English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English Persian
safe altitude ارتفاع امن
Search result with all words
tower برج شیرجه به ارتفاع 01متر
towered برج شیرجه به ارتفاع 01متر
towers برج شیرجه به ارتفاع 01متر
high water حداکثر ارتفاع اب مد دریا
summit حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summits حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
loft ارتفاع گوی گلف اززمین
lofts ارتفاع گوی گلف اززمین
shoot زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoots زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
aspect نرخ پهنا به ارتفاع تصاویر پیکس
aspects نرخ پهنا به ارتفاع تصاویر پیکس
layout وضع بدن بین اغاز پرش ارتفاع و فرود وارو باز
layouts وضع بدن بین اغاز پرش ارتفاع و فرود وارو باز
rise ارتفاع پله
rises ارتفاع پله
scope طول زنجیر ارتفاع سنج ناو منظور
pointer متصدی کنترل ارتفاع لوله توپ
pointers متصدی کنترل ارتفاع لوله توپ
head ارتفاع ریزش سر رولور سر
head ارتفاع فشاری
hauteur ارتفاع غرور
elevation ارتفاع
elevation حرکت در ارتفاع زاویه درجه
elevations ارتفاع
elevations حرکت در ارتفاع زاویه درجه
high jump پرش ارتفاع
glass دستگاه ارتفاع سنج دوربین
flyby پرواز در ارتفاع کم
flybys پرواز در ارتفاع کم
flypast پرواز در ارتفاع کم
flypasts پرواز در ارتفاع کم
hurdle اسب دوانی با پرش از ارتفاع
hurdles اسب دوانی با پرش از ارتفاع
headroom ارتفاع ساختمان
humble بدون ارتفاع
humblest بدون ارتفاع
barometer ارتفاع سنج
barometers ارتفاع سنج
altitude ارتفاع
altitude ارتفاع از سطح دریا
altitude ارتفاع هواپیما
altitudes ارتفاع
altitudes ارتفاع از سطح دریا
altitudes ارتفاع هواپیما
bank صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
banks صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
stature ارتفاع طبیعی بدن حیوان
cirrus لایهای از ابرهای سفیدرنگ منفصل و رشتهای در ارتفاع تقریبی 0057 متری از سطح زمین
airspace حجم اتمسفر محدود بین سطح ارتفاع معین و زمین
standard دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
level سطح ارتفاع
leveled سطح ارتفاع
levelled سطح ارتفاع
levels سطح ارتفاع
depth ارتفاع
depths ارتفاع
height ارتفاع
heights ارتفاع
broach ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
low کم ارتفاع کم
ceiling ارتفاع ابر
ceiling ارتفاع هواپیما یا ابر از سطح زمین
ceilings ارتفاع ابر
ceilings ارتفاع هواپیما یا ابر از سطح زمین
stranger در رهگیری هوایی یعنی یک هواپیمای ناشناس با گرا ومسافت و ارتفاع داده شده درحال امدن است
alpine واقع در ارتفاع زیاد
levelling ارتفاع یابی
altimeter ارتفاع سنج
altimeter ارتفاع یاب
altimeters ارتفاع سنج
altimeters ارتفاع یاب
fly فرستادن توپ والیبال به ارتفاع زیاد پارچه سقف چادر
riser ارتفاع پله
absolute altimeter دستگاه ارتفاع سنج هواپیما
absolute altimeter ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
absolute altitude ارتفاع مطلق
absolute altitude ارتفاع هواپیمانسبت به سطح زمین
absolute ceiling حداکثر ارتفاع نسبت به سطح دریا که هواپیما میتواند تحت فشار استاندارد پرواز افقی ومتعادلی داشته باشد
absolute height ارتفاع نسبت به سطح دریا
alley shot ضربه شدید کم ارتفاع به دیوار مقابل که بعد به دیوارکناری می خورد
altimeter setting تنظیم ارتفاع سنج
altitude acclimatization عادت کردن به ارتفاع منطقه
altitude azimuth عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
altitude circle صفحه ارتفاع سنج هواپیما
altitude datum ارتفاع از سطح دریا
