
خاصیت چربی
sponginess
خاصیت اسفنجی
milkiness
خاصیت شیری
mechanicalness
خاصیت مکانیکی
steeliness
خاصیت فولادی
gumminess
خاصیت صمغی
glassiness
خاصیت شیشهای
gauziness
خاصیت گارسی
fungosity
خاصیت قارچی
fluffiness
خاصیت کرکی
flakiness
خاصیت فلسی
mealness
خاصیت اردی
recursivity
خاصیت بازگشت
extensive property
خاصیت مقداری
abnormality
خاصیت غیرطبیعی
functions
خاصیت وجودی
adhesive property
خاصیت چسبندگی
magnetism
خاصیت مغناطیسی
function
خاصیت وجودی
elasticity
خاصیت فنری
absorption property
خاصیت جذب
deactivated
بی خاصیت کردن
impoverish
بی خاصیت کردن
impoverished
بی خاصیت کردن
impoverishes
بی خاصیت کردن
impoverishing
بی خاصیت کردن
deactivate
بی خاصیت کردن
deactivates
بی خاصیت کردن
abnormalities
خاصیت غیرطبیعی
deactivating
بی خاصیت کردن
functioned
خاصیت وجودی
astingency
خاصیت قبض
natures
نوع خاصیت
buoyancy
خاصیت شناوری
carnosity
خاصیت گوشتی
causality
خاصیت سببی
chalkiness
خاصیت تباشیری
anti knock property
خاصیت ضدضربه
chemism
خاصیت شیمیایی
alkalescence
خاصیت قلیایی
nature
نوع خاصیت
malleability
خاصیت چکش خواری
sliminess
خاصیت گلی یا لجنی
low test
دارای خاصیت فراری
flexibility
خاصیت خمش پذیری
prevenience
خاصیت جلوگیری کننده
curative
دارای خاصیت درمانی
diastatic
دارای خاصیت جوهربزاق
ductility
خاصیت لوله شدن
plasticity
خاصیت شکل افرینی
osmosis
خاصیت نفوذ وحلول
commutative rule
خاصیت جابجایی
[ریاضی]
pulpiness
خاصیت خمیری یاگوشتی
neer do well or well
ادم بی وجود یا بی خاصیت
sexed
دارای خاصیت جنسی
soak up
<idiom>
خاصیت جنب کردنداشتن
acid base catalysis
خاصیت اسیدی- بازی
corporeity
خاصیت جسمی یامادی
capillarity
خاصیت موئی مویسانی
isogamous
دارای خاصیت هم گامیتی
agglomerative
دارای خاصیت تراکم
erotization
خاصیت شهوانی یافتن
tonus
خاصیت انقباض عضله
alkalescent
دارای خاصیت قلیایی
elater
خاصیت انبساط و گسترش
ductility
خاصیت فتیله شدن
antidotal
دارای خاصیت پادزهری
acid base behavior
خاصیت اسیدی- بازی
corkiness
خاصیت چوب پنبهای
gamic
دارای خاصیت جنسی
isogametic
دارای خاصیت هم گامیتی
inductionless
بدون خاصیت القائی
vitality
قدرت یا خاصیت حیاتی
springiness
خاصیت فنری ارتجاع
impenetrableness
خاصیت عدم تداخل
illusion of space
القاء خاصیت فضایی
asexual
فاقد خاصیت جنسی
alkaline
دارای خاصیت قلیایی
commutative property
خاصیت جابجایی
[ریاضی]
heat treating property
خاصیت عملیات حرارتی
commutative law
خاصیت جابجایی
[ریاضی]
geomagnetic
خاصیت مغناطیسی زمین
diathermacy
خاصیت هدایت گرما
conservatism
عقیده معتقدین به حفظ وضع موجود روش فکری احزاب " توری " درانگلستان که محتوای عقایدشان محافظه کارانه بوده است
distributive law
خاصیت توزیع پذیری
[ریاضی]
distributive rule
خاصیت توزیع پذیری
[ریاضی]
distributive law
خاصیت پخش پذیری
[ریاضی]
acoustic vases
[ظروف سفالین با خاصیت آکوستیک]
adhesion of fibers
خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
sourness is the p of vinegar
ترشی خاصیت سرکه است
quale
شیی دارای خاصیت هوشیاری
indiscerptibility
خاصیت چیزی که در اثرتجزیه فنانپذیرد
absorbant
دارای خاصیت جذب درکش
absorbency
خاصیت درکشی یا دراشامی جذب
actescence
نمایش شیر خاصیت شیری
ethereality
خاصیت اتری یا اثیری روحانیت
de energize
از بین بردن خاصیت مغناطیسی
absorbent
دارای خاصیت جذب درکش
amphoteric
دارای خاصیت اسید و قلیا
active material
موادی که خاصیت تجزیه دارند
male sterile
گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
persalt
نمک دارای خاصیت اسیدی
paramorphous
دارای خاصیت تغییر یابی
paramorphic
دارای خاصیت تغییر یابی
demagnetize
خاصیت مغناطیسی را از بین بردن
balmiest
دارای خاصیت مرهم خنک کننده
basicity
خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
balmy
دارای خاصیت مرهم خنک کننده
capillarity
خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
despiritualize
فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
balmier
دارای خاصیت مرهم خنک کننده
acids
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
acid
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
objectify
خاصیت و ماهیت چیزی رامعین کردن
hot forming property
خاصیت تغییر شکل پذیری گرم
electromagnetism
خاصیت مغناطیسی حاصل ازجریانهای الکتریکی
radioactivity
خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
iceland spar
کلسیت شفاف دارای خاصیت انکسار مضاعف
incendivity
خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
vitrescence
امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
radio activity
خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
zooflagellate
اغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور
vitrescent
اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com