Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English
Persian
base rate
ارزش اولیه
base rates
ارزش اولیه
prime cost
ارزش اولیه
Search result with all words
base rate earnings
کسب ارزش اولیه
uninitialized
ارزش اغازی داده نشده مقدار اولیه نگرفته
Other Matches
Ideal City
[شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
book value
ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
basic communication
گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
ad valorem
به نسبت ارزش کالا براساس ارزش
neoclassical theory of value
تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
basic data
دادههای اولیه عناصر اولیه
restoration
احیا و مرمت فرش
[برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
value added
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
ends
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
end
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
no par value
بدون ارزش واقعی بی ارزش
axiological
وابسته به ارزش ها یا علم ارزش ها
capital gain
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
carries
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carrying
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carry
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carried
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
basic issue list
اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
dogmatic marxism
مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
currency devaluation
کاهش رسمی ارزش پول تضعیف ارزش پول
initialed
اولیه
dispersion
اولیه
first generation
اولیه
initialing
اولیه
primitive
اولیه
primary
اولیه
rudimentary
اولیه
primeval
اولیه
primal
اولیه
early
اولیه
earliest
اولیه
elementary
اولیه
initialling
اولیه
preliminary
اولیه
preliminaries
اولیه
fundamental
اولیه
initial
اولیه
initialled
اولیه
initials
اولیه
basic
اولیه
basics
اولیه
raw
اولیه
input circuit
مدار اولیه
embryonic
نارس اولیه
initialize
مقداردهی اولیه
Aborigine
ساکن اولیه
input admittance
ادمیتانس اولیه
stuff
ماده اولیه
stuffs
ماده اولیه
input attenuation
میرائی اولیه
input attenuation
دمفونگ اولیه
input capacitance
فرفیت اولیه
input capacitor
خازن اولیه
raw materials
مواد اولیه
initial mass
جرم اولیه
initial point
نقطه اولیه
basic branch
رسته اولیه
initial reserves
ذخایر اولیه
raw products
محصولات اولیه
initial strength
استحکام اولیه
base loading
بار اولیه
raw statistics
امارهای اولیه
initial value
مقدار اولیه
roughed slab
برامن اولیه
rudiment
اولیه ابتدایی
self aid
کمکهای اولیه
initial velocity
سرعت اولیه
input coordinate
مختصات اولیه
input coupling
تزویج اولیه
input noise
پارازیت اولیه
input reactance
راکتانس اولیه
input signal
سیگنال اولیه
input stage
طبقه اولیه
input tape
نوار اولیه
input
توان اولیه
input terminal
ترمینال اولیه
input time
زمان اولیه
input transformer
ترانسفورماتور اولیه
input translator
مترجم اولیه
input unit
واحد اولیه
input voltage
ولتاژ اولیه
input information
اطلاعات اولیه
input gap
فاصله اولیه
input current
جریان اولیه
first aid
کمکهای اولیه
input data
دادههای اولیه
input diode
دیود اولیه
input drift
رانش اولیه
inputted
سیگنال اولیه
inputted
توان اولیه
input
سیگنال اولیه
input electrode
الکترود اولیه
input frequency
فرکانس اولیه
input function
تابع اولیه
primitive
انسان اولیه
primery voltage
ولتاژ اولیه
historical costs
هزینه اولیه
primary electron
الکترون اولیه
primary emission
صدور اولیه
elementary cell
پیل اولیه
primary industries
صنایع اولیه
primary inputs
دادههای اولیه
drawing key
طرح اولیه
initial capital
سرمایه اولیه
opening capital
سرمایه اولیه
primary inputs
نهادههای اولیه
primary products
محصولات اولیه
primary standard
استاندارد اولیه
primary storage
انباره اولیه
primary storage
حافظه اولیه
primary cognizance
شناختهای اولیه
primary center
مرکز اولیه
i.c.
حالت اولیه
pre assembly
نصب اولیه
pre load
بار اولیه
pre loading
بارگیری اولیه
preliminiary work
کار اولیه
prereduction
کاهش اولیه
first notions
تصورات اولیه
incunabula
مراحل اولیه
first cost
هزینه اولیه
first cause
علت اولیه
initial acceleration
شتاب اولیه
feed stock
مواد اولیه
primary body
جسم اولیه
primary structure
ساختمان اولیه
initial condition
شرایط اولیه
proto galaxy
کهکشان اولیه
proto planets
سیارههای اولیه
radix
سرچشمه اولیه
raw data
دادههای اولیه
basic standard
استاندارد اولیه
input speed
سرعت اولیه
first aids
کمکهای اولیه
initial speed
سرعت اولیه
basic speed
سرعت اولیه
basic size
اندازه اولیه
basic requisition number
درخواست اولیه
initial level
سطح اولیه
breaking down train
راه اولیه
priority processing
پردازش اولیه
primary track
شیار اولیه
initial condition
شرط اولیه
prime costs
هزینههای اولیه
primeral borth
ابگوشت اولیه
primery battery
باطری اولیه
primery citcuit
مدار اولیه
cogging train
مسیر اولیه
primery coil
پیچک اولیه
primery current
جریان اولیه
primery obligation
تعهدات اولیه
primery terminal
ترمینال اولیه
primitive element
عنصر اولیه
initial cost
هزینه اولیه
primogenitors
اجداد اولیه
basic data
اطلاعات اولیه
velocity
سرعت اولیه
primes
نخستین اولیه
primed
نخستین اولیه
prime
نخستین اولیه
outline agreement
توافق اولیه
skeleton agreement
توافق اولیه
originals
نسخه اولیه
original
نسخه اولیه
layout
طرح اولیه
layouts
طرح اولیه
I'll put in the initial outlay , you do the work .
ما یه اولیه از من کار از تو
velocities
سرعت اولیه
prototype
نمونه اولیه
integral
تابع اولیه
prototypes
نمونه اولیه
parent
یکان اولیه
archetype
نمونه اولیه
stocked
ذخیره اولیه
stocked
ماده اولیه
stock
ذخیره اولیه
blueprints
طرح اولیه
blueprint
طرح اولیه
scheme
طرح اولیه
basic agreement
توافق اولیه
archetypes
نمونه اولیه
stock
ماده اولیه
frame agreement
توافق اولیه
stuffed
ماده اولیه
master agreement
توافق اولیه
values
ارزش
valuing
ارزش
shotten
بی ارزش
raffish
بی ارزش
treasure
با ارزش
brummagem
کم ارزش
regardant
با ارزش
big ticket
با ارزش
worthless
بی ارزش
rubbish
بی ارزش
unvalued
بی ارزش
rewarding
پر ارزش
small change
کم ارزش
trivalence
سه ارزش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com