altitude datum سطح مبنای ارتفاع سنجی
altitude delay افت ارتفاع امواج رادار
altitude height سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
altitude intercept رهگیری در ارتفاع بالا
altitude separation اختلاف ارتفاع سطوح مبنای ارتفاع
altitude separation حد سطوح مبنای ارتفاع
altitude sickness کسالت در اثر ارتفاع زیاد
altitude sickness حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
altitude sickness ناخوشی ارتفاع
altitude tints لایههای رنگ ارتفاع نما در روی نقشه
Other Matches
drop height ارتفاع عمودی هواپیما تامنطقه پرش ارتفاع هواپیمادر نقطه بارریزی
barometric altimeter ارتفاع سنج بارومتری ارتفاع سنجی که با فشار جو کار میکند
descentheight ارتفاع لازم از سطح زمین برای کم کردن از ارتفاع هواپیما
flare dud گلوله اتمی که در ارتفاع بیش از ارتفاع پیش بینی شده منفجر میشود
terrain clearance حفظ ارتفاع امن برای پروازهواپیما تامین خودکار ارتفاع پرواز هواپیما
pressure altitude ارتفاع از روی دستگاه فشارسنج هواپیما ارتفاع فشارسنجی
sextant altitude ارتفاع اندازه گیری شده ستارگان ارتفاع سکستانتی
pile height ارتفاع پرز [این ارتفاع یکی از عوامل تعیین کننده قیمت و کیفیت فرش است.]
safe altitude ارتفاع تامین ارتفاع بی خطر
maximum ordinate حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
transition altitude ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
ocant altitude ارتفاع خارج از حدود مانع ارتفاع بالای مانع
command altitude ارتفاع فرمان داده شده برای پرواز ارتفاع تعیین شده برای هواپیمای رهگیر
low altitude ارتفاع کم ارتفاع پست
low airburst ترکش هوایی در ارتفاع کم ترکش در ارتفاع پایین
apparent altitude ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
bombing height ارتفاع رهایی بمب ارتفاع هواپیماتا هدف در موقع رهایی بمب
exmeridian altitude ارتفاع فوق نصف النهاری هواپیما ارتفاع نصف النهاری
mean sea level ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
height datum سطح مبنای سنجش ارتفاع سطح مبنای ارتفاع
apothem ارتفاع
attack altitude ارتفاع تک
apparent celestiallatitude ارتفاع
contour lines خط هم ارتفاع
line height ارتفاع خط
x height ارتفاع x
low-rise کم ارتفاع
sawed off کم ارتفاع
low level در ارتفاع کم
cruising altitude ارتفاع پرواز
head pressure ارتفاع فشاری
suction lift ارتفاع مکش
depth of tooth ارتفاع دندانه
drop altitude ارتفاع بارریزی
drop altitude ارتفاع پرش
critical altitude ارتفاع بحرانی
critical height ارتفاع بحرانی
discharge head ارتفاع تخلیه
depth of abutting gap faces ارتفاع شکاف
barometric ارتفاع سنجی
computed altitude ارتفاع محسوب
height adjustment میزان ارتفاع
vertical interval اختلاف ارتفاع
astro altitude ارتفاع نجومی
total suction head ارتفاع کل مکشی
bankful ارتفاع لبریزی
take a sight ارتفاع گرفتن
bombing height ارتفاع بمباران
cam throw ارتفاع منحنی
cam throw ارتفاع بادامک
superelevation ارتفاع زیاد
effective depth ارتفاع مفید
effective length of strut ارتفاع کمانش
height of fill ارتفاع خاکریز
height of rise ارتفاع ابگیر
height of rise ارتفاع برجستگی
height of site ارتفاع ایستگاه
height of site ارتفاع پایگاه
optimum height حداکثر ارتفاع
high altitude از ارتفاع زیاد
high altitude ارتفاع زیاد
observed altitude ارتفاع حقیقی
net head ارتفاع موثر
hypsometer ارتفاع سنج
jump altitude ارتفاع پرش
low cloud ابرهای کم ارتفاع
height of eye ارتفاع راصد
height of centers ارتفاع مرکز
