English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
harness racing ارابه رانی تک اسبه
Other Matches
troika ارابه یا درشکه سه اسبه
quadriga ارابه چهار اسبه رومیان قدیم
harness race مسابقه ارابه رانی
harness horse اسب مخصوص ارابه رانی
matinTes مسابقه ارابه رانی در روز
matinees مسابقه ارابه رانی در روز
matinee مسابقه ارابه رانی در روز
kite track مسیر ارابه رانی به شکل گلابی
hobbling وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbled وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobble وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbles وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hopple وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
toe weight وزنه فلزی وصل به سم جلویی اسب در ارابه رانی برای تنظیم گامهای اسب
jigger درشکه یک اسبه گاری تک اسبه
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
dump شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
orthodromy کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
one-horse یک اسبه
ine horse یک اسبه
one horse یک اسبه
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
tandem دو اسبه دوپشته
tandems دو اسبه دوپشته
shandrydan درشکه تک اسبه قدیمی
shandradan درشکه تک اسبه قدیمی
carriole درشکه سبک تک اسبه
gigs درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
gig درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
gigman کسیکه درشکه تک اسبه دارد
fly man راننده درشکه تک اسبه کرایهای
chaise یکجوردرشکه تک اسبه یادواسبه که معمولاچهارچرخ دارد
carryall درشکه یک اسبه وچهارچرخه چنته یا خورجین
carry all درشکه یک اسبه وچهارچرخه چنته یا خورجین
cariole درشکه یا کالسکه سبک و کوچک یک اسبه
four in hand گردونه چهار اسبه که یک راننده داشته باشد
buggy نوعی درشکه سبک یک اسبه حشره دار
buggies نوعی درشکه سبک یک اسبه حشره دار
kittereen یکجور گردونه تک اسبه که درwest indies بکار میبرند
quadriga ارابه
cart ارابه
carted ارابه
chariots ارابه
car ارابه
chariot ارابه
wagonŠetc ارابه
cars ارابه
carting ارابه
sloop با ارابه
carts ارابه
caisson ارابه دوچرخه
go devil ارابه دستی
water car ارابه اب پاش
handcarts ارابه دستی
undercarriages ارابه فرود
undercarriage ارابه فرود
cart crossing گذرگاه ارابه
car man ارابه ران
caisson ارابه ارتشی
aurigae ارابه ران
auriga ارابه ران
landing gear ارابه فرود
mail cart ارابه پستی
under carriage ارابه فرود
water car ارابه اب فروشان
wagons ارابه بارکش
charioteers ارابه ران
charioteer ارابه ران
carriageway راه ارابه رو
carriageways راه ارابه رو
waggons ارابه بارکش
car ارابه جنگی
wagon ارابه بارکش
tram car ارابه پس بند
tumbrel or bril ارابه کودبر
cars ارابه جنگی
hand cart ارابه دستی
handcart ارابه دستی
pushcart ارابه دستی
pushcarts ارابه دستی
chariots ارابه جنگی
waggon ارابه بارکش
chariot ارابه جنگی
hackney coach کالسکه یا درشکه کرایه درشکه چهارچرخه ودو اسبه
catch driver راننده اجیر ارابه
capella الفا- ارابه ران
roadway راه ارابه رو شوسه
roadways راه ارابه رو شوسه
sulky نوعی ارابه سنک
conditional race مسابقه مشروط با ارابه
drives رانندگی ارابه مسابقهای
drive رانندگی ارابه مسابقهای
wain ارابه سنگین و بزرگ
joltwagon گاری یا ارابه پرتکان
dual carriageways راه ارابه رو دو خطی
dual carriageway راه ارابه رو دو خطی
alpha aurigae الفا- ارابه ران
provisional driver راننده تازه کار ارابه
sloop ارابه مخصوص حمل الوار
hackery ارابه هندی که کاونربرای راندن ان بکارمیبرند
oleo محور ضربه گیر ارابه فرود
cicycle ارابه فرودی با دو پایه اصلی در امتداد خط مرکز
silks ژاکت و کلاه مخصوص سوارکار یا ارابه ران
truck trailer ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود
tumbrel or bril ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
