English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (5 milliseconds)
English Persian
campoo اردوگاه نظامیان
Search result with all words
internment camp بازداشتگاه غیر نظامیان اردوگاه پناهندگان
Other Matches
civil military relations روابط بین نظامیان وغیرنظامیان روابط نظامیان با مردم کشورهای دیگر
lanyards واکسیل نظامیان
lanyard واکسیل نظامیان
stratocracy حکومت نظامیان
stationed توقفگاه نظامیان وامثال ان
stations توقفگاه نظامیان وامثال ان
station توقفگاه نظامیان وامثال ان
linings به خط شدن نظامیان لایی
militarize نظامیان رامسلط کردن
lining به خط شدن نظامیان لایی
off limits اماکن ممنوعه برای نظامیان
home front عملیات غیر نظامیان وشخصی ها در زمان جنگ
hep حرف ندا که برای دستور یاامریه به نظامیان بکارمیرود
bivouac اردوگاه
bivouacked اردوگاه
bivouacking اردوگاه
bivouacs اردوگاه
encampment اردوگاه
encampments اردوگاه
camping اردوگاه
campound اردوگاه
cantonment اردوگاه
camps اردوگاه
camp اردوگاه
compound اردوگاه
compounds اردوگاه
compounded اردوگاه
camped اردوگاه
prison camp اردوگاه زندانیان
encamp مستقرشدن در اردوگاه
labor camp اردوگاه کار
refugee camp اردوگاه پناهندگان
picket guard پاسبان اردوگاه
campground محوطهی اردوگاه
prison camps اردوگاه زندانیان
campgrounds محوطهی اردوگاه
encamps مستقرشدن در اردوگاه
camp اردوگاه نظامی
encamped مستقرشدن در اردوگاه
bivouacking اردوگاه موقتی
bivouacked اردوگاه موقتی
bivouac اردوگاه موقتی
camped اردوگاه نظامی
camps اردوگاه نظامی
encamping مستقرشدن در اردوگاه
bivouacs اردوگاه موقتی
campground محل گردهمآیی در اردوگاه
campgrounds محل گردهمآیی در اردوگاه
concentration camp اردوگاه کار اجباری
concentration camps اردوگاه کار اجباری
civil censorship سانسور روابط غیرنظامی نظامیان سانسور امور هنری و ارتباطی غیرنظامیان
Where is the location of this camp ? محل این اردوگاه کجاست ؟
rehabilitation اردوگاه استراحت تسلی دادن
boot camps اردوگاه تعلیمات نظامی نیروی دریایی
boot camp اردوگاه تعلیمات نظامی نیروی دریایی
quarantined اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantine اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantining اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantines اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
logistics شعبهای از فنون نظامی که درباره فن لشکرکشی و وسائط نقلیه وتهیه اردوگاه واذوقه ومهمات لازمه درطی لشکرکشی بحث میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com