optimum height ارتفاع مطلوب
elevator gear گردونه در ارتفاع
studding ارتفاع اتاق
flange depth ارتفاع لبه
hypsometer ارتفاع پیما
height clearance ارتفاع مجاز
height of burst ارتفاع ترکش
hight of burst ارتفاع ترکش
quadrat ارتفاع سنج
height overall ارتفاع ساختمان
pressure head ارتفاع فشار
percolation head ارتفاع نفوذ
low altitude ارتفاع پایین
negative altitude ارتفاع غلط است
high jumper پرنده پرش ارتفاع
hoverting حفظ ارتفاع پرواز
free board ارتفاع سطح اب تا تاج سد
free board عمق یا ارتفاع ازاد
position angle زاویه ارتفاع جسم
dicing photography عکاسی در ارتفاع کم باهواپیما
optimum height ارتفاع حداکثرقابل استفاده
mean high water neaps متوسط ارتفاع اب دریا
mean range of the tide میانگین ارتفاع کشند
elavation tint هاشور ارتفاع نقشه
elevating arc قطاع حرکت ارتفاع
elevating mechanism دستگاه حرکت ارتفاع
drawdown ارتفاع افت اب در چاه
elevating mechanism دستگاه حرکت در ارتفاع
minimum elevation حداقل ارتفاع لوله
form line خط بین نقاط هم ارتفاع
computed altitude ارتفاع حساب شده
calculated altitude ارتفاع محاسبه شده
calculated altitude ارتفاع تنظیم شده
barometric altitude ارتفاع بارومتری هواپیما
very high ارتفاع خیلی بالا
zenith distance فاصله ارتفاع نافر
zenith distance ارتفاع راس القدم
condenser height adjustment تنظیم انقباض ارتفاع
barometric altimeter ارتفاع سنج فشاری
height adjustment foot پایه تنظیم ارتفاع
angle of elevation زاویه ارتفاع لوله
height adjustment scale پایه تنظیم ارتفاع
height adjustment screw پیچ تنظیم ارتفاع
datum plane سطح مبنای ارتفاع
flight level سطح ارتفاع پرواز
closed height حداکثر ارتفاع لیفتراک
spot elevation ارتفاع تعیین شده
superelevation بلندی بر اضافه ارتفاع
stato scope ارتفاع سنج هواپیما
ceilometer ارتفاع سنج ابر
cap height ارتفاع حروف بزرگ
isopleth نقاط هم ارتفاع موج دریا
radio altimeter ارتفاع سنج راداری یاتشعشعی
density چگالی یا ارتفاع پرز فرش
mean higher high water ارتفاع متوسط پیشرفت اب دریا
pneumercator شاغول سنجش ارتفاع مایعات
radar altimetry ارتفاع سنجی به وسیله رادار
release altitude ارتفاع رها کردن بمب
suction lift ارتفاع نظیر مکش در پمپ
standing high jump پرش ارتفاع بدون دورخیز
triathlon پرش ارتفاع و پرتاب وزنه
summer draft خط ارتفاع بار تابستانی کشتی
on the deck پرواز در حداقل ارتفاع مجاز
negative altitude ارتفاع هواپیما را تصحیح کنید
neap حداقل ارتفاع اب یاجذر و مد دریا
mean sea level ارتفاع متوسط از سطح دریا
mean low water neaps ارتفاع متوسط پس رفت اب دریا
hydrographic datum سطح مبنای تعیین ارتفاع اب
height of site ارتفاع سکوی موشک یاموضع
height money اضافه بهای کار در ارتفاع
height equivalent of theroretical plate ارتفاع معادل بشقابک نظری
eastern cut off شیوه قیچی پرش ارتفاع
cruising altitude ارتفاع ثابت پرواز هواپیما
ceilometer وسیله سنجش ارتفاع ابر
haul defilade تا ارتفاع لوله پشت سنگر
half tide level ارتفاع متوسط کشند اب دریا
elavation tint رنگ یا هاشورهای ارتفاع نما
elevation stop متوقف کننده حرکت ارتفاع
calibrated altitude ارتفاع تنظیم شده هواپیما
cloud top height ارتفاع صعود قارچ اتمی
coursed rubble masonry سنگ بادبر با ارتفاع مساوی در یک رگ
spot elevation نقطه ارتفاع معلوم روی نقشه
staff gauge اشل اندازه گیری ارتفاع اب رودخانه
jump altitude ارتفاع مناسب برای پرش چتربازان
density attitude ارتفاع مربوط به غلظت استاندارد هوا
low mid wing بالی که در ارتفاع یک سوم بدنه قرارگرفته