ranee رانی
crural رانی
rani رانی
femoral رانی
pants پوشش ایرودینامیکی ثابت روی چرخهای ارابه فرود
ground loop تغییر ناگهانی جهت حرکت هواپیما با ارابه فرود
travois ارابه یا وسیله نقلیه قدیمی سرخ پوستان امریکا
set down معلق ساختن سوارکار یا راننده ارابه بخاطر خطا
dilly وسائط نقلیه مختلف از قبیل ارابه و کامیون و غیره
gaiting strap تسمه مخصوص ارابه برای جلوگیری از انحراف اسب
oratorship سخن رانی
wheelchairs ویلچر رانی
voluptuously باشهوت رانی
oarsmanship کرجی رانی
salaciousness شهوت رانی
salacity شهوت رانی
inguinal کشاله رانی
wheelchair ویلچر رانی
voluptuousness شهوت رانی
yachting قایق رانی
repression واپس رانی
motoring اتومبیل رانی
canoes قایق رانی
canoe قایق رانی
d. of a speech سخن رانی
extrusion روزن رانی
ejection بیرون رانی
lectureships سمت سخن رانی
regatta مسابقه کرجی رانی
sailing orders دستور کشتی رانی
boat قایق رانی کردن
boats قایق رانی کردن
salaciously از روی شهوت رانی
regattas مسابقه کرجی رانی
pultrusion process فرایند کشش رانی
pawn roller پیاده رانی شطرنج
pawn push پیاده رانی شطرنج
ox goad نیزه گاو رانی
seaworthy قابل کشتی رانی
lectureship سمت سخن رانی
sprinting مسابقه اتومبیل رانی
platform سخن رانی کردن
to gratify ones passions شهوت رانی کردن
to go on the stump سخن رانی کردن
to give a lecture سخن رانی کردن
shipping company شرکت کشتی رانی
shippable قابل کشتی رانی
auto racing مسابقه اتومبیل رانی
aerostation کشتی رانی هوایی
nautically از لحاظ کشتی رانی
platforms سخن رانی کردن
inland navigation کشتی رانی در رودخانه ها
innavigable غیرقابل کشتی رانی
drive way مسیر اتومبیل رانی
magnetic potential نیروی مغناطیس رانی
cabotage کشتی رانی ساحلی
loxodromics کشتی رانی در خط مایل
libidinously از روی شهوت رانی
ease all درکرجی رانی ایست
auto drome پیست اتومبیل رانی
extrudate محصول روزن رانی
funeral oration سخن رانی برسرجنازه
retraction lock وسیله مکانیکی برای جلوگیری از جمع شدن غیرعمدی ارابه فرود
contact electromotive force نیروی برق رانی مجاورتی
coasting کشتی رانی در طول ساحل
Carpool هم سفری [گردشگری] [خودرو رانی]
lift سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
ride [American E] سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
drag racing مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت
motor vehicle passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
trialling مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
red flag پرچم قرمز اتومبیل رانی
navigation river رودخانه قابل کشتی رانی
oceanshipping روشهای کشتی رانی دراقیانوس
motor vehicle passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
active emf نیروی برق رانی موثر
effective electromotive force نیروی برق رانی موثر
car passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
row a race مسابقه کرجی رانی دادن
loxodromic وابسته به کشتی رانی در خط مایل
car passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
moto بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
nose gear قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
divided landing gear ارابه فرود ثابت که هیچ محور افقی بین چرخهای ان وجود ندارد
starter راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
starting motor راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
to row a race در مسبابقه کرجی رانی شرکت کردن
under- در قوس داخلی پیست اتومبیل رانی
sapphic vice شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
starter motor راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
portolano راهنمای کشتی رانی با شرح بنادر
under در قوس داخلی پیست اتومبیل رانی
eloge سخن رانی بافتخارکسیکه درگذشته است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com