English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (30 milliseconds)
English Persian
quarantine اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantined اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantines اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantining اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
Other Matches
geriatrics رشتهای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث میکند مبحث امراض پیری
operating strenght پرسنل حاضر به خدمت پرسنل موجود یکان
disinfecting ضد عفونی کردن
infect عفونی کردن
infects عفونی کردن
disinfects ضد عفونی کردن
disinfected ضد عفونی کردن
infecting عفونی کردن
antisepticize ضد عفونی کردن
asepticize ضد عفونی کردن
disinfect ضد عفونی کردن
staffing guide کتاب راهنمای پرسنل ستاد یاکتاب راهنمای انتخاب وتشکیل پرسنل ستادی
decontaminated رفع الودگی ضد عفونی کردن
decontaminating رفع الودگی ضد عفونی کردن
decontaminates رفع الودگی ضد عفونی کردن
decontaminate رفع الودگی ضد عفونی کردن
sterilized گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilize گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilising گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilizing گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilizes گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilises گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilised گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
transit area منطقه ترانزیت یا پیاده وسوار کردن بار یا سوار کردن پرسنل
stages سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
stage سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
rail loading سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
asepsis ضد عفونی
disinfection ضد عفونی
zymotic عفونی
disinfectant ضد عفونی
pestiferous عفونی
infectious عفونی
decontamination ضد عفونی
staging سوار شدن یا سوار کردن پرسنل در ناو یا هواپیما استقرار موقت
camps اردوگاه
cantonment اردوگاه
camped اردوگاه
bivouacking اردوگاه
bivouacked اردوگاه
compound اردوگاه
bivouac اردوگاه
bivouacs اردوگاه
camp اردوگاه
compounded اردوگاه
campound اردوگاه
encampments اردوگاه
camping اردوگاه
encampment اردوگاه
compounds اردوگاه
saperaemia عفونی خون
the wound was infected زخم عفونی شد
septic جسم عفونی
septic ماده عفونی
antiseptics دوای ضد عفونی
fumigation ضد عفونی سازی
antisepsis حالت ضد عفونی
antiseptic دوای ضد عفونی
infectiousness عفونی بودن
pulmonary discases امراض ریوی
pediatrics امراض کودکان
porters ناقل امراض
nosography تعریف امراض
dermatosis امراض جلدی
occupation disease امراض حرفهای
porter ناقل امراض
infectiously بطور مسری یا عفونی
bivouac اردوگاه موقتی
prison camp اردوگاه زندانیان
prison camps اردوگاه زندانیان
bivouacking اردوگاه موقتی
bivouacs اردوگاه موقتی
bivouacked اردوگاه موقتی
labor camp اردوگاه کار
encamp مستقرشدن در اردوگاه
camps اردوگاه نظامی
campground محوطهی اردوگاه
camped اردوگاه نظامی
encamped مستقرشدن در اردوگاه
camp اردوگاه نظامی
encamping مستقرشدن در اردوگاه
campgrounds محوطهی اردوگاه
picket guard پاسبان اردوگاه
refugee camp اردوگاه پناهندگان
campoo اردوگاه نظامیان
encamps مستقرشدن در اردوگاه
osteopathy انواع امراض استخوانی
epidemiology علم امراض مسری
gynaecologist متخصص امراض زنانه
gynaecology علم امراض زنانه
internist پزشک امراض داخلی
geriatrician امراض دوران پیریgyrfalcon
geriatrist امراض دوران پیری
gerontologist متخصص امراض پیری
otologist متخصص امراض گوش
dermatology مبحث امراض پوستی
dermatologist متخصص امراض پوست
chiropody فن معالجه ودرمان امراض پا
gynecology دانش امراض زنانه
histopathology مبحث امراض بافتی
pediatric مربوط به امراض کودکان
occupation disease امراض ناشی از کار
general practitioner طبیب امراض عمومی
fumigant ماده ضد عفونی کننده تدخینی
scrubs ضد عفونی برای عمل جراحی