barometric altimeter reversionary دستگاه ضد حرکت عقربه ارتفاع سنج
jump height curve منحنی ارتفاع جهش در مقابل ابگذری
vertical pressure gradient تغییر فشار اتمسفری در واحدتغییر ارتفاع
vertex height قله مسیرگلوله حداکثر ارتفاع منحنی
hull defilade تا ارتفاع لوله در پشت حفاظ قرارگرفتن
nimbostratus ابرهای گسترده ضخیم و تیرهای با ارتفاع کم
locap گشتی رزمی هوایی مخصوص ارتفاع پست
pseudostereo ناوبری همزمان و هماهنگ موشک در سمت و ارتفاع
decision altitude ارتفاع نهایی مسیرفرودهواپیمای بی خلبان حداکثرارتفاع در مسیر فرود
best rate of climb speed سرعتی که با بیشترین ارتفاع در واحد زمان همراه است
to take the a بلندی چیزیرا اندازه گرفتن ارتفاع جایی راپیمودن
hoverting ثابت ماندن در یک نقطه یا ارتفاع حفظ عمق زیردریایی
decision height حداکثر ارتفاع مسیر فرودهواپیمای بی خلبان از سطح زمین
cabin altitude فشار کابین برحسب فشارمعادل ارتفاع بالای سطح زمین
pip matching روش بصری روانه کردن انتن رادار در ارتفاع و سمت
head pessure فشار اعمال شده توسط یک سیال به سبب ارتفاع ستون ان
nose down خارج شدن هواپیما از پروازتراز بطرف شیرجه و کاهش ارتفاع
sextant وسیله اندازه گیری ارتفاع ستارگان مسافت سنج دریایی
h.e.t.p plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری
cassion discase تغییرات عصبی ناشی ازکاهش فشار محیط در ارتفاع بالاتر از یک یا دو اتمسفر
bench mark علائمی که در روی انها ارتفاع محل نشان داده شده است
eastern roll شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
radar altitude ارتفاعی که بوسیله راداربطور خودکار به هواپیماداده میشود ارتفاع راداری هواپیما
tan alt ضریب انحراف سایه برای تعیین ارتفاع اشیا در روی عکس هوایی
ionosphere قسمتی از فضای جوزمین که از ارتفاع 52 میل شروع میشود و تا00022میل ادامه دارد
hypsographic map نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
shadow factor ضریب مربوط بانحراف سایه در عکس هوایی برای تعیین ارتفاع اشیاء
bench mark نشانهای که ارتفاع ان مشخص است و برای نقشه برداری به عنوان مبنااستفاده میشود
best angle of climb airspeed سرعتی در هواپیما که بیشترین افزایش ارتفاع دریک نقطه معین را سبب میشود
cirro cumulus لایهای از ابرهای کروی یاگوی مانند در ارتفاع تقریبی 0006 متری از سطح زمین
circularization تصحیح مدار ماهواره برای رسیدن یا نزدیک شدن ان به دایره کامل در ارتفاع لازم
stratus لایه یکنواخت و یک شکلی ازابرهای کم ارتفاع وخاکستری رنگ که از سطح زمین بخوبی دیده میشوند
cirro status ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
z scale نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
chapman region منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
cabin pressure altimeter ارتفاع سنج نشان دهنده فشارکابین خلبان فشار سنج کابین
high airburst ترکش هوایی در ارتفاع زیاد ترکش بالای افسر تیر
basic type single tier formwork قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
vertical control کنترل ارتفاع نقاط اندازه گیری تراز وارتفاع نقاط
takeoff fan نیمدایره جلو میله پرش ارتفاع برای اغاز پرش
breast work خاکریز تا ارتفاع سینه خاکریز جان پناه سنگرایستاده
paradrag drop سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
variable discharge turbine توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
very low frequency فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
loft bombing بمباران از ارتفاع زیاد بمباران قائم
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com