English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
book value ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
Other Matches
transvaluation سنجش ارزش برحسب معیارجدیدی
transvalue سنجیدن ارزش برحسب معیار جدیدی نوسنجیدن
transvaluate سنجیدن ارزش برحسب معیار جدیدی نوسنجیدن
premium statement صورت اضافه ارزش سهام
forfeiture of premiums ضرر اضافه ارزش سهام
collection of premiums وصول اضافه ارزش سهام
ad valorem به نسبت ارزش کالا براساس ارزش
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
ended با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ends با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
end با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
no par value بدون ارزش واقعی بی ارزش
axiological وابسته به ارزش ها یا علم ارزش ها
capital gain منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
carried با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carries با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carry با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carrying با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
halfpennyworth انچه به نیم پنی خریده شود ارزش نیم پنی
uninitialized ارزش اغازی داده نشده مقدار اولیه نگرفته
currency devaluation کاهش رسمی ارزش پول تضعیف ارزش پول
no par بی ارزش
small change کم ارزش
treasure با ارزش
junky بی ارزش
brummagem کم ارزش
fustian بی ارزش
good for nothing بی ارزش
brummagem بی ارزش
low level کم ارزش
rewarding پر ارزش
low grade کم ارزش
worthiness ارزش
worm eaten بی ارزش
shotten بی ارزش
price ارزش
valueless بی ارزش
prices ارزش
naught بی ارزش
raffish بی ارزش
worth با ارزش
worthless بی ارزش
market value ارزش
worth ارزش
regardant با ارزش
avail ارزش
unvalued بی ارزش
values ارزش
value ارزش
cost ارزش
big ticket با ارزش
rubbish بی ارزش
punks بی ارزش
punk بی ارزش
picayubnish بی ارزش
trivalence سه ارزش
valuing ارزش
trivalency سه ارزش
picayune بی ارزش
capital value ارزش سرمایهای
capital value ارزش فعلی
objective value ارزش واقعی
capitalized value ارزش سرمایهای
objective value ارزش عینی
numerical value ارزش عددی
wear thin <idiom> بی ارزش شدن
capital value ارزش سرمایه
book value ارزش دفتری
net worth ارزش خالص
net value ارزش خالص
net price ارزش خالص
call by value فراخوانی با ارزش
call price ارزش اسمی
caloric value ارزش گرمایی
calorific value ارزش گرمایی
net net worth ارزش خالص
nominal value ارزش اسمی
expected value ارزش منتظره
disvalue بی ارزش کردن
present value ارزش فعلی
gross value ارزش ناخالص
valence توان ارزش
differential cost ارزش نهایی
heat of combustion ارزش گرمایی
heat value ارزش گرمایی
heating value ارزش گرمایی
increase in value افزایش ارزش
final value ارزش نهایی
economic value ارزش اقتصادی
exchange value ارزش مبادلهای
exchange value ارزش مبادله
face value ارزش صوری
equity capital ارزش ویژه
rubbish چیزپست و بی ارزش
end value ارزش انتهایی
decrease in value کاهش ارزش
declared value ارزش افهارشده
critical value ارزش بحرانی
coupling valve ارزش اتصال
market value ارزش بازاری
cost finding ارزش یابی
cost account ذکر ارزش
esteem رعایت ارزش
meed پاداش ارزش
monetary value ارزش پولی
commercial value ارزش تجارتی
code value ارزش رمز
heritage asset میراث با ارزش
manufacture cost ارزش ساخت
man friday کمک با ارزش
influence value ارزش تاثیر
intrinsic value ارزش ذاتی
it is of little worth کم ارزش است
limiting value ارزش نهایی
loan value ارزش وام
loan value ارزش استقراض
depreciation کم ارزش شمردن
logical value ارزش منطقی
loss of value افت ارزش
diagnostic value ارزش تشخیصی
maintenance cost ارزش نگهداری
kitsch هنر بی ارزش
haw چیز بی ارزش
added value ارزش افزوده
capital ارزش ویژه
nothing بی ارزش ابدا
tinker's damn چیزبی ارزش
absolute volue ارزش مطلق
absolute value ارزش مطلق
forfeiture تنزل ارزش
waff نظر بی ارزش
scale value ارزش مقیاسی
salvage value ارزش بازیافتنی
hawed چیز بی ارزش
hawing چیز بی ارزش
haws چیز بی ارزش
place value ارزش مکانی
use value ارزش استفاده
use value ارزش استعمال
indexation ارزش ترازی
rental value ارزش اجارهای
salavage value ارزش اسقاطی
scrap value ارزش اسقاطی
tinker's dam چیزبی ارزش
store of value منبع ارزش
subjective value ارزش ذهنی
value date تاریخ ارزش
theory of value نظریه ارزش
value as security ارزش تضمین
valuably بطور با ارزش
survival value ارزش بقا
value analysis تحلیل ارزش
surplus value ارزش اضافی
value added ارزش افزوده
value theory نظریه ارزش
valorization تعیین ارزش
threshold value ارزش استانهای
value of money ارزش پول
value of assets ارزش دارائی ها
cheap کم ارزش پست
cheaper کم ارزش پست
cheapest کم ارزش پست
value in use ارزش استعمال
value in use ارزش استفاده
value in exchange ارزش مبادله
value for money ارزش پول
surrender value ارزش بازخرید
premiums اضافه ارزش
present value ارزش حال
present value ارزش فعلی
axiology ارزش شناسی
belittlement کم ارزش سازی
belittle کم ارزش کردن
belittled کم ارزش کردن
belittles کم ارزش کردن
base rate ارزش اولیه
belittling کم ارزش کردن
face value ارزش اسمی
base rates ارزش اولیه
premium اضافه ارزش
junk کهنه و کم ارزش
truth value ارزش درستی
undervaluation کم ارزش گذاری
downgrading کم ارزش کردن
downgrades کم ارزش کردن
par value ارزش اسمی
paradox of value تناقض ارزش
penny worth ارزش یک پنی
downgraded کم ارزش کردن
downgrade کم ارزش کردن
debunk کم ارزش کردن
debunked کم ارزش کردن
axiology علم ارزش ها
quantitative value ارزش کمی
average value ارزش میانگین
auxiliary value ارزش کومکی
quantitative value ارزش مقداری
real value ارزش واقعی
use by value استفاده با ارزش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com