English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (11 milliseconds)
English Persian
profert ارائه سند
Search result with all words
give ارائه دادن
gives ارائه دادن
giving ارائه دادن
put ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
put ارائه یا توضیح دادن
puts ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
puts ارائه یا توضیح دادن
putting ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
putting ارائه یا توضیح دادن
documentation ارائه اسناد یا مدارک
prompt کاراکتر یا پیامی که توسط کامپیوتر ارائه میشود تامشخص کند که اماده پذیرفتن ورودی صفحه کلید است اعلان
prompted کاراکتر یا پیامی که توسط کامپیوتر ارائه میشود تامشخص کند که اماده پذیرفتن ورودی صفحه کلید است اعلان
prompts کاراکتر یا پیامی که توسط کامپیوتر ارائه میشود تامشخص کند که اماده پذیرفتن ورودی صفحه کلید است اعلان
project ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projected ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projects ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
show ارائه نمایش
showed ارائه نمایش
shows ارائه نمایش
intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
probation ارائه مدرک ودلیل
offer پیشکش ارائه
offered پیشکش ارائه
offers پیشکش ارائه
tender ارائه دادن
tendered ارائه دادن
tenderest ارائه دادن
tendering ارائه دادن
word perfect یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
word-perfect یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
render ارائه دادن ترجمه کردن
rendered ارائه دادن ترجمه کردن
renders ارائه دادن ترجمه کردن
present ارائه دادن
presented ارائه دادن
presenting ارائه دادن
presents ارائه دادن
producing اقامه ارائه کردن
showing ارائه اشکارسازی
showings ارائه اشکارسازی
sidekick تقویم ملاقات وشماره گیر خودکار تلفن ارائه میدهد
sidekicks تقویم ملاقات وشماره گیر خودکار تلفن ارائه میدهد
presentable قابل معرفی قابل ارائه
production ارائه
production ارائه ساخت
productions ارائه
productions ارائه ساخت
authentication به سند یا رونوشت مصذق ان اعتبار و اقتدار قانونی دادن به نحوی که در مقام اثبات قانونا قابل ارائه باشد
produce ارائه دادن
produce اقامه کردن ارائه دادن سند
produced ارائه دادن
produced اقامه کردن ارائه دادن سند
produces ارائه دادن
produces اقامه کردن ارائه دادن سند
exposure ارائه
exposures ارائه
propound پیشنهاد کردن ارائه دادن
propounding پیشنهاد کردن ارائه دادن
propounds پیشنهاد کردن ارائه دادن
misrepresentation بد ارائه نمودن
misrepresentation بد ارائه دادن
allege دلیل اوردن ارائه دادن
alleges دلیل اوردن ارائه دادن
alleging دلیل اوردن ارائه دادن
submit ارائه دادن پیشنهادکردن
submit واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submits ارائه دادن پیشنهادکردن
submits واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitted ارائه دادن پیشنهادکردن
submitted واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitting ارائه دادن پیشنهادکردن
submitting واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
display ارائه
displayed ارائه
displaying ارائه
displays ارائه
offering ارائه
exhibition ارائه
exhibitions ارائه
presentation ارائه عرضه
presentation ارائه
presentations ارائه عرضه
presentations ارائه
representation ارائه
representations ارائه
represent ارائه کردن
represented ارائه کردن
represents ارائه کردن
exhibit ارائه دادن ابراز کردن
exhibited ارائه دادن ابراز کردن
exhibiting ارائه دادن ابراز کردن
exhibits ارائه دادن ابراز کردن
artificial intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
presenter ارائه کننده معرفی کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
exhibitor نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibitors نمایش دهنده ارائه دهنده
forthcoming اماده ارائه دادن
adducible قابل اضهار قابل ارائه
adductor ارائه
Other Matches
b display ارائه ب
b scan ارائه ب
c display ارائه سی
