English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English Persian
surrender value ارزش بازخرید
Other Matches
rebuy بازخرید
redemption بازخرید
redemption yield حاصل بازخرید
repurchase price قیمت بازخرید
callable bond نوعی قرضه که صادر کننده حق بازخرید ان را قبل ازموعد اسمی ندارد
book value ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
ad valorem به نسبت ارزش کالا براساس ارزش
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
ends با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
end با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
axiological وابسته به ارزش ها یا علم ارزش ها
no par value بدون ارزش واقعی بی ارزش
capital gain منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
carrying با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carry با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carries با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carried با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
currency devaluation کاهش رسمی ارزش پول تضعیف ارزش پول
values ارزش
worm eaten بی ارزش
value ارزش
worthiness ارزش
rewarding پر ارزش
picayune بی ارزش
small change کم ارزش
picayubnish بی ارزش
regardant با ارزش
cost ارزش
valuing ارزش
fustian بی ارزش
shotten بی ارزش
treasure با ارزش
good for nothing بی ارزش
big ticket با ارزش
unvalued بی ارزش
rubbish بی ارزش
punks بی ارزش
punk بی ارزش
valueless بی ارزش
low level کم ارزش
junky بی ارزش
avail ارزش
brummagem کم ارزش
trivalency سه ارزش
trivalence سه ارزش
brummagem بی ارزش
prices ارزش
price ارزش
worthless بی ارزش
naught بی ارزش
no par بی ارزش
worth با ارزش
worth ارزش
market value ارزش
raffish بی ارزش
low grade کم ارزش
capital value ارزش سرمایهای
theory of value نظریه ارزش
value theory نظریه ارزش
survival value ارزش بقا
surplus value ارزش اضافی
rental value ارزش اجارهای
book value ارزش دفتری
subjective value ارزش ذهنی
salvage value ارزش بازیافتنی
capitalized value ارزش سرمایهای
code value ارزش رمز
scale value ارزش مقیاسی
scrap value ارزش اسقاطی
commercial value ارزش تجارتی
salavage value ارزش اسقاطی
cost account ذکر ارزش
cost finding ارزش یابی
calorific value ارزش گرمایی
call price ارزش اسمی
store of value منبع ارزش
capital value ارزش سرمایه
capital value ارزش فعلی
monetary value ارزش پولی
nominal value ارزش اسمی
influence value ارزش تاثیر
increase in value افزایش ارزش
numerical value ارزش عددی
objective value ارزش عینی
objective value ارزش واقعی
heating value ارزش گرمایی
heat value ارزش گرمایی
heat of combustion ارزش گرمایی
par value ارزش اسمی
intrinsic value ارزش ذاتی
it is of little worth کم ارزش است
meed پاداش ارزش
market value ارزش بازاری
manufacture cost ارزش ساخت
man friday کمک با ارزش
maintenance cost ارزش نگهداری
net net worth ارزش خالص
loss of value افت ارزش
logical value ارزش منطقی
loan value ارزش استقراض
loan value ارزش وام
limiting value ارزش نهایی
net price ارزش خالص
net value ارزش خالص
net worth ارزش خالص
gross value ارزش ناخالص
paradox of value تناقض ارزش
penny worth ارزش یک پنی
present worth ارزش حال
differential cost ارزش نهایی
diagnostic value ارزش تشخیصی
present worth ارزش فعلی
prime cost ارزش اولیه
production cost ارزش ساخت
quantitative value ارزش کمی
quantitative value ارزش مقداری
decrease in value کاهش ارزش
declared value ارزش افهارشده
real value ارزش واقعی
critical value ارزش بحرانی
coupling valve ارزش اتصال
disvalue بی ارزش کردن
final value ارزش نهایی
face value ارزش اسمی
expected value ارزش منتظره
exchange value ارزش مبادلهای
exchange value ارزش مبادله
place value ارزش مکانی
present value ارزش حال
equity capital ارزش ویژه
present value ارزش فعلی
end value ارزش انتهایی
economic value ارزش اقتصادی
face value ارزش صوری
base rate ارزش اولیه
debunks کم ارزش کردن
debunking کم ارزش کردن
debunked کم ارزش کردن
debunk کم ارزش کردن
belittling کم ارزش کردن
belittles کم ارزش کردن
belittled کم ارزش کردن
belittle کم ارزش کردن
caloric value ارزش گرمایی
wear thin <idiom> بی ارزش شدن
indexation ارزش ترازی
haw چیز بی ارزش
hawed چیز بی ارزش
value in use ارزش استعمال
value of assets ارزش دارائی ها
value of money ارزش پول
waff نظر بی ارزش
cheapest کم ارزش پست
cheaper کم ارزش پست
cheap کم ارزش پست
nothing بی ارزش ابدا
haws چیز بی ارزش
hawing چیز بی ارزش
premiums اضافه ارزش
premium اضافه ارزش
junk کهنه و کم ارزش
capital ارزش ویژه
present value ارزش فعلی
esteem رعایت ارزش
depreciation کم ارزش شمردن
valence توان ارزش
heritage asset میراث با ارزش
rubbish چیزپست و بی ارزش
kitsch هنر بی ارزش
belittlement کم ارزش سازی
absolute value ارزش مطلق
forfeiture تنزل ارزش
use value ارزش استعمال
tinker's dam چیزبی ارزش
call by value فراخوانی با ارزش
valorization تعیین ارزش
valuably بطور با ارزش
absolute volue ارزش مطلق
value added ارزش افزوده
use value ارزش استفاده
use by value استفاده با ارزش
added value ارزش افزوده
threshold value ارزش استانهای
axiology ارزش شناسی
axiology علم ارزش ها
average value ارزش میانگین
auxiliary value ارزش کومکی
tinker's damn چیزبی ارزش
truth value ارزش درستی
undervaluation کم ارزش گذاری
valuations ارزش گذاری
downgrades کم ارزش کردن
value as security ارزش تضمین
valuation ارزش گذاری
value date تاریخ ارزش
value for money ارزش پول
value in use ارزش استفاده
value in exchange ارزش مبادله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com