disinfectant داروی ضد عفونی ماده گندزدا
scrubbing ضد عفونی برای عمل جراحی
scrub ضد عفونی برای عمل جراحی
scrubbed ضد عفونی برای عمل جراحی
concentration camp اردوگاه کار اجباری
concentration camps اردوگاه کار اجباری
campgrounds محل گردهمآیی در اردوگاه
campground محل گردهمآیی در اردوگاه
hydropathy معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
physiatrics درمان امراض باوسایل طبیعی
pedicures معالجه امراض دست وپا
pedicure معالجه امراض دست وپا
viruses عامل نقل وانتقال امراض
virus عامل نقل وانتقال امراض
rehabilitation اردوگاه استراحت تسلی دادن
Where is the location of this camp ? محل این اردوگاه کجاست ؟
antiperiodic جلوگیری کننده از نوبت و دورهء امراض
nosology مبحث شناسایی و تقسیم بندی امراض
hypnotherapy معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
yaws بیماری مسری و عفونی حاصله در اثراسپیروکتی بنام
sanitary napkin دستمال کاغذضد عفونی مخصوص قاعدگی زنان
sanitary napkins دستمال کاغذضد عفونی مخصوص قاعدگی زنان
boot camp اردوگاه تعلیمات نظامی نیروی دریایی
boot camps اردوگاه تعلیمات نظامی نیروی دریایی
internment camp بازداشتگاه غیر نظامیان اردوگاه پناهندگان
case fatality rate درصدمرگ و میر در اثر امراض یاضایعات دیگر
aetiology علم تشخیص علل امراض علت شناسی
periodontics مبحث امراض لثه وبافتهای محافظ اطراف دندان
humoralism اعتقاد به اینکه امراض نتیجه فساد اخلاط است
sepsis مسمومیت عفونی حاصله در اثر جذب باکتریهاومواد فاسد بخون
roentgenology شاخهای از پرتونگاری که با استفاده از اشعه مجهول امراض رامعالجه میکند
tomography فن تشخیص امراض از روی عکسبرداری با اشعه مجهول پرتونگاری مقطعی
epizootiology علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
epizoology علم مطالعه خواص وبوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
homeopathy معالجه امراض بوسیله تجویزدارویی که دراشخاص سالم علائم ان مرض را بوجوداورد
epizootology علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
personnel پرسنل
staffs پرسنل
staff پرسنل
staffed پرسنل
permanent party پرسنل دایمی
complementing پرسنل سازمانی
complements پرسنل سازمانی
shipmate پرسنل هم ناو
ship's company پرسنل ناو
personnel officer افسر پرسنل
complemented پرسنل سازمانی
turout تجمع پرسنل
trooping پرسنل دار
trooped پرسنل دار
cadres پرسنل پیمانی
operations personal پرسنل عملیات
cadre پرسنل پیمانی
complement پرسنل سازمانی
adjutant general دایره پرسنل
all hands کلیه پرسنل
intransit strenth پرسنل سیال
operating personnel پرسنل فعال
crew پرسنل ناو
crewing پرسنل ناو
crews پرسنل ناو
troop پرسنل دار
crewed پرسنل ناو
epiphytology علمی که درباره خواص و بوم شناسی وعلل شیوع امراض گیاهی بحث میکند
pip انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
pipped انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
pipping انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
pips انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
turout جمع شدن پرسنل
station complement پرسنل خدماتی پایگاه
military pay order لیست حقوقی پرسنل
nonoperating strength پرسنل غیر فعال
station complement پرسنل ثابت یک پایگاه
regular پرسنل کادر منظم
staffs پرسنل ستاد ستادی
ration method روش تغذیه پرسنل
quarters محل اسایشگاه پرسنل
lag rate میزان کسری پرسنل
regulars پرسنل کادر منظم
administrative acceptees پرسنل پذیرفته شده
evacuee پرسنل تخلیه شده
evacuees پرسنل تخلیه شده
carreer personnel پرسنل کادر ثابت
proceed time زمان انتقال پرسنل
service number شماره خدمتی پرسنل
manpower cieling سطح استعداد پرسنل
staffed پرسنل ستاد ستادی
staff پرسنل ستاد ستادی
transport area منطقه حمل و نقل پرسنل
retrofit action بهبودسازی وسایل وتجهیزات و پرسنل
blind بدون دید مستقیم پرسنل
debarkation net پل تخلیه پرسنل ازکشتی به ساحل
safeguarding مامور حفافت پرسنل و یا اموال
blinds بدون دید مستقیم پرسنل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com