Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
allport vernon lindzey study of values
ارزش سنج الپورت- ورنون- لیندزی
Other Matches
book value
ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
ad valorem
به نسبت ارزش کالا براساس ارزش
neoclassical theory of value
تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
value added
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
end
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ends
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
axiological
وابسته به ارزش ها یا علم ارزش ها
no par value
بدون ارزش واقعی بی ارزش
capital gain
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
carrying
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carry
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carries
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carried
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
currency devaluation
کاهش رسمی ارزش پول تضعیف ارزش پول
values
ارزش
worthiness
ارزش
worm eaten
بی ارزش
cost
ارزش
value
ارزش
market value
ارزش
brummagem
کم ارزش
no par
بی ارزش
shotten
بی ارزش
regardant
با ارزش
picayune
بی ارزش
picayubnish
بی ارزش
good for nothing
بی ارزش
junky
بی ارزش
low grade
کم ارزش
low level
کم ارزش
big ticket
با ارزش
worthless
بی ارزش
brummagem
بی ارزش
unvalued
بی ارزش
trivalency
سه ارزش
trivalence
سه ارزش
naught
بی ارزش
prices
ارزش
worth
ارزش
raffish
بی ارزش
avail
ارزش
rubbish
بی ارزش
fustian
بی ارزش
small change
کم ارزش
treasure
با ارزش
price
ارزش
worth
با ارزش
punks
بی ارزش
valuing
ارزش
punk
بی ارزش
rewarding
پر ارزش
valueless
بی ارزش
present worth
ارزش فعلی
declared value
ارزش افهارشده
production cost
ارزش ساخت
quantitative value
ارزش کمی
quantitative value
ارزش مقداری
capital
ارزش ویژه
real value
ارزش واقعی
decrease in value
کاهش ارزش
differential cost
ارزش نهایی
diagnostic value
ارزش تشخیصی
present worth
ارزش حال
present value
ارزش فعلی
present value
ارزش حال
disvalue
بی ارزش کردن
place value
ارزش مکانی
prime cost
ارزش اولیه
critical value
ارزش بحرانی
scale value
ارزش مقیاسی
calorific value
ارزش گرمایی
call price
ارزش اسمی
call by value
فراخوانی با ارزش
store of value
منبع ارزش
surrender value
ارزش بازخرید
subjective value
ارزش ذهنی
book value
ارزش دفتری
surplus value
ارزش اضافی
capital value
ارزش سرمایه
capital value
ارزش سرمایهای
coupling valve
ارزش اتصال
cost finding
ارزش یابی
rental value
ارزش اجارهای
salavage value
ارزش اسقاطی
commercial value
ارزش تجارتی
scrap value
ارزش اسقاطی
code value
ارزش رمز
capitalized value
ارزش سرمایهای
salvage value
ارزش بازیافتنی
capital value
ارزش فعلی
cost account
ذکر ارزش
economic value
ارزش اقتصادی
monetary value
ارزش پولی
net net worth
ارزش خالص
net price
ارزش خالص
net value
ارزش خالص
it is of little worth
کم ارزش است
net worth
ارزش خالص
intrinsic value
ارزش ذاتی
caloric value
ارزش گرمایی
influence value
ارزش تاثیر
increase in value
افزایش ارزش
nominal value
ارزش اسمی
limiting value
ارزش نهایی
loan value
ارزش وام
meed
پاداش ارزش
market value
ارزش بازاری
manufacture cost
ارزش ساخت
man friday
کمک با ارزش
maintenance cost
ارزش نگهداری
loss of value
افت ارزش
logical value
ارزش منطقی
loan value
ارزش استقراض
numerical value
ارزش عددی
face value
ارزش صوری
face value
ارزش اسمی
penny worth
ارزش یک پنی
expected value
ارزش منتظره
exchange value
ارزش مبادلهای
exchange value
ارزش مبادله
par value
ارزش اسمی
equity capital
ارزش ویژه
heating value
ارزش گرمایی
heat value
ارزش گرمایی
heat of combustion
ارزش گرمایی
gross value
ارزش ناخالص
objective value
ارزش عینی
objective value
ارزش واقعی
paradox of value
تناقض ارزش
final value
ارزش نهایی
end value
ارزش انتهایی
survival value
ارزش بقا
wear thin
<idiom>
بی ارزش شدن
value for money
ارزش پول
valuations
ارزش گذاری
value in exchange
ارزش مبادله
valuation
ارزش گذاری
downgrading
کم ارزش کردن
esteem
رعایت ارزش
present value
ارزش فعلی
value as security
ارزش تضمین
kitsch
هنر بی ارزش
heritage asset
میراث با ارزش
rubbish
چیزپست و بی ارزش
value date
تاریخ ارزش
hawed
چیز بی ارزش
depreciation
کم ارزش شمردن
downgrades
کم ارزش کردن
downgraded
کم ارزش کردن
downgrade
کم ارزش کردن
hawing
چیز بی ارزش
haw
چیز بی ارزش
waff
نظر بی ارزش
belittle
کم ارزش کردن
indexation
ارزش ترازی
debunks
کم ارزش کردن
debunking
کم ارزش کردن
debunked
کم ارزش کردن
debunk
کم ارزش کردن
belittling
کم ارزش کردن
haws
چیز بی ارزش
nothing
بی ارزش ابدا
base rates
ارزش اولیه
base rate
ارزش اولیه
value in use
ارزش استفاده
belittled
کم ارزش کردن
value in use
ارزش استعمال
value of assets
ارزش دارائی ها
value of money
ارزش پول
cheapest
کم ارزش پست
cheaper
کم ارزش پست
cheap
کم ارزش پست
belittles
کم ارزش کردن
tinker's damn
چیزبی ارزش
tinker's dam
چیزبی ارزش
use value
ارزش استعمال
use value
ارزش استفاده
forfeiture
تنزل ارزش
premiums
اضافه ارزش
absolute value
ارزش مطلق
use by value
استفاده با ارزش
average value
ارزش میانگین
auxiliary value
ارزش کومکی
added value
ارزش افزوده
undervaluation
کم ارزش گذاری
truth value
ارزش درستی
premium
اضافه ارزش
junk
کهنه و کم ارزش
absolute volue
ارزش مطلق
axiology
علم ارزش ها
axiology
ارزش شناسی
theory of value
نظریه ارزش
belittlement
کم ارزش سازی
value added
ارزش افزوده
valuably
بطور با ارزش
threshold value
ارزش استانهای
valence
توان ارزش
value analysis
تحلیل ارزش
valorization
تعیین ارزش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com