Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (6 milliseconds)
English
Persian
global reference
ارجاع سراسری
Other Matches
global
سراسری
globally
سراسری
through
سراسری
transadmittance
گذرایی سراسری
through bill of lading
بارنامه سراسری
through bill of exchange
بارنامه سراسری
global variable
متغیر سراسری
global operation
عملیات سراسری
global knowledge
اطلاع سراسری
global character
کاراکتر سراسری
fore and aft center line
خط مرکزی سراسری
global search
جستجوی سراسری
continuous window
پنجره سراسری
centerline
خط سراسری ناو
global search and replace
جستجو و جایگزینی سراسری
inboard
به طرف خط سراسری ناو
through rate
نرخ حمل سراسری
all over
بطور سراسری تمام شده
cell reference
ارجاع سل
referral
ارجاع
referrals
ارجاع
references
ارجاع
reference
ارجاع
circular reference
ارجاع چرخشی
mixed cell refernce
ارجاع سل ترکیبی
relegated
ارجاع کردن
duty assignment
ارجاع شغل
external reperence
ارجاع خارجی
dereference
پس ارجاع کردن
forward reference
ارجاع به جلو
self reference
خود ارجاع
relative cell reference
ارجاع سل رابطهای
external reference
ارجاع خارجی
call by reference
فراخوانی با ارجاع
backward reference
ارجاع به عقب
relegating
ارجاع کردن
relegates
ارجاع کردن
cross reference
ارجاع متقابل
relegate
ارجاع کردن
cross-references
ارجاع متقابل
cross-reference
ارجاع متقابل
recommitment
ارجاع بکمیسیون پارلمانی
recommittal
ارجاع بکمیسیون پارلمانی
reference
ارجاع امر به داوری
cross reference table
جدول ارجاع متقابل
references
ارجاع امر به داوری
arbitrate
به داوری ارجاع کردن
arbitrated
به داوری ارجاع کردن
arbitrates
به داوری ارجاع کردن
arbitrating
به داوری ارجاع کردن
recommit
دوباره به کیمسیون ارجاع کردن
submission
موضوعی رابه داوری ارجاع کردن
open system interconnection reference
مدل ارجاع ارتباط سیستم باز
cross reference
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
typecast
ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasting
ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasts
ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
cross-references
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross-reference
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
references
فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
reference
فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
linkage
ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
linkages
ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
procedendo
حکم ارجاع مجدد دعوی از محکم عالی به دادگاه تالی
derivation graph
ساختار پایگاه داده سراسری که حاوی اطلاعات قوانین و مسیر هایی برای یافتن داده است
explicit address
آدرسی در دوبخش است . یکی نقط ه ارجاع دیگری جابجایی یا مقدار اندیس
continuous beam
تیر چند دهانه تیر سراسری
refereed
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
refereeing
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
referees
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
referee
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
assign
ارجاع کردن تعیین کردن
assigns
ارجاع کردن تعیین کردن
assigning
ارجاع کردن تعیین کردن
assigned
ارجاع کردن تعیین کردن
refer
ارجاع کردن تسلیم کردن عطف کردن
referred
ارجاع کردن تسلیم کردن عطف کردن
refers
ارجاع کردن تسلیم کردن عطف کردن
assignment
[of something]
[to something]
ارجاع
[به چیزی]
[از چیزی]
assignation
[of something]
[to something]
ارجاع
[به چیزی]
[از چیزی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com