English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 115 (6 milliseconds)
English Persian
breathing vibration ارتعاش تنفسی
Other Matches
tirl ارتعاش صدای ارتعاش نخ یاکش
expiratory تنفسی
recessional تنفسی
inspiratory تنفسی
respiratory تنفسی
breathing gear ماسک تنفسی
breathing gear وسیله تنفسی
resipatory quotient بهره تنفسی
air vessel لوله تنفسی
respiratory center مرکز تنفسی
respiratory system دستگاه تنفسی
wind rocked out نارسایی تنفسی
wind rocked out وقفه تنفسی
dust respirator ماسک تنفسی
stoma منفذ تنفسی
rq بهره تنفسی
air breathing هوای تنفسی
cardiorespiratory system دستگاه قلبی- تنفسی
respirator ضربت گیر تنفسی
respirators ضربت گیر تنفسی
respiratory exchange index شاخص بهره تنفسی
phlegm [secretion in the airway during inflammation] بلغم [مخاط] [ترشح در دستگاه تنفسی در زمان التهاب] [پزشکی]
libration ارتعاش
tremolo ارتعاش
vibrational ارتعاش
shivering ارتعاش
shivered ارتعاش
shiver ارتعاش
trembles ارتعاش
vibrancy ارتعاش
vibratility ارتعاش
plangency ارتعاش
planegency ارتعاش
reverberation ارتعاش
vibration sense حس ارتعاش
pallesthesia حس ارتعاش
trembled ارتعاش
tremble ارتعاش
reverberations ارتعاش
quivers ارتعاش
quivering ارتعاش
quivered ارتعاش
quiver ارتعاش
shaking ارتعاش
shakes ارتعاش
shake ارتعاش
vibration ارتعاش
oxygen convertor مبدل اکسیژن مایع به اکسیژن گازی در سیستمهای تنفسی
torsional vibration ارتعاش پیچشی
vibrators دستگاه ارتعاش
vibrators ارتعاش کننده
phonoscope ارتعاش نما
period of vibratio دوره ارتعاش
vibrator ارتعاش کننده
oscillator ارتعاش سنج
resonator اسباب ارتعاش
vibrator دستگاه ارتعاش
wagging vibration ارتعاش جنبانهای
twisting vibration ارتعاش رقاصکی
resonantly با پیچش و ارتعاش
symmetry vibration ارتعاش متقارن
vibratory باعث ارتعاش
vibratility : قابلیت ارتعاش
vibration amplitude دامنه ارتعاش
stretching vibration ارتعاش کششی
vibrational frequency بسامد ارتعاش
vibrative باعث ارتعاش
sound vibration ارتعاش صوتی
seismicity حالت ارتعاش
vibroscope ارتعاش بین
vibrator وسیله ارتعاش
neural reverbration ارتعاش عصبی
vibrate ارتعاش داشتن
damping استهلاک ارتعاش
damped vibration ارتعاش میرا
amplitude of vibration دامنه ارتعاش
vibrating ارتعاش داشتن
quaver ارتعاش داشتن
quavered ارتعاش داشتن
bending vibration ارتعاش خمشی
quavering ارتعاش داشتن
quavers ارتعاش داشتن
vibrates ارتعاش داشتن
vibrated ارتعاش داشتن
dingle لرزیدن ارتعاش
electron vibrations ارتعاش الکترونها
harmonic vibration ارتعاش هماهنگ
fundamental vibration ارتعاش اصلی
mode of vibration شیوه ارتعاش
vibrational mode شیوه ارتعاش
frequency of vibration تکرار ارتعاش
vibrators وسیله ارتعاش
energy of vibration انرژی ارتعاش
lattice vibration ارتعاش شبکه
molecular vibration ارتعاش مولکولی
scissoring vibration ارتعاش قیچی وار
fundamental period vibration دوره اصلی ارتعاش
free harmonic vibration ارتعاش هارمونیک ازاد
vibration absorption میرایی نوسان یا ارتعاش
insulation against vibration حفافت در برابر ارتعاش
shudder مشمئز شدن ارتعاش Shrine
shuddering مشمئز شدن ارتعاش Shrine
shudders مشمئز شدن ارتعاش Shrine
shuddered مشمئز شدن ارتعاش Shrine
vibratile قابل لرزش و ارتعاش جنبنده
damping charactristics مشخصات خفه شدن ارتعاش
quavers لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavering لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quaver لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavered لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
bumblebees تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
bumblebee تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com