Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 168 (9 milliseconds)
English
Persian
scissoring vibration
ارتعاش قیچی وار
Other Matches
tirl
ارتعاش صدای ارتعاش نخ یاکش
tweezer
قیچی
snips
قیچی
scissors
قیچی
brace
قیچی
braced
قیچی
pruning shears
قیچی
overarm braces
قیچی
mammock
دم قیچی
snippel
دم قیچی
shear
قیچی
tweeger
قیچی
forficate
قیچی مانند
heavy shears
قیچی اهنبر
circular shear
قیچی کمانهای
combination slitting, shears
قیچی ورق
scissors
پرش قیچی
sheared
قیچی شده
bolt clipper
قیچی پیچ
blooming shears
قیچی شمشه
alligator shears
قیچی اهرمی
lever shears
قیچی اهرمی
lever shear
قیچی اهرمی
hitch kick
شوت قیچی
hot shear blade
قیچی گرم
levered shears
قیچی اهرمی
wire cutter
قیچی سیمبر
wire cutter
قیچی میخچین
tin snips
قیچی دستی
stock shears
قیچی پادار
split tackle
تکل قیچی
shear steel
فولاد قیچی
secateur
قیچی باغبانی
scissors vault
پرش قیچی
scissors kick
ضربه قیچی
scissel
دم قیچی فلزات
rotary shear
قیچی گردان
pruning shears
قیچی باغبانی
plate shears
قیچی ورق بر
mammock
از دم قیچی ردکردن
shear
قیچی کردن
snipping
قیچی کردن
shares
قیچی کردن
shear
قیچی اهن بر
shared
قیچی کردن
share
قیچی کردن
snip
قیچی کردن
snipped
قیچی کردن
clipper
قیچی باغبانی
clincher
قیچی کننده قاطع
shear
اسباب برش قیچی
continous chip
برادههای قیچی کاری
tin snips
قیچی اهن بر مهندسی
overhead kick
ضربه قیچی به عقب
wire shears
قیچی سیم بری
scissors-glasses
عینک قیچی شکل
trim
یکنواخت کردن با قیچی
snips
قیچی اهن بری
scissors
قیچی روی خرک
clinchers
قیچی کننده قاطع
scissors jump
پرش قیچی در اسکیت
snipper
قیچی ویژه چیدن مو یا گیاه
shear
شکاف دادن قیچی کردن
compound leverage floor jack
اهرم بالابر قیچی شکل
trudgen stroke
دست کرال و پای قیچی
eastern cut off
شیوه قیچی پرش ارتفاع
guillotin plate shear
قیچی ورق اهن بری
scissor kick
پای قیچی در شنای پهلو
shears
قیچی پشم چینی یا باغبانی
reverberation
ارتعاش
quivering
ارتعاش
plangency
ارتعاش
tremolo
ارتعاش
vibration
ارتعاش
shake
ارتعاش
quivered
ارتعاش
planegency
ارتعاش
reverberations
ارتعاش
libration
ارتعاش
shakes
ارتعاش
quivers
ارتعاش
quiver
ارتعاش
vibrational
ارتعاش
trembles
ارتعاش
shivering
ارتعاش
trembled
ارتعاش
vibratility
ارتعاش
shivered
ارتعاش
vibration sense
حس ارتعاش
tremble
ارتعاش
pallesthesia
حس ارتعاش
shiver
ارتعاش
shaking
ارتعاش
vibrancy
ارتعاش
vibratility
: قابلیت ارتعاش
vibrator
وسیله ارتعاش
resonator
اسباب ارتعاش
resonantly
با پیچش و ارتعاش
vibrator
ارتعاش کننده
vibrational frequency
بسامد ارتعاش
seismicity
حالت ارتعاش
twisting vibration
ارتعاش رقاصکی
vibrative
باعث ارتعاش
vibratory
باعث ارتعاش
torsional vibration
ارتعاش پیچشی
wagging vibration
ارتعاش جنبانهای
symmetry vibration
ارتعاش متقارن
stretching vibration
ارتعاش کششی
sound vibration
ارتعاش صوتی
vibroscope
ارتعاش بین
vibration amplitude
دامنه ارتعاش
phonoscope
ارتعاش نما
period of vibratio
دوره ارتعاش
harmonic vibration
ارتعاش هماهنگ
fundamental vibration
ارتعاش اصلی
quavers
ارتعاش داشتن
frequency of vibration
تکرار ارتعاش
damped vibration
ارتعاش میرا
energy of vibration
انرژی ارتعاش
electron vibrations
ارتعاش الکترونها
vibrate
ارتعاش داشتن
dingle
لرزیدن ارتعاش
vibrates
ارتعاش داشتن
damping
استهلاک ارتعاش
vibrating
ارتعاش داشتن
breathing vibration
ارتعاش تنفسی
bending vibration
ارتعاش خمشی
vibrator
دستگاه ارتعاش
oscillator
ارتعاش سنج
neural reverbration
ارتعاش عصبی
quaver
ارتعاش داشتن
molecular vibration
ارتعاش مولکولی
vibrational mode
شیوه ارتعاش
mode of vibration
شیوه ارتعاش
vibrators
وسیله ارتعاش
quavered
ارتعاش داشتن
vibrators
ارتعاش کننده
quavering
ارتعاش داشتن
lattice vibration
ارتعاش شبکه
vibrators
دستگاه ارتعاش
vibrated
ارتعاش داشتن
amplitude of vibration
دامنه ارتعاش
snips
قیچی دستی برای بریدن ورقات فلزات
averruncator
یکجور قیچی که با ان شاخههای بلندتر از قدرس رامیزنند
vibration absorption
میرایی نوسان یا ارتعاش
fundamental period vibration
دوره اصلی ارتعاش
insulation against vibration
حفافت در برابر ارتعاش
free harmonic vibration
ارتعاش هارمونیک ازاد
aviation snips
قیچی دستی مرکبی برای بریدن ورقههای فلزی
vibratile
قابل لرزش و ارتعاش جنبنده
damping charactristics
مشخصات خفه شدن ارتعاش
shudder
مشمئز شدن ارتعاش Shrine
shuddered
مشمئز شدن ارتعاش Shrine
shuddering
مشمئز شدن ارتعاش Shrine
shudders
مشمئز شدن ارتعاش Shrine
pave
[صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
quaver
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavers
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavered
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavering
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
eastern roll
شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
scissored wool
پشم مقراضی
[پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
bumblebees
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
bumblebee
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
corn-effect
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com