c scan ارائه سی
d display ارائه دی
d scan ارائه دی
exposal ارائه
f scan ارائه اف
g display ارائه جی
g scan ارائه جی
j display ارائه جی
n display ارائه ان
p display ارائه پی
p scan ارائه پی
ppi scan ارائه پی پی ای
presentment ارائه
range bearing display ارائه بی
shew ارائه
n scan ارائه ان
m scan ارائه ام
k display ارائه کی
k scan ارائه کی
f display ارائه اف
l display ارائه ال
l scan ارائه ال
h display ارائه اچ
m display ارائه ام
h scan ارائه اچ
j scan ارائه جی
renderable قابل ارائه
renderer ارائه دهنده
knuckle under <idiom> ارائه دادن
put in ارائه دادن
hold forth ارائه دادن
bring forward ارائه دادن
presentability قابلیت ارائه
probational ارائه مدرک ودلیل
devil's advocate <idiom> [ارائه استدلال مخالف]
lead proof ارائه دلیل کردن
to produce testimony مدرک ارائه دادن
presenting bank بانک ارائه کننده
imageing model روش یا مدل ارائه تصاویر
porrect منبسط کردن ارائه دادن
to put in منصوب کردن ارائه دادن
forthcoming <adj.> آماده به ارائه [نزدیک به تحقق]
propone پیشنهاد کردن ارائه دادن
forthcomming اماده برای ارائه کردن
contract for supply قرارداد جهت ارائه کالا
Application may be filed by ... مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
subsequent filing [application, documents] ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
To submit something to someone. چیزی را به کسی تسلیم کردن (ارائه دادن )
money player ارائه کننده بهترین بازی درموقعیتهای دشوار
We would appreciate it if you could provide us with some information about ... ما سپاسگزار می شویم اگر اطلاعاتی در باره ... به ما ارائه کنید.
society of certified processors سازمانی که علائق و خواستههای متخصصین تایید شده کامپیوتر را ارائه میدهد
performance monitor برنامهای که سطوح خدمات ارائه شده توسط یک سیستم کامپیوتری را پی گیری میکند
scopolamine ی که با تزریق این ماده وامثال ان گرفته شده باشدقابل ارائه به دادگاه نیست
proof of debt سندی که از طرف بستانکار شخص ورشکسته یامتوفی یا شرکت در حال تصفیه ارائه میشود
how about <idiom> برای ارائه پشنهاد یا جویا شدن نظر دیگران در مورد چیزی یا کاری استفاده می شود
telpak سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
sight bill حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
restatement of the law مجموعه قواعد حقوقی مجموعه اخرین تفسیرهای ارائه شده برای قوانین
buffered computer کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
presentment ارائه برات از دارنده ان به محال علیه جهت قبولی نویسی یا محیل جهت پرداخت
editing run در پردازش دستهای برنامه ویرایش کننده داده را از نظردرستی فاهری بررسی کرده و هر گونه اشتباه را برای تصحیح و ارائه مجدد مشخص میکند
musicom یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
innovation theory ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
available cash موجودی بانک بدون در نظرگرفتن چکهایی که در دست مشتریان است و هنوز به بانک ارائه نشده است
exhibiter نمایش دهنده ارائه دهنده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
liquidity preference theory براساس این نظریه که بوسیله جان مینارد کینز اقتصاددان انگلیسی ارائه شده است پائین امدن نرخ بهره موجب افزایش نقدینگی و کاهش اوراق قرضه بهادار میشود .
transfer order دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
iron law of wage قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
arrest of judgment سرباز زدن قاضی از صدورحکم پس از اعلام نظر هیات منصفه به علت مطالبی که درمدارک ارائه شده به نظررسیده و انهارا غلط یا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت دیگر خودداری قاضی ازصدور رای است تا رفع اشتباهات موجود
congress party (indian national congress حزب کنگره- کنگره ملی هندبزرگترین حزب سیاسی هندوستان که در اواخر قرن 91 تاسیس شد و در حال حاضر با ارائه یک طرح سوسیالیستی برای جامعه بالاترین تعداد کرسی را درمجمع ملی هند داراست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com