Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (5 milliseconds)
English
Persian
project appraisal
ارزشیابی پروژه
Other Matches
project
پروژه پروژه افکندن
projected
پروژه پروژه افکندن
projects
پروژه پروژه افکندن
appraisal
ارزشیابی
assessment
ارزشیابی
assessments
ارزشیابی
valuation
ارزشیابی
evaluation
ارزشیابی
valuations
ارزشیابی
evaluations
ارزشیابی
appraisals
ارزشیابی
project appraisal
ارزشیابی طرح
job evaluation
ارزشیابی شغلی
projected
پروژه
projection
پروژه
scheme
پروژه
schemed
پروژه
schemes
پروژه
profile of the road
خط پروژه
project
پروژه
projections
پروژه
projects
پروژه
project library
کتابخانه پروژه
project selection
انتخاب پروژه
to shunt a project
کنارگذاشتن یک پروژه
project plan
طرح پروژه
designs
پروژه طرح
design
پروژه طرح
project manager
مدیر پروژه
project manager
مدیر پروژه ها
project control
کنترل پروژه
project loans
قرضههای مربوط به پروژه ها
project management program
برنامه مدیریت پروژه
project management system
سیستم مدیریت پروژه
project section
بخش تهیه پروژه ها
long term project
پروژه طویل مدت
project technical report
گزارش فنی پروژه
project schedule
زمان بندی پروژه
water utilization project
پروژه بهره برداری از منابع اب
The project was terminated as of July 1.
پروژه از اول ژولیه به پایان رسید.
projects
ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projected
ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
project
ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
critical path analysis
استفاده از بررسیهای هر مرحله بحرانی یک پروژه بزرگ برای کمک به گروه مدیریت
workgroup
گروه کوچک کاربران که روی یک پروژه کار می کنند یا به یک شبکه محل وصل هستند
When we get this project off the ground we can relax.
وقتی این پروژه پا بگیرد و با موفقیت شروع شود، دیگر خیالمان راحت است.
to boondoggle
[American English]
پول و وقت تلف کردن
[برای پروژه ای با سرمایه دولت بخاطر انگیزه سیاسی]
latest event time
دیرترین زمانیکه تا ان زمان یک واقعه میتواند اتفاق بیافتد بدون انکه مدت اجرای پروژه طولانی تر گردد
feasibility
بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
optimum schedule
مطلوبترین برنامه اجرائی برنامه ایکه مخارج پروژه رابه حداقل می رساند
outliner
برای اینکه به کاربر کمک کند تا بخش ها و زیربخشهای لیست ای از اشیا را مرتب کند یا بخشهایی از پروژه را
design
پروژه دادن طرح دادن طرح کردن برنامه
designs
پروژه دادن طرح دادن طرح کردن برنامه
pert